اسلایدر • حقوق بشر • زنان

سلطه‌ی مذکر؛ نگاهی به رویدادهای خشونت علیه زنان در ولایت غور، در دوره‌ی طالبان

خشونت علیه زنان، نه‌تنها در ولایت غور که در تمامی افغانستان ریشه در فرهنگ، باورهای اجتماعی و مناسبات اقتصادی دارد؛ فرهنگ، باورها و مناسبات اقتصادی‌ای که زنان و مردان این سرزمین در درون آن‌ها زاده می‌شوند، رشد می‌یابند و در نهایت، خودشان به عنوان عاملان و حاملان این خشونت، در جامعه نقش بازی می‌کنند. بنابراین، ولایت غور در زمینه‌ی اعمال خشونت علیه زنان، استثنا نیست. نمونه‌های این خشونت‌ها را در جای‌جای افغانستان می‌توانیم پیدا کنیم که در طی چهار سال تسلط گروه طالبان اتفاق افتاده‌اند؛ فقط در غور با آمار و ارقام بیشتری روبه‌روییم. به این معنا که وجه تمایز ولایت غور نسبت به سایر ولایت‌های افغانستان، در همین آمار بیشتر رویدادهای اعمال خشونت علیه زنان است، نه در چیز دیگر.

زنان در این ولایت نیز مانند سایر ولایت‌های کشور، در گام نخست، در خانواده مورد خشونت واقع می‌شوند و سپس در جامعه، که بازهم ریشه‌ی فرهنگی، مذهبی و اقتصادی دارد. در واقع، زنان در فرهنگ و باورهای دینی و مذهبی، در عادت‌ها و رفتارهای خانوادگی و اجتماعی، جایگاه پست و حقیری دارند و این، باعث می‌شود که مردان خودشان را نسبت به زنان در جایگاه برتر بپندارند و بر زنان اعمال قدرت و سلطه کنند. از سویی، همین مسئله، در زنان نیز جایگاه فروتر را درونی می‌کند. باعث می‌شود که آن‌ها اعمال قدرت و سلطه‌ی مردان را بپذیرند و کمتر علیه این وضعیت طغیان کنند. به خاطر همین فرهنگ مردسالار و زن‌ستیز، کسانی هم که علیه زنان دست به خشونت می‌زنند، حتا از لحاظ مذهبی و اخلاقی هم احساس گناه نمی‌کنند.

مسئله‌ی دیگری که باعث می‌شود زنان در این جامعه بیشتر مورد خشونت واقع ‌شوند، عدم حمایت قانونی زنان و حقوق‌شان، از طریق نهادها است؛ یعنی نهادهایی نیستند که از حقوق اولیه و انسانی زنان و همچنین از جایگاه و وضعیت اسفناک آنان، حمایت کنند و علیه نظام مردسالار و زن‌ستیز حاکم بشورند. در افغانستان کنونی، نه‌تنها نهاد دولت حامی آن‌ها است، بلکه نهادهای حقوق‌بشری و دفاع از حقوق زنان نیز وجود ندارند. علاوه بر این، اداره‌ی گروه طالبان که نهاد دولت است، اساساً سیاستش بر انکار، سرکوب و محرومیت زنان از صحنه‌ی اجتماعی، استوار است. این گروه، ضد زنان، حقوق و آزادی زنان، آموزش، کار، مشارکت و فعالیت آن‌ها است. این وضعیت، جرم‌انگاری خشونت علیه زنان را از بین می‌برد و امکان اعمال خشونت را در جامعه بیش از پیش افزایش می‌دهد. به قول مولانای بلخی، تیغ به دست زنگی مست می‌دهد که جز فتنه ثمری ندارد. دستاویزی می‌شود برای افراد بدگهر و نادانِ حاکم، قدرت‌مند و زورمند و همچنین، افراد زن‌ستیز و جاهل دیگر. در خلأ حمایت قانونی و عدم جرم‌انگاری خشونت علیه زنان است که آن‌ها مورد تجاوز واقع می‌شوند و مجرمان، بدون این‌که به مجازات شوند، به راحتی در جامعه به کار و زندگی ادامه می‌دهند و بار اخلاقی، قانونی و اجتماعی برای‌شان در پی ندارد. حتا بدتر از آن، بازهم زنان به عنوان حاملان خشونت، مقصر شناخته می‌شوند و در تنهایی، انزوا و طردشدگی اجتماعی، رنج، درد، اندوه و بار منفی اجتماعی آن را به دوش می‌کشند. در این صورت، یا این همه درد و رنج را تاب می‌آورند و به زندگی‌شان ادامه می‌دهند یا تن به مرگ می‌دهند و اقدام به خودکشی و خودسوزی می‌کنند.

انواع خشونت علیه زنان

بر اساس رویدادهایی که تا کنون رسانه‌ای شده‌اند یا حتا به خاطر مسائل اجتماعی و فرهنگی، عدم فعالیت رسانه‌ها و محدودیت آزادی بیان، رسانه‌ای نشده‌اند، زنان در ولایت غور با گونه‌های مختلف خشونت روبه‌رو هستند؛ یعنی بیشتر، همین گونه‌های اعمال خشونت علیه زنان، در جامعه اتفاق افتاده‌اند و از آن‌ها قربانی گرفته‌اند. در ادامه، نمونه‌های آن‌ها فهرست‌وار ارائه می‌شود.

باید یادآور شد که این گزارش بر اساس رویدادهایی نوشته شده که در رسانه‌ها بازتاب یافته‌اند و فقط چند مورد، به اتفاقاتی اشاره شده که رسانه‌ای نشده‌اند. بنابراین، بدیهی است که به دلیل فضای موجود، اختناق و سرکوب اجتماعی، محدودیت رسانه‌ها و عدم همکاری آگاهان، به خاطر پیامدهای اجتماعی آن، بسیاری از رویدادها رسانه‌ای نمی‌شوند. به گفته‌ی خانم سیما جوینده، والی پیشین ولایت غور، در گفت‌وگویی با هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، فقط خوش‌بخت‌ترین‌ها فرصت رسانه‌ای شدن پیدا می‌کنند. باقی، در گوشه و کنار این ولایت، به دور از چشم رسانه‌ها، خشونت را تحمل می‌کنند و حتی جان‌شان را از دست می‌دهند.

  1. ازدواج اجباری

در طول چهار سال سلطه‌ی طالبان، ازدواج‌های اجباری زنان و دختران یکی از خشونت‌های پرتکرار در ولایت غور است. ازدواج‌‌های اجباری از سال‌های دور اول طالبان و دوره‌ی جمهوریت نیز در این ولایت وجود داشت و رویدادهای تلخی هم اتفاق افتادند. به گونه‌ی نمونه، می‌توان به سنگسار رخشانه، تیرباران چمن‌گل و شلاق زدن زرمینه در ملأ عام، همه در سال ۱۳۹۴، خودکشی مژگان در سال ۱۳۹۷ و… اشاره کرد؛ اما تعداد این رویدادها به مراتب کمتر از دو دور حاکمیت طالبان (دور اول و دور دوم) بودند. به گفته‌ی رسانه‌ها و فعالان حقوق زنان در ولایت غور، در پنج سال دوره‌ی اول طالبان، آمار این رویدادها بیشتر بود؛ در بیست سال دوره‌ی جمهوریت روند نزولی طی کرد و جامعه‌ی سنتی غور تا حد زیادی پذیرای حقوق و آزادی‌های زنان بودند؛ اما با روی کار آمدن دوباره‌ی گروه طالبان، اینک این روند بازهم رو به افزایش نگران‌کننده گذاشته است؛ آن‌قدر که سیما جوینده، والی پیشین ولایت غور، معتقد است: «اگر بگوییم بازگشت طالبان، خشونت علیه زنان را در ولایت غور، صددرصد افزایش داده است، غلو نکرده‌ایم و واقعیت است».

عوامل ازدواج‌های اجباری

افزایش ازدواج‌های اجباری در دوره‌ی طالبان، علل و عوامل مختلفی دارد. محرومیت دختران از تحصیل، سیاست زن‌ستیزانه‌ی گروه طالبان، فقر و تنگ‌دستی، فرهنگ مردسالار، عدم فعالیت نهادهای حقوق‌بشری و حقوق زنان و باورهای مذهبی، از جمله عواملی هستند که باعث این خشونت‌ها می‌شوند. همین عوامل در چار سال اخیر بیشتر چهره نشان داده‌ و زنان را به کام خشونت و مرگ برده است.

آخرین مورد ازدواج اجباری در ولایت غور، خودسوزی عابده بود؛ رویدادی که به تاریخ ۷ ثور ۱۴۰۴، در روستای «درزاب نیلی» ولسوالی تیوره‌ی این ولایت رخ داد. عابده ۲۰ سال داشت و به دلیل ازدواج اجباری خودش را به آتش کشید و جان باخت.

به‌گفته‌ی منابع محلی، یکی از فرماندهان محلی طالبان در این ولایت، به اسم حاجی محمد رحمانی قصد داشت عابده را به‌زور به نکاح برادر خود، محمد‌عظیم، درآورد؛ اما او راضی نبود. زمانی که نیروهای این فرمانده محلی به هدف بردنش به روستای درزابِ نیلی هجوم بردند و پدر و برادر او را بازداشت کردند، او با چوب و پترول خودش را به آتش سپرد و به زندگی‌اش پایان بخشید.

رویدادی دیگر، به تاریخ ۹ حمل ۱۴۰۳خ. در روستای «نورک» ولسوالی پسابند ولایت غور اتفاق افتاد. به گفته‌ی منابع محلی‌ای که هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم با آن‌ها صحبت کرده، مقام‌های محلی طالبان یک دختر ۱۷ ساله‌ را در ولسوالی پسابند به زور از خانه‌اش بردند، سپس، یکی از نزدیکان آمرِ دفتر فرماندهی ولسوالی پسابند، به‌ اجبار به نکاحش در آورد.

به گزارش هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، به نقل از منابع محلی، مقام‌های محلی گروه طالبان؛ خیرالله خیرخواه، ولسوال؛ عبدالحمید خالد، فرمانده امنیه؛ توحیدی، آمر استخبارات؛ محمد مشفق، معاون استخبارات و سایر جنگ‌جویان این گروه در ولسوالی پسابند، به خانه‌ی دختر یورش بردند و او را به‌زور از خانه‌اش بیرون آورده، با خودشان بردند.

دلیل اصلی حلق‌آویز کردن دختر ۱۹ ساله‌ای در منطقه‌ی «دهن اخته» در جنوب‌غرب فیروزکوه، مرکز ولایت غور، هم ازدواج اجباری بود. این دختر پس از مشاجره‌ی لفظی با پدرش در مورد ازدواج، ۳ حوت ۱۴۰۳خ.) خودش را حلق‌آویز کرد. او یک سال قبل، بدون رضایتش، با مردی نامزده شده بود.

آنچه به تاریخ ۱۶ عقرب ۱۴۰۲خ. به خانواده‌ی «حسنیه»، باشنده‌ی ولسوالی دولینه رفت، نمونه‌ی دیگری از این نوع خشونت است. منابع محلی تأیید می‌کنند که دختر ۱۳ ساله‌ی این خانمِ بدون سرپرست، مجبور به ازدواج اجباری شد. همسرش در اثر حادثه‌ی ترافیکی‌ آسیب دید و او مجبور شد برای تداوی همسرش، دختر ۱۳ ساله‌ی خود را در بدل یک گاو معامله کند.

شوهر حسنیه، پس از مدتی فوت کرد و سرپرستیِ سه پسر ۷ تا ۱۲ ساله و یک دختر ۱۳ ساله به گردن او افتاد. براساس یافته‌های جاده‌ی ابریشم، مرد میان‌سالی که گاوش را برای درمان شوهر حسنیه داده بود، خواستار دختر ۱۳ ساله‌ی او بود تا به عقدش در آورد. این مرد، دارای یک زن و سه فرزند است.

  1. تجاوز جنسی

خشونت دیگری که زنان ولایت غور با آن روبه‌رو هستند، تجاوز جنسی است. با روی کار آمدن گروه طالبان، آمار این نوع قربانی خشونت علیه زنان نیز بیشتر شده؛ زیرا سیاست زن‌ستیزانه‌ی گروه طالبان زمینه‌ساز این نوع خشونت است. بر اساس گزارش‌هایی که رسانه‌های افغانستان منتشر کرده‌اند، عوامل بسیاری از این موارد، افراد وابسته به گروه طالبان هستند. به گفته‌ی منابع محلی، افراد این گروه، به بهانه‌های مختلف، زنان و دختران را بازداشت و بر آن‌ها تجازو می‌کنند. اگر آن‌ها شکایت هم کنند، شکایت‌شان به جایی نمی‌رسند و نهادی هم نیست که از حقوق آنان دفاع کند. در جامعه‌ی سنتی‌ ولایت غور، اگر زنان از تجاز سخن بگویند، بازهم این خود قربانیان هستند که خشونت مضاعف را تجربه می‌کنند. برای همین، دو انتخاب در پیش دارند؛ خودکشی یا سکوت.

«زرمینه»‌ی شانزده ساله، قربانی این نوع خشونت شد. او در ۱۰ ثور ۱۴۰۲خ. توسط یکی از اعضای گروه طالبان در ولایت غور در خانه‌اش به قتل رسید. زرمینه باشنده‌ی روستای «سربند» از مربوطات شهر فیروزکوه بود.

یک روز پس از این رویداد، کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان (دوشنبه، ۱۱ ثور) در اعلامیه‌ای، قتل این زن جوان را توسط یک عضو گروه طالبان، وحشیانه خواند و نوشت که عبدالقدوس، پسر یکی از فرماندهان گروه طالبان و یک فرد دیگر، یک زن جوان حامله را با شلیک گلوله در منزلش به‌ قتل رسانده‌اند.

به گفته‌ی این کمیسیون، هنگامی‌که دو طالب مسلح می‌خواستند بر او تجاوز کنند، با مقاومت و داد و فریادش مواجه شدند و در نهایت، عبدالقدوس با شلیک گلوله، جانش را گرفت.

رویدادی دیگر، در ۲۹ سرطان ۱۴۰۲خ. در روستای «قُطس» شهر فیروزکوه رخ داد که دو عضو گروه طالبان، هنگام تجاوز جنسی بر دو زن بازداشت شدند. به گزارش هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، این دو عضو گروه طالبان، بصیر و گل‌احمد نام داشتند و کارمندان ریاست معارف غور بودند. شب‌هنگام پس از تجاوز جنسی بر دو زن، توسط باشندگان محل دست‌گیر شدند.

طالبان در بازداشت، زندانی و شکنجه‌ی زنان، سر از پا نمی‌شناسند. زنان را حتا اگر جرمی هم مرتکب نشده باشند، به راحتی مجرم شناخته، بازداشت، زندانی و مجازات می‌کنند؛ اما وقتی اعضای این گروه مرتکب جرمی، آن هم در حق زنان می‌شوند، از زندانی و مجازات آنان چشم‌پوشی می‌کنند. اداره‌ی محلی این گروه در ولایت غور، هرگز از زندانی و مجازات عاملان تجاوزهای یادشده، سخن نگفته است. به نحوی، با سکوت برخورد کرده است. اگر این کار از سوی افراد عادی صورت گیرد، آن‌ها را زندانی و محاکمه می‌کنند و در ملأ عام، شلاق می‌زنند.

  1. خشونت خانوادگی

مهم‌ترین و پرتکرارترین نوع خشونت علیه زنان در ولایت غور، خشونت خانوادگی است. همان‌گونه که پیشتر نیز اشارت رفت، خشونت در گام نخست از خانواده شروع می‌شود و بعد وارد جامعه می‌گردد. خشونت خانوادگی، گاهی از سر فقر و تنگدستی صورت می‌گیرد و زمانی به خاطر فرهنگ مردسالار، نهادینه شدن و عادی شدن خشونت. این خشونت، آن‌قدر در جامعه نهادینه و عادی شده که بسیاری از رفتارهای خشونت‌آمیز و برخوردهای زن‌ستیزانه، خشونت تلقی نمی‌شوند.

به گفته‌ی یکی از اعضای پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر در ولایت غور، در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، دختر ۱۱ ساله‌ای، باشنده‌ی مرکز ولایت غور، در اثر لت‌وکوب اعضای خانواده‌اش به قتل رسید. مادر و برادر این دختر، او را به خاطر حرف زدن با پسر همسایه، آن‌قدر زدند و به سرش ضربه وارد کردند که دختر بی‌هوش شد. وقتی او را به شفاخانه‌ی ولایتیِ غور بردند، دیدند که دختر فوت شده است.

جمیله، باشنده‌ی روستای «تخم» ولسوالی دولت‌یار نیز به دلیل اختلافات خانوادگی، در تاریخ ۱ جوزای ۱۴۰۳ خودش را به آب انداخت.

به گزارش هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، به نقل از منابع محلی، جمیله ۱۸ سال داشت و حدود یک ماه قبل از این رویداد، با پسر همسایه‌ی خود ازدواج کرده بود.

هم‌چنین، مردی در ولسوالی پسابند ولایت غور، به تاریخ ثور ۱۴۰۲خ. همسرش را با ضرب «بیل کشاورزی» به قتل رساند. به گفته‌ی منابع، این رویداد در منطقه‌ی «سنگان» از مربوطات ولسوالی پسابند رخ داد و دلیل آن مشکلات و خشونت‌های خانوادگی بود. قاتل، امیرمحمد نام داشت و پس از بازداشت از سوی گروه طالبان، به جرمش اعتراف کرد.

دلیل خودکشی «فرشته»، باشنده‌ی روستای «کنعان» ولسوالی ساغر، نیز خشونت‌های خانوادگی بود. بنابر یافته‌های جاده‌ی ابریشم، این خانم به دلیل خشونت‌های خانوادگی در ۲۷ جوزای ۱۴۰۱خ. با شلیک گلوله خودکشی کرد.

در این میان، زنان گروه طالبان بیش از زنان دیگر در وضعیت دشوارتری به سر می‌برند و در واقع، در خانه‌های‌شان زندانی‌اند. بنابر گزارش رسانه‌ها؛ به تاریخ ۳ عقرب ۱۴۰۱خ. خانم ۲۵ ساله‌ای به نام «ریحان» در شهر فیروزکوه، مرکز ولایت غور، خودکشی کرد. ریحان یکی از بستگان طالبان بود که به دلیل خشونت‌های خانوادگی دست به خودکشی زد.

در جامعه‌ی مردسالار و زن‌ستیز، مردان انتظار دارند که زنان مطیع بی‌چون و چرای آنان باشند و خود هیچ انتخاب و نظری نداشته باشند. در زندگی خانوادگی هم هرچه مردان تصمیم می‌گیرند، همان باید جامه‌ی عمل بپوشد. در چنین فضایی، اگر زنان چنین اطاعتی از مردان نداشته باشند، مردان به خودشان حق می‌دهند که آن‌ها را تنبیه کنند. در ولایت غور، نمونه‌های این نوع برخوردها نیز با زنان وجود داشته‌اند.

مردی در ولایت غور، خانمش را به دلیل گوش‌ ندادن به حرف‌هایش، خفّه کرد. بنا به گفته‌ی منابع محلی در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، این رویداد به تاریخ ۱۶ جوزا ۱۴۰۱٫ در ولسوالی پسابند ولایت غور رخ داد و نام قاتل نیز «عبدالسلام» بود.

به همین شکل، دو رویداد دیگر؛ یکی ۱۷ عقرب ۱۴۰۱ و دیگری ۲۷ قوس همین سال، در ولایت غور اتفاق افتاد. به گزارش رسانه‌ها، رویداد اول در مربوطات حوزه‌ی اول امنیتی، شهر فیروزکوه اتفاق افتاد و دختری به نام «ریحانه» که ۲۵ سال سن داشت، با شلیک گلوله به زندگی‌اش پایان داد. رویداد دوم، در روستای «دهتا» از مربوطات ولسوالی تیوره، به وقع پیوست و در آن دختری به نام «پریماه» خودش را حلق‌آویز کرد. هردوی این دختران، به دلیل خشونت‌های خانوادگی، به زندگی‌شان پایان دادند و به آغوش مرگ پناه بردند.

  1. اختطاف

اختطاف زنان و دختران نیز در غور اتفاق می‌افتد. در این رویدادها، افراد وابسته به گروه طالبان و دیگر زورمندان، زنان را ربوده، یا آن‌ها را به اجبار به نکاح‌شان در می‌آورند یا بر آن‌ها تجاوز می‌کنند. در صورت، دوم، بازهم یا رهای‌شان می‌کنند یا می‌کشندشان.

در تاریخ ۱۵ عقرب ۱۴۰۳خ. تفنگ‌داران ناشناس، ساعت هفت شب، زن شوهرداری را از ناحیه‌ی دوم شهر فیروزکوه ربودند. منابع محلی تأیید می‌کنند که چهار نفر تفنگ‌دار، زمانی که شوهر این خانم در خانه حضور نداشت، وارد خانه‌ی زن شدند، کودکان او را لت‌وکوب کردند و زن را با خودشان بردند. تفنگ‌داران بر رینجر و موترسایکل سوار بودند که نشان می‌دهد وابسته به گروه طالبان بوده‌اند‌.

چنان‌که گذشت، مقام‌های محلی گروه طالبان، به تاریخ ۹ حمل ۱۴۰۳خ. دختر ۱۷ ساله‌‌ای را از روستای «نورک» ولسوالی پسابند ولایت غور، به زور از خانه‌ی پدرش بردند، سپس، یکی از نزدیکان آمرِ دفتر فرماندهی گروه طالبان در ولسوالی پسابند، به‌ اجبار به نکاحش در آورد.

  1. ازدواج زیر سن

پس از روی کار آمدن گروه طالبان، ازدواج‌های زیر سن در سراسر افغانستان افزایش یافت. گزارش سازمان ملل متحد که در ماه می ۲۰۲۴م. منتشر شد، افزایش ۳۵ درصدی ازدواج‌های زیر سن دختران را نشان می‌دهد. این نهاد، یکی از دلایل این افزایش را در دوران طالبان، ممنوعیت از تحصیل دختران عنوان می‌کند. به گفته‌ی این نهاد، پس از سال ۲۰۲۱م. ۳۵ درصد دختران در افغانستان پیش از رسیدن به ۱۸ سالگی و ۱۷ درصد پیش از رسیدن به ۱۵ سالگی وادار به ازدواج شده‌اند.

این افزایش در ولایت غور، بیش از پیش خودش را نشان داده است. یکی از اعضای پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر در ولایت غور، درباره‌ی افزایش ازدواج‌های زیر سن در زمان طالبان، چنین می‌گوید: «پس از تسلّط مجدّد طالبان که هیچ حمایت از زنان صورت نمی‌گیرد، هیچ پناهی هم برای زنان وجود ندارد، دوباره فرهنگ طالبانی در جامعه مسلط شده است. کار، دانشگاه، مکتب، علم و تعلیم از زنان و دختران گرفته شده‌اند. دلیلی برای مردان زن‌ستیز نمی‌ماند که دختران‌شان را نفروشند.»

بنابراین، یکی از خشونت‌های رایج در ولایت غور، ازدواج‌های زیر سن است. دختری که هنوز به سن قانونی نرسیده، چیزی از ازدواج و انتخاب همسر آینده‌اش نمی‌داند. این ازدواج‌ها، معمولاً با تصمیم والدین یا با اعمال زور از سوی افراد زورمند وابسته به گروه طالبان یا از سوی کسانی دیگر، اتفاق می‌افتند. دختران، بدون رضایت، مجبورند به این خواسته‌ی آن‌ها یا تن بدهند و بدون این‌که به سن ازدواج برسند، راهی خانه‌ی شوهر ‌شوند و یا علیه این تصمیم بایستند. اگر اتفاق اول بیفتد، بسیاری از این ازدواج‌ها ناموفق بوده و زمینه‌ی خشونت‌های خانوادگی بعدی را فراهم می‌آورد؛ اما اگر اتفاق دوم بیفتد، نتیجه‌ی آن مرگ است.

دلایل ازدواج‌های زیر سن

دلایل مهم ازدواج‌های زیر سن را می‌توان چنین دسته‌بندی کرد: الف. سیاست‌های زن‌ستیزانه‌ی گروه طالبان؛ ب. فقر و مشکلات اقتصادی خانواده‌ها؛ پ. زورگویی افراد وابسته به گروه حاکم؛ ج. فرهنگ و سنت؛ د. محرومیت دختران از تحصیل.

در فضای زن‌ستیزانه‌ای که گروه طالبان به وجود آورده‌اند، اینک بیشتر مردان به خود حق می‌دهند به جای دختران و زنان‌شان تصمیم بگیرند و به آن‌ها تعیین تکلیف کنند. حتا مهم‌ترین اتفاق زندگی آنان؛ یعنی ازدواج را نیز آن‌ها تصمیم می‌گیرند. آخرین مورد از این رویداد، ازدواج زهره (اسم مستعار)، دختر ۱۵ساله‌، باشنده‌ی منطقه‌ی «دهن کاسی» مرکز شهر فیروزکوه است که به تاریخ ۲ جوزای امسال، به‌صورت اجباری با یک پسر ۱۴ساله نامزد شد.

در این ازدواج، هردو طرف متضرر شدند. به گفته‌ی یکی از فعالان پیشین حقوق بشر، به نقل از نزدیکان دختر، این تصمیم پدر زهره بوده: «من یک مرد هستم و حق تصمیم‌گیری در مورد دخترم را دارم و می‌دانم دخترم کجا باشد».

در موردی دیگر، فریبا، باشنده‌ی ولسوالی تیوره، به تاریخ ۲۴ ثور امسال، خودکشی کرد. به گفته‌ی منابع محلی، در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، او هنوز ۱۷ سال سن داشت و یکی از افراد گروه طالبان خواستگارش بود؛ اما دختر و خانواده‌اش راضی نبودند. این عضو گروه طالبان، آن‌قدر فشار می‌آورد و زورگویی می‌کند که در نهایت، خانواده‌اش مجبور می‌شود دخترشان را نامزد کنند؛ اما چون دختر راضی نبود، با خوردن دارو به زندگی‌اش پایان داد.

در بعضی موارد، اعتیاد، فقر و تنگدستی خانواده‌ها نیز مزید بر عوامل دیگر شده، دختران را به دام ازواج‌ زیر سن می‌اندازد؛ مثلاً پدر و مادر معتاد شکیلا، دختر ۱۳‌ ساله‌شان را به‌صورت اجباری به عقد مرد ۳۵ ساله‌ای به‌نام فاروق در آوردند؛ مردی که روانی است و به گفته‌ی یکی از فعالان پیشین حقوق بشر در ولایت غور، همیشه شکیلا را شکنجه می‌کند. به دلیل این خشونت‌ها، تا دو سال، او پریود نمی‌شده و شوهرش ناراحت بوده و او را بیشتر شکنجه می‌کرده که چرا بچه‌دار نمی‌شود. سرانجام، او در سال گذشته (۱۴۰۳) بچه‌دار شد.

اکنون که پدر و مادرش از اشتباه‌شان پشیمان شده‌اند، به دنبال رهایی او هستند؛ اما از وقتی شوهر شکیلا از این موضوع باخبر شده، او را فراری داده و به جای نامعلومی برده است.

نمونه‌ی دیگر، نامزدی و ازدواج اجباری زحل (اسم مستعار)، باشنده‌ی «دره‌ی شیخا»، در ۱۳سالگی، با مردی ۲۵ ساله است. به گفته‌ی منابع محلی، آن‌ها، دو سال نامزد بوده و در همین دوره، زحل از شوهرش باردار می‌شود و تا زمان وضع حمل، آن را از همه پنهان می‌کند. در نهایت، به‌تنهایی در حمام خانه، بچه‌اش را به دنیا می‌آورد. آن وقت، پدر و مادرش از این موضوع باخبر می‌شوند. شوهرش که می‌آید، از بردن زحل به خانه‌اش امتناع می‌کند.

بدبختی زحل وارد فاز دیگری می‌شود؛ رنج در خانه‌ی پدر و طرد شدن از سوی شوهر. او مدّتی در خانه‌ی پدر می‌ماند و زجر می‌کشد و بعد از سه‌چهار ماه، شوهرش می‌آید و او را با خود می‌برد.

سرنوشت غم‌انگیز سیما (اسم مستعار) و خواهرش، نمونه‌ی دیگر این نوع خشونت است. این دو خواهر، به خاطر باز ماندن از آموزش و مکتب، دچار افسردگی شدید می‌شوند و بارها تشنّج می‌کنند؛ اما به جای تداوی، با هدایت یکی از داکتران شفاخانه‌ی ولایتی غور، آن‌ها را در ولایت فاریاب، به شوهر می‌دهند.

در رویداد دیگری، مادری به نام گلستان، باشنده‌ی روستای «کاسی» غور به خاطر فقر و مشکلات اقتصادی، مجبور می‌شود سه دخترش را به ازدواج زیر سن وادار کند. منبعی که نخواست از او نامی برده شود، تأیید می‌کند که گلستان که خود هم قربانی ازدواج اجباری بوده، سه دختر ۱۰ ساله، ۱۲ ساله و ۱۵ ساله‌اش را به ازدواج وادار می‌کند؛ دخترانی که هنوز دانش‌آموز مکتب بودند.

  1. منع کار و آموزش

یکی از محدودیت‌ها و ستم‌هایی که در دوران طالبان بر زنان و دختران افغانستان اعمال شد و باعث شد آن‌ها کاملاً خانه‌نشین شوند، ممنوعیت کار و آموزش زنان و دختران از سوی گروه طالبان بود. این ستم، در تمامی افغانستان از زنان و دختران قربانی زیادی گرفته؛ اما در ولایت غور موارد بیشتری ثبت شده است. دختران در این ولایت به خاطر منع آموزش، دچار مشکل روانی شده و همچنین خشونت را تجربه کرده‌اند.

چنان‌که گذشت، سیما (اسم مستعار) و خواهرش به خاطر باز ماندن از مکتب، دچار افسردگی شدید و تشنّج شدند؛ اما به جایی این‌که وضعیت آن‌ها درک و افسردگیِ حادشان مداوا شود، به شوهر داده شدند.

هم‌چنین، «حنیفه»، باشنده‌ی روستای «قلعه‌ی محمدقدم» ولسوالی لعل‌وسرجنگل ولایت غور، در ۱۲ عقرب ۱۴۰۱خ. خودش را حلق‌آویز کرد. به گفته‌ی نزدیکان حنیفه، او با خشونت خانوادگی مواجه نبود. یک سال قبل، از مکتب فارغ شده بود، آرزو داشت در دانشکده‌ی طب درس بخواند و داکتر شود. وقتی دختران از سوی گروه طالبان از آموزش منع شدند، او افسرده شد و به همین خاطر، به زندگی‌اش پایان داد.

  1. مجازات (سنگسار، تیرباران، زندان و شلاق زدن در ملأ عام)

اکنون، عامل اصلی انکار، سرکوب و نادیده گرفتن زنان و اعمال خشونت علیه زنان، گروه طالبان است؛ گروهی که زنان و دختران این کشور را از صحنه‌های اجتماعی به پستوهای تاریک و تنگ خانه‌ها رانده‌اند. چهار سال است که چهاردیواری خانه‌‌ها مرز آن‌ها با جهان بیرون است. حق ندارند از این چهاردیواری بدون محرم شرعی و حجاب اسلامی، پا فراتر از آن بگذارند. اگر خلاف این قوانین عمل کنند، مجازات می‌شوند.

به باور یکی از اعضای پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر در ولایت غور: «این گروه (طالبان)، با ترس و ارعاب، گروگان‌ گرفتن زنان و دختران و وادارکردن خانواده‌ها به ازدواج کودکان و دختران‌شان، می‌خواهند توجّه مردم را از صحنه‌ی سیاسی به مسائل خانوادگی فروکاهد… یک جامعه‌ی بی‌سواد، فقیر و درگیر مسایل خانوادگی، طبیعتاً فرصت مناسبی را برای تطبیق سیاست‌های طالبان مساعد می‌سازد».

در صورتی که زنان خلاف قوانین زن‌ستیزانه‌ی گروه طالبان عمل کنند، مجازات بازداشت، زندان، سنگسار، تیرباران و شلاق زدن در پی دارد. در این چهار سال، گروه طالبان از این نوع مجازات زنان دریغ نکرده‌اند؛ مثلاً دادگاه عالی طالبان در ۱۸ سنبله ۱۴۰۳خ. اعلام کرد که سه زن و چهار مرد، به اتهام‌های مختلف؛ از جمله فرار از منزل، زنا و تجاوز به حریم خصوصی دیگران، از سوی دادگاه محلی این گروه در ولایت غور، متهم شناخته شده و مجازات شدند.

اداره‌ی محلی گروه طالبان در ولایت غور، متهمان را از یک سال تا چهار سال زندان و ۳۹ ضربه شلاق محکوم کرد.

همچنین، دادگاه عالی طالبان، در خبرنامه‌ای (۲۱ سنبله ۱۴۰۳خ.) اعلام کرد که یک زن را در ولایت غور به دلیل فرار از منزل، به دو سال حبس تنفیذی و ۳۹ ضربه شلاق محکوم کرده است.

این حکم پس از تأیید دادگاه عالی طالبان، با حضور رئیس عمومی محکمه‌ی مرافعه، مسئولان محاکم و مردم غور، بر این زن تطبیق شد.

یک سال پیش از این اتفاقات نیز گروه طالبان تعدادی از دختران و پسران ولایت غور را به اتهام‌های مختلف مجازات کردند. در ماه سنبله ۱۴۰۱خ. طالبان طی یک هفته سه دختر و سه پسر را به اتهام «عدم رعایت وجیبه‌های شرعی و روابط نامشروع»، در ولسوالی دولت‌یار و شهر فیروز کوه، نخست بازداشت کردند و بعد، در ملاء عام هرکدام را ۳۹ ضربه شلاق زدند.

به گفته‌ی منابع محلی، طالبان با گذاشتن جاسوس در میان مردم، تمام فعالیت‌ها و رفت‌وآمدهای مردم؛ به‌ویژه دختران را زیر نظر دارند. برای همین، هرازگاهی باعث آزارواذیت، بازداشت و شکنجه‌ی آنان می‌شوند.

در رویدادی دیگر، در سوم عقرب ۱۴۰۱خ، وقتی «سلیمه» به قصد ازدواج با مرد مورد علاقه‌اش از خانه فرار کرد، توسط گروه طالبان دستگیر شد. نیروهای طالبان پس از بازداشت آنان، مرد را تیرباران کردند و سلیمه‌ را به سنگسار محکوم کردند؛ اما سلیمه منتظر سنگسار نماند و خودکشی کرد.

در ۲۱ حوت ۱۴۰۰خ. نیز نیروهای طالبان زن و مردی را به اتهام رابطه‌ی جنسی نامشروع در غور تیرباران کردند. این رویداد در روستای «لعل سرخ» ولسوالی تیوره‌ی این ولایت رخ داد.

به گفته‌ی رسانه‌ها، این زن و مرد به اتهام رابطه‌ی جنسی خارج از ازدواج، توسط اعضای طالبان تیرباران شدند.

آخرین گزینه برای زنان و دختران

زنانی که در خانه و اجتماع، با خشونت‌هایی ذکرشده روبه‌رو می‌شوند، راهی برای مبارزه، مقاومت و ایستادگی ندارند. در افغانستان تحت سلطه‌ی طالبان، هیچ نهادی نیست که صدای آنان را بشنوند و مدافع حقوق‌شان باشد. بنابراین، در این وضعیت، گزینه‌های زیادی پیش‌رو ندارند. آن‌ها در این هنگام فقط سه انتخاب دارند:

  1. فرار از منزل

زنان و دختران، غور برای این‌که تن به تجاوز جنسی، ازدواج اجباری، ازدواج زیر سن و… ندهند، اولین گزینه‌شان برای نجات یافتن، فرار از منزل است. این گزینه، همیشه برای‌شان مخاطره‌آمیز است و تعداد اندکی تن به این انتخاب می‌دهند؛ زیرا طالبان به راحتی آن‌ها را دستگیر و مجازات می‌کنند که نمونه‌های مجازات چنین رویدادهایی، پیش از این، در بخش مجازات، آورده شد.

  1. سکوت و تحمل رنج

دومین گزینه پیش روی زنان حامل خشونت، در ولایت غور، سکوت و تحمل وضعیت تحمیل‌شده است. تقریباً نود درصد زنانی که گونه‌های مختلف خشونت را تجربه می‌کنند، سکوت می‌کنند و علی‌رغم میل باطنی‌ و شکست درونی‌شان، به زندگی‌ ادامه می‌دهند و لب از لب نمی‌گشایند؛ زیرا می‌دانند که برای رهایی از این رنج، فقط یک انتخاب دارند و روبه‌رو شدن با آن، کار آسانی نیست.

  1. مرگ؛ آخرین پناه

زنان و دختران غوری، وقتی همه‌ی راه‌ها را به روی‌شان بسته می‌بینند و تمامی امکان‌ها را خارج از دسترس، مرگ آخرین ایستگاهی است که آن‌ها پیاده می‌شوند. وقتی از همه چیز ناامید می‌شوند و صحنه‌ی زندگی برای‌شان تنگ، جام مرگ را سرمی‌کشند و بدین‌سان، به رنج و اندوه‌شان، پایان می‌دهند. این مرگ است که آزادی و رهایی بی‌انتها برایشان هدیه می‌کند؛ آزادی‌ای که آن‌ها در زندگی‌شان نداشتند. در این سال‌ها، فقط مرگ به زنان و دختران افغانستان به صورت عام و زنان و دختران ولایت غور، به صورت خاص، روی خوش نشان داده‌ و آخرین پناه‌شان بوده است. این آخرین گزینه، به شکل‌های مختلف به انجام رسیده و هر کسی، فراخور طرز فکر، باور و امکاناتش، یکی را برگزیده است:

الف. حلق‌آویز کردن

یکی از شیوه‌هایی که زنان غور به زندگی‌شان پایان داده‌اند، حلق‌آویز کردن است. به گونه‌ی نمونه، در ۹ اسد ۱۴۰۴خ. یک زن ۳۲ ساله‌، در روستای «کُشک پایین» ولسوالی لعل‌وسرجنگل ولایت غور خودش را حلق‌آویز کرد. به گفته‌ی منابع محلی، در گفت‌وگو با هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم، این زن فاطمه نام داشت و مادر دو دختر بود. دخترانش یکی سه سال و دیگری هفت سال دارد.

منابع محلی تأیید می‌کنند که فاطمه هنگام خودکشی، پنج ماهه باردار بود. او نیز به دلیل اختلاف خانوادگی با شوهرش، خود را حلق‌آویز کرد.

به گفته‌ی منابع محلی، به تاریخ ۵ ثور ۱۴۰۲خ. زنی در روستای «سنگان» ولسوالیِ پسابند ولایت غور، خودش را حلق‌آویز کرد.

پریماه باشنده‌ی روستای «دهتا»ی ولسوالی تیوره نیز به تاریخ ۲۷ قوس ۱۴۰۱خ، به دلیل خشونت‌های خانوادگی خودش را حلق‌آویز کرد.

حنیفه، باشنده‌ی روستای «قلعه‌ی محمدقدم» ولسوالی لعل‌وسرجنگل ولایت غور نیز در ۱۲ عقرب ۱۴۰۱خ. خودش را حلق‌آویز کرد.

ب. خودسوزی

راه دیگر برای پایان دادن به زندگی‌شان، خودسوزی است که در ماه ثور امسال، عابده‌ی ۲۰ ساله، در روستای «درزاب نیلی» ولسوالی تیوره‌ی این ولایت، به دلیل ازدواج اجباری خودش را به آتش کشید.

ج. به آب انداختن

برای زنان غور، شیوه‌ی دیگر برای پایان دادن به زندگی، به آب انداختن است. چنان‌که گذشت، جمیله‌ی ۱۸ ساله، باشنده‌ی روستای تخم ولسوالی دولت‌یار، به دلیل اختلافات خانوادگی با خانواده‌ی همسرش، خودش را به آب انداخت.

د. شلیک کردن با گلوله

شیوه‌ی دیگری خودکشی برای دختران و زنان قربانی خشونت در ولایت غور، شلیک گلوله است. آن‌گونه که آمد، ریحانه ۲۵ ساله، به تاریخ ۱۷ عقرب ۱۴۰۱، در مربوطات حوزه‌ی اول امنیتی شهر فیروزکوه، با شلیک گلوله به زندگی‌اش پایان بخشید.

یا «فرشته»، باشنده‌ی روستای «کنعان» ولسوالی ساغر، به تاریخ ۲۷ جوزای ۱۴۰۱، به دلیل خشونت‌های خانوادگی، با شلیک گلوله خودکشی کرد.

هـ. خوردن دارو

خوردن دارو شیوه‌ی دیگر خودکشی است. در طول چهار سال دوره‌ی دوم طالبان، یک مورد از این نوع خودکشی هم در ولایت غور گزارش شده است. فریبا، باشنده‌ی ولسوالی تیوره، به تاریخ ۲۴ ثور ۱۴۰۴، به دلیل تن ندادن به ازدواج اجباری با یک عضو گروه طالبان، با خوردن دارو خودکشی کرد.

در مورد نویسنده

Avatar photo

عصمت الطاف

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید