اسلایدر • جامعه و سیاست

کمال آتاترک: پیشگامِ اصلاحاتِ رادیکال

پروفیسور کریستیان ریدر، طرّاح پروژه، پژوهشگر، استاد بازنشستۀ انتقال هنر و دانش در دانشگاه‌ هنرهای کاربردیِ وین و از بنیان‌گذاران روندِ ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک

پس از آن‌که پیروزمندان جنگ جهانی اول امپراتوری عثمانی را بی‌پروا به حوزه‌های نفوذ خود تقسیم کردند، تنها مصطفی کمال آتاترک (۱۸۸۱–۱۹۳۸) توانست در منطقه‌ی مرکزیِ آن، یعنی آسیای صغیر، ترکیه را به‌عنوان یک دولت-ملت دموکراتیکِ مستقل و به‌طور بنیادین اصلاح‌شده تثبیت کند؛ دولتی که به‌عنوان تنها کشورِ «روشنفکر» جهانِ اسلام شناخته می‌شد. همین امر او را به یکی از اثرگذارترین سیاستمداران قرن بیستم بدل کرد.

امان‌الله خان (۱۸۹۲–۱۹۶۰)، پادشاه افغانستانِ تازه‌استقلال‌یافته، نیز از این الگو الهام گرفت: با تدوین قانون اساسی جدید، اعطای حقوق به زنان و اعزام دانشجویان زن به ترکیه. اما پس از ده سال، در برابر مقاومت‌های محلی [منشأیافته از تعلّقات مذهبی] ناکام ماند و ناچار به تبعید شد.

مصطفی کمال که بعدها با لقب آتاترک (پدر ترک‌ها) مورد ستایش و تجلیل قرار گرفت، اهل شهر بندریِ چندفرهنگیِ تسالونیکی بود؛ شهری که اکثریت جمعیت آن را یهودیان تشکیل می‌دادند.

او زمانی‌که افسر شده بود، در نبرد گالیپولی به‌عنوان قهرمان جنگ و ژنرال شناخته شد، زیرا در آنجا نیروهای متفقین که پیاده شده بودند، با تلفاتِ بسیار سنگین از هر دو طرف، از پیشروی به‌سوی بسفر بازداشته شدند. او با ایستادن در برابر قرارداد صلحِ تحمیلی و حتی در برابر دولت خودش، توانست با ارتشش نیروهای یونانی را، که از ازمیر/اسمیرنا به داخل کشور نفوذ کرده و بخش‌های وسیعی را اشغال کرده بودند، شکست دهد. بدین‌ترتیب، او قرارداد صلح جدید لوزان و سپس استقلالی را که به‌دست آمده بود، تضمین نمود. جابه‌جاییِ ۱٫۵ میلیون یونانی و ۰٫۵ میلیون ترک به «میهن‌های جدید»، خود قرار بود از بروز درگیری‌های آینده جلوگیری کند. سپس سلطنت و خلافت دینی لغو شد و در سال ۱۹۲۳ با پارلمانی جدید، نظام جمهوری بنیان گذاشته شد؛ جمهوری‌ای که هرچند بر یک حزب واحد تکیه داشت و ازاین‌رو تاحدّی اقتدارگرا بود، اما به‌طور قاطع سکولار گردید و خود را بر جدایی دین و سیاست و نوسازی بنیادین استوار ساخت. هم‌چنین، با الگوگیری از اروپای مدرن، زن و مرد را از نظر حقوقی برابر دانست. به جای قانون اسلامی، قانون جدید ارث، قانون خانواده، قانون طلاق، قانون جزا و قانون تجارت اجرا شد. مدارس ملّی شد، دانشگاه‌ها برای همه قابل دسترسی شدند، الفبای لاتین، تقویم غربی و یکشنبه‌های بدون کار معرفی شد، کلاه فِز و عمامه به‌عنوان «بیش از حد شرقی» ممنوع گردید، نام‌های خانوادگی تجویز شد و به زنان حق رأی اعطا گردید. لطیفه اوشاکی (۱۸۹۹_۱۹۷۵)، همسر آزاد و تحصیل‌کرده‌ی غرب مصطفی کمال، تأثیر قابل توجهی بر این تحوّلات داشت، هرچند او خیلی زود راه خود را رفت. زبان ترکی به‌عنوان وسیله‌ای برای ملّت‌سازی، از جمله استفاده از قرآن ترجمه‌شده، به‌طور گسترده تبلیغ می‌شد. مانند صدها هزار پناهنده از بالکان، منطقه‌ی دریای سیاه و قفقاز، همه باید ترک می‌شدند.

او به‌شدّت ضدکمونیست بود و هرگز به موسولینی یا هیتلر نپیوست، در عوض، به سنّت‌های عصر روشنگری گرایش داشت و خود را به هیچ دینی نیازمند نمی‌دید. سکولاریزاسیونِ تهاجمی را اغلب چنان صریح و تند توجیه می‌کرد که بیم آن می‌رفت به صدور فتوای قتل او منجر گردد؛ امری که البته به‌سبب جایگاه و اهمیت او رخ نداد. زیرا به‌گفته‌ی او: «بیش از ۵۰۰ سال است که قواعد و نظریه‌های یک شیخِ عربِ کهن و تفسیرهای مضحک نسل‌هایی از ملّاهای نادان در ترکیه، همه‌ی قوانین مدنی و کیفری را تعیین می‌کرده است. آن‌ها شکل قانون اساسی، کوچک‌ترین اعمال و حرکات یک شهروند، خوراک، ساعت‌های بیداری و خواب، برش لباس، محتوای آموزشی مدارس، آداب و رسوم و حتی افکار مردم را مشخص می‌کرده‌اند. اسلام، این آموزه‌ی الهیِ پوچِ یک بادیه‌نشینِ بی‌اخلاق، و یک لاشه‌ای که در حال تعفّن است، زندگی ما را مسموم می‌کند»(به نقل از: برِند ریل، «کمال آتاتورک» ۲۰۰۶).

حتی در ساختِ ساختمان پارلمان و کاخ دولت در آنکارا، معمار برجسته‌ی اتریش، کلمانس هولْتس‌مایستر (۱۸۸۶–۱۹۸۳)، نیز در این اصلاحات مشارکت داشت. ترکیه، که در جنگ جهانی دوم بی‌طرف مانده بود، به سرزمین تبعید هزاران نفر از آزارشدگان تبدیل شد.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید