اسلایدر • حقوق بشر • زنان

وضع دردناک زنانِ قربانی در غور

گفت‌وگوی جاده‌ی ابریشم با مریم آوی(مستعار)، عضو پیشین کمیسیون مستقل حقوق بشر در ولایت غور

جاده‌ی ابریشم: نخستین پرسش، چرا این‌قدر خشونت علیه زنان در غور؟

مریم آوی: عواملی که می‌خواهم در مورد ازدواج‌های زیرسن و اجباری در ولایت غور، خدمت شما ارائه کنم، براساس گفت‌وگوهای صورت‌گرفته با مردم و فعالان حقوق زنان و حقوق بشر در ولایت غور به‌ویژه شهر فیروزکوه می‌باشد. این آمارها به‌صورت خیلی دشوار گردآوری شده است، زیرا اکثر مردم حتی قربانیان با توجّه به وضعیت امنیتی و استخباراتی که طالبان به وجود آورده‌اند، از دادن اطلاعات و گفتن حقایق ابا می‌ورزند. بااین‌حال، آن عده افراد که حاضر به گفت‌وگو می‌شوند، به دلیل حسّاسیتِ اطلاعات، نمی‌خواهند هویت آنان فاش شود. اطلاعات و خبرهای که این افراد ارائه می‌کنند، حاوی داستان‌ها و واقعیت‌های خیلی وحشتناک، دردناک و شوکه‌کننده است که در جامعه‌ی غور در جریان است.

جاده‌ی‌ ابریشم: آیا می‌توان گفت که طالبان عامل ازدواج‌های زیرسن و اجباری در غور است؟

مریم آوی: فرهنگ ازدواج‌های اجباری و زیرسن، ازدواج‌های که هنوز بچه به دنیا نیامده و ازدواج که زن‌ها باید فروخته شوند، زاده‌ی حکومت قبلی طالبان است. در بیست سال جمهوریت بسیار کم، گَرد از روی این فرهنگِ خشن زدوده شد. با برگشت طالبان این فرهنگ دوباره رونق گرفته و مردم به دلایل مختلف این کار را انجام می‌دهند. دخترهای‌شان را زیر سن مجبور به ازدواج می‌کنند، یا دخترهای که بزرگ‌تراند، مجبور به ازدواج می‌شوند. ما نمونه‌های آن را داریم. عابده یک نمونه است که به خاطر همین زجر و ظلم که از طرف طالبان به او روا داشته شد، در تیوره خود را آتش زد و خودکشی کرد.

جاده‌‌ی ابریشم: می‌شود به‌سایر عوامل خشونت علیه زنان در غور اشاره کنید؟

مریم آوی: ازدواج‌های زیر سن و اجباری در ولایت غور عوامل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد:

عوامل سیاسی

طالبان دشمن مشارکت مردم و خصوصاً زنان در قدرت از طریق انتخابات است. طالبان، با ترساندن مردم، گروگان‌گرفتن زنان و دختران و وادارکردن خانواده‌ها به ازدواج کودکان و دختران‌شان، می‌خواهند توجّه مردم را از صحنه‌ی سیاسی به مسایل خانوادگی فروکاهد. دلیل سیاسی، همین موضوع است که زنان و دختران باید از تحصیل دور بمانند، مردان درگیر مسایل خانوادگی و فقر شوند، و در نتیجه، به زنان و دختران‌شان ظلم کنند تا جامعه تاریک بماند. یک جامعه‌ی بی‌سواد، فقیر و درگیر مسایل خانوادگی طبیعتاً فرصت مناسبی را برای تطبیق سیاست‌های طالبان مساعد می‌سازد. این‌که این همه تبعیض، تعصّب و عقده از کجا می‌آید؟ ممکن ریشه در جاهلیت این گروه و یا سیاست‌های قبیله‌ای آنان داشته باشد.

عوامل اقتصادی

مردم غور، غریب‌ترین مردم است. زمین‌های غور حاصل‌خیز نیست. مردم از طریق زراعت نمی‌توانند همه‌ی نیازهای خود را تأمین کنند. کارخانه‌و فرصت‌های شغلی دیگر هم در غور نیست. طالبان نیز مردم را به خاطر قومیت‌شان سهم و کمک می‌دهند؛ یعنی کسانی از کمک‌های بین‌المللی مستفید می‌شوند که در صف طالب جنگیده باشند. کسانی‌که در صف طالبان نبودند، تحت فشار مسایل قرار می‌گیرند. آنان مجبور می‌شوند دختران‌شان را بفروشند. حداقل خرج دختران از گردن آنان برطرف شود. به همین دلایل مجبور می‌شوند که دختران‌شان را زیرسن با زور و بدون رضایت آنان، به شوهر بدهند.

 عوامل فرهنگی

قبلاً نیز، ازدواج اجباری و ازدواج زیرسنّ در غور وجود داشت. ولی در دور گذشته‌ی طالبان تبدیل به فرهنگ شد. هرچند در دوره‌ی جمهوریت، مردم کمی با آموزه‌های حقوق بشری آشنا شده بودند. مثلاً کمیسیون مستقل حقوق بشر، وزارت امور زنان و جامعه‌ی مدنی در این عرصه کار می‌کرد تا مردم دست از ازدواج‌های اجباری و زیرسنّ بردارند؛ اما پس از تسلّط مجدّد طالبان که هیچ حمایت از زنان صورت نمی‌گیرد، هیچ پناهی هم برای زنان وجود ندارد، دوباره فرهنگ طالبانی در جامعه مسلط شده است. کار، دانشگاه، مکتب، علم و تعلیم از زنان و دختران گرفته شده است. دلیلی برای مردان زن‌ستیز نمی‌ماند که دختران‌شان را نفروشند.

جاده‌ی ابریشم: می‌شود به نمونه‌های ازدواج‌های زیرسن و اجباری در غور اشاره کنید که شما دیدید یا شندید؟

مریم آوی: مردم خیلی داستان‌های غم‌انگیز و ناراحت‌کننده دارند. اما معلومات من از شهر فیروزکوه و روستاهای آن است. جاهایی که زمان زیادی تحت سلطه‌ی طالبان بوده است، دردآور است. چه در آنجا در جریان باشد؟ می‌خواهم چند نمونه‌ای از ازدواج‌های زیرسن و اجباری را در غور صحبت کنم:

یکم) زهره (اسم مستعار) دختر ۱۵ساله‌، باشنده‌ی منطقه‌ی «دهن کاسی» مرکز شهر فیروزکوه است که  به تاریخ (۲ جوزا ۱۴۰۴)، به‌صورت اجباری  با یک پسر ۱۴ساله نامزد شده است. او قبلاً مکتب می‌رفت. دو نفر متضرر است، هم زهره که ۱۵‌ساله است و هم شوهر او که ۱۴‌ساله می‌باشد. پدرش هیچ نظری از زهره نخواست؛ ولی او را به شوهر داده است. براساس معلومات نزدیکان زهره، پدرش گفته «که من یک مرد هستم و من حق تصمیم‌گیری در مورد دخترم را دارم و می‌دانم که دخترم کجا باشد».

دوم) شکیلا دختر ۱۳‌ساله که پدر و مادرش او را به‌صورت اجباری به عقد مردی ۳۵ ساله به‌نام فاروق درمی‌آورند. پدر و مادر شکیلا معتاد هستند و شوهر او نیز روانی است. فاروق مدام شکیلا را می‌زده و او را شکنجه می‌کرده است. براساس معلومات، بر اثر این شکنجه و خشونت شکیلا حتی تا دو سال را «پریود» نمی‌شده و شوهرش ناراحت و شاکی بوده که چرا تو بچه‌دار نمی‌شوی؟ شوهرش، شکیلا را بارها به خاطر موضوع بچه‌دارنشدن لت‌وکوب می‌کند و در نهایت او سال گذشته (۱۴۰۳) باردار می‌شود. حالا پدر و مادرش از زجری که به شکیلا دادند، پشیمان شده و به دنبال این شده که او را از دست شوهر ظالم و روانی‌اش نجات بدهد، اما وقتی شوهر شکیلا از این موضوع خبر می‌شود او را فرار می‌دهد و حالا مدتی است که شکیلا نادرگ است و اصلاً کسی نمی‌داند که او را کجا برده است.

سوم) زحل (اسم مستعار). زحل خیلی داستان غم‌انگیزی دارد: او در «دره‌ی شیخا» زندگی می‌کند. زحل در ۱۳سالگی مجبور به نامزدی با یک مردی ۲۵ساله می‌شود. دو سال نامزد می‌ماند و باردار می‌شود. زحل بارداری را، تا زمان وضع حمل، از همه پنهان می‌کند. بعد در زمان وضع حمل خودش به‌تنهایی در حمام خانه بچه‌اش را به دنیا می‌آورد. تا این زمان پدر و مادرش از این موضوع خبر نبودند، بالآخره مادرش خبر می‌شود و شوهرش می‌آید و می‌گوید من این را نمی‌خواهم. بچه را هم نمی‌خواهم و زن را هم نمی‌خواهم. زحل مدّتی را به خانه‌ی پدر خود بسیار به زجر زندگی می‌کند و بعد سه الی چهار ماه شوهرش می‌آید و او را می‌برد. شما فرض کنید یک دختر ۱۵ساله بره داخل حمام خانه و پنهانی و تنهایی ولادت کند و هیچ کسی دیگر هم کنارش نباشد. هم پدر و مادرش او را به‌زور مجبور به ازدواج کنند هم حالا تاوان این گناه سخت را باید دختر بدهد. زحل هم قربانی است، هم بیچاره است و هم مظلوم است.

چهارم) سیما (اسم مستعار) و خواهرش دو تا خواهران بودند که اصالتاً غوری هستند. آن‌ها به خاطر که از مکتب بازمانده بودند، دچار افسردگی شدید بودند و بارها دچار تشنّج می‌شدند. این‌ها مراجعه می‌کنند به شفاخانه‌ی ولایتی غور و متاسفانه یک داکتر به پدرش می‌گوید که این‌ها هیچ مشکلی ندارند و بسیار الفاظ رکیکی هم استفاده می‌کند. حتی به پدر آن‌ها می‌گوید که تو برو به این‌ها نوار بهداشتی بیار من می‌خواهم کاری بکنم که دختران تو خون ببینند. حالا شاید می‌خواسته پریود کند یا می‌خواسته تجاوز کند. اصلاً نفهمیدم فاز داکتر چه بوده که این حرف را زده است. داکتر می‌گوید که دختران‌تان خیلی دل‌شان به شوهر می‌شود و باید ببری به شوهر بدهی. پدرش سیما و خواهرش را بعد از این‌که از پیش داکتر خانه می‌برد، به فاریاب عروس می‌کند. هردو دختر به خاطر مکتب‌شان و به خاطر فضای که توسط طالبان ایجاد شده بود، دچار افسردگیِ حاد بودند اما به جای درمان آن‌ها را به یک ولایت دور دیگر به شوهر دادند.

پنجم) مادری که سه تا دختر دارد. هر سه تا دختر زیرسنّ هستند. اسم مادر گلستان است و در قریه «کاسی»ی غور زندگی می‌کند. مادر که خودش قربانی ازدواج اجباری است، هرسه دخترش را زیرسنّ یکی را ۱۰ ساله، یکی را ۱۲ ساله و یکی دیگر را ۱۵ساله به ازدواج وادار می‌کند. البته ناگفته نباید گذاشت که هرسه این دختران، کسانی بودند که دانش‌آموز مکتب بودند و درس می‌خواندند. پدر و مادرش این‌ها را به خاطر فقر و مشکلات اقتصادی‌شان نامزد می‌کنند. جالب این است که طلاق دختر ۱۰ساله را می‌گیرد و باز یک سال بعد به ۱۱سالگی دوباره نامزدش می‌کند. فکر کنید شما، در مورد دخترای گلستان، که دخترای او چه زجری را دارند تحمل می‌کنند.

ششم) اسمش اقلیما و ۱۷ساله است. چند روز پیش آمده بود خانه‌ی ما، از او در مورد وضعیت دختران در غور پرسیدم. او یک سال پیش به ایران مهاجر شده است. گفت یک روز ما خانه نشسته بودیم که سروصدای یک دختر در کوچه بیرون شد، خیلی داد می‌زد و خیلی وضعش خراب بود. بعد رفتیم بیرون دیدیم که یک دختر می‌دود و دو تا موتوریِ طالب از عقب دختر در حرکت است. خب، بالأخره می‌آیند و چادر یا روسری دختر را از سرش می‌کشند و این دختر دیگه هیچ چاره‌ای نمی‌تواند و می‌دَوَد به سمت چند تا معتاد که در یک گوشه‌ی کوچه نشسته بودند، تا به آن‌ها پناه برد. خدا به معتادان خیر بدهد که جلو طالب ایستاد می‌شود و مردم نیز همه بیرون می‌شوند و طالب وقتی می‌بیند همه‌ی مردم بیرون شدند، خجالت می‌شوند و برمی‌گردند. آن‌ها از همه به تکرار آدرس خانه‌ی دختر را می‌پرسند و موقعیت پدر دختر را می‌پرسند که کجا است و می‌گویند که ما می‌رویم و خواستگاری می‌کنیم.

هفتم) بعد از دختری به نام عابده که در تیوره خودش را آتش زد، دختری دیگر به‌نام فریبا که باشنده‌ی همین ولسوالی بود در تاریخ ۲۴ ثور ۱۴۰۴، خودکشی کرده است. این دختر ۱۷‌ساله را کدام طالب خوشش می‌آید و مکرراً از پدرش خواستگاری می‌کند. اما پدر و مادرش و برادران و خواهرانش به این ازدواج راضی نبودند؛ ولی آنقدر فشار می‌آورند و زورگویی می‌کنند که خانواده‌اش مجبور می‌شوند [او را] نامزد کنند. اما این دختر با خوردن دارو خودکشی می‌کند.

هشتم) یک دختر ۱۱ساله، باشنده‌ی مرکز ولایت غور، زیر لت‌وکوب اعضای خانواده‌اش به قتل می‌رسد. یک روز مادر و برادر به دختر می‌گوید که تو با پسر همسایه حرف زدی؛ پسر همسایه دوست پسر تو است. دختر را آنقدر می‌زنند و به سرش ضربه وارد می‌کنند که دختر از حال می‌رود و بی‌هوش می‌شود. بعد که متوجّه می‌شوند او بی‌هوش شده است، او را به شفاخانه‌ی ولایتیِ غور می‌برند و بدبختانه می‌بینند که دختر فوت شده است. حالا مادرش دوباره از غم دخترش دیوانه شده است. نا گفته نباید بگذاریم که بعد از این که می‌روند و جسد را معاینه می‌کنند، متوجّه می‌شوند که همان روز، روز اول پریود دختر و اولین روز جوانی‌اش بوده که به قتل رسیده است.

جاده‌ی ابریشم: داستان‌ها تکان دهنده است، آینده‌ی زنان غور نابود می‌شود.

مریم آوی: زدودن این فرهنگ از جامعه‌ی غور کار خیلی دشوار و سختی است و من به خاطر دوام این حالت خیلی ناراحت و نگران هستم. زیرا ما به خاطر اندیشه و سیاست طالب، تنها امروز متضرر نیستیم؛ ما متاسفانه هم دیروزمان را از دست دادیم، هم امروز و هم آینده دردناک را در پیش داریم. خیلی زمان می‌برد که دوباره مردم به حالت عادی برگردند و مردم دختران‌شان را بپذیرند و به زن‌ها احترام بگذارند.

شما می‌دانید که دفعه‌ی قبل بعد از سرنگونی طالبان طی بیست‌سال جموریت، خیلی کار شد، در سطح شوراها و مساجد در مورد حقوق زنان حرف زده می‌شد و به ملا‌ها خطاب می‌شد که در مورد حقوق زنان حرف بزنند؛ اما بازهم پیشرفت خیلی کم داشت. اکنون همه‌ی آن فعالیت‌ها گم است و همه‌ی آن اندیشه‌های رهایی‌بخش از جامعه ناپدید می‌شود و دوباره فرهنگ نابه‌جا و سرکوب طالب در کشور جا می‌افتد و این کشت است که حداقل اگر طالب امروز سقوط کند ده‌سال و بیست‌سال دیگر طول می‌کشد که تأثیر فرهنگ طالب از جامعه محو شود. یعنی حتی دختراین که ده‌سال بعد هم به دنیا بیایند، باید به خاطر حکومت ده سال پیش طالب رنج بکشد و بدبختی‌ها را تحمّل کند.

 

 

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید