اسلایدر

افغانستان و اتریش

پروفیسور کریستیان ریدر، طرّاح پروژه، پژوهشگر، استاد بازنشستۀ انتقال هنر و دانش در دانشگاه‌ هنرهای کاربردیِ وین و از بنیان‌گذاران روندِ ویانا

از مجلّه‌ی آنلاین جاده‌ی ابریشم دعوت شده‌ام تا در این مجموعه تفسیرها [پیرامون مسائل افغانستان] مشارکت کنم؛ زیرا افغانستان دهه‌‌ها است که زندگی و افکار مرا به خود مشغول کرده است. مایلم به ارتباطاتِ عمدتاً نادیده‌گرفته‌شده‌ای جلب توجّه کنم که ممکن است به گسترش و غنای دیدگاه‌‌های رایج کمک کند. در انزوای غم‌انگیز این کشور، که ناشی از شکست مداخلات غربی و سلطه‌ی ارعابِ طالبان است، رویکردهای جدید نیازمند خوداندیشی با ذهنی باز و کاهش حمایت از نیروهای رادیکال مذهبی در جهان اسلام است.

در این راستا، «روند ویانا برای افغانستان دموکراتیک» خود را به یک فرآیند متمایز تبدیل کرده است. از طریق پنج کنفرانس، تقریباً ۳۰۰ چهره‌ی افغانستانی مخالف طالبان، که در تبعید زندگی می‌کنند، اسناد بنیادی تدوین شده است که از نوامبر ۲۰۲۵ به زبان‌های انگلیسی و فارسی منتشر شده‌اند. از آن زمان تاکنون، ارتباطاتی با شورای امنیت سازمان ملل، کنگره‌ی ایالات متحده، اتحادیه‌ی اروپا و نهادهای مختلف دولتی برقرار شده است.

این روند توسط نور صفا یکی از بنیانگذاران روند ویانا، دیپلمات سابق اتریشی متولّد کابل و هماهنگ‌کننده‌ی کمیته‌ی امداد اتریش برای پناهندگان افغانستانی (ARC) در پاکستان، و همسرش فهیمه زهما، فعّال حقوق بشر و یکی از  بنیانگذاران روند ویانا برای یک افغانستان دموکراتیک که بر کنفرانس‌ها نظارت داشت، به همراه رئیس بنیاد خصوصی (RD) ویانا، رئیس کمیته‌ی امداد اتریش برای پناهندگان افغانستانی و نویسنده‌ی این سطور، که تأمین مالی روند ویانا را تضمین می‌کند، آغاز شد. لازم است بگوییم که منیژه باختری، سفیر افغانستان در اتریش، نیز از این روند حمایتِ حیاتی نموده است. این‌که این ابتکار در نهایت چقدر بازتاب خواهد داشت، هرگز قابل‌پیش‌بینی نبود، اما نشان می‌دهد که جدا از نفوذِ سیاسیِ خارجی، چه چیزی می‌تواند از جامعه‌ی مدنی حاصل شود.

مشارکتِ امدادرسانیِ خصوصیِ اتریش، ابتدا در پاسخ به حمله‌ی شوروی به افغانستان و جریان پناهندگانِ ناشی از آن به پاکستان، پا به عرصه گذاشت. کمیته‌ی امداد اتریش توسط آلفرد جاناتا (۱۹۳۳-۱۹۹۳)، قوم‌شناس، تأسیس شد که پیوندهای عمیق و پایداری با افغانستان داشت. من در کنار تعهّدات حرفه‌ای اولیه‌ام، مسئولیت سازمانیِ این برنامه را نیز بر عهده گرفتم. بین سال‌های ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۴، با حداکثر ۴۰۰ کارمند محلی- که نیمی از آن‌ها زن بودند- واحدهای بهداشت عمومی را در اردوگاه‌های پناهندگان در پاکستان اداره می‌کردیم و این واحدها با یک برنامه‌ی حمایتیِ اختصاصی از زنان، که شامل کارت‌های سلامت مادر و کودک، آموزش حفظ الصّحه و اقدامات پیشگیرانه‌ی مراقبت‌های بهداشتی بود، تکمیل می‌شد.

این تلاش‌ها به‌سرعت گسترش یافت که شامل مکاتب برای کمپ‌ها، یک کارگاه خیاطی، یک برنامه کارآموزی مکانیکی، یک طرح مراقبت صحی برای کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد و پروژه‌های کشاورزی در داخل خود افغانستان کار می‌شد. اما پس از یک سوء قصد به جان مدیر پزشکیِ ما و افزایش فشار ناشی از ممنوعیت تحصیل دختران، مجبور شدیم پس از پانزده سال به کار خود پایان دهیم.

این برنامه‌ها، که به‌طور گسترده به‌عنوان نمونه‌ای بی‌نظیر در نظر گرفته می‌شوند، از طریق ترکیبی از کمک‌‌های خصوصی، حمایت دولت اتریش، مؤسسات سازمان ملل و سازمان‌های امدادی بین‌المللیِ متعدد، تأمین مالی گردیده است.

بعدها، به‌عنوان استاد انتقال هنر و علوم در دانشگاه هنرهای کاربردیِ ویانا، کتاب «افغانستان پارچه پارچه» را به‌صورت پراکنده تالیف کردم، طنین، مجموعه‌ی شعری علی م. زهما را منتشر کردم و «سال‌های پر تلاطم» را از دریچه‌ی نگاه این چهره‌ی روشنفکرِ برجسته نگاشتم، که به زبان فارسی نیز منتشر شده است. از طریق تأمین مالی و مشارکت سازمانی در «روند ویانا برای افغانستان دموکراتیک»، توانسته‌ام بار دیگر، به‌طور مشخّص، در جست‌وجوی دیدگاه‌های جدید مشارکت نمایم.

 

ادامه دارد…

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید