اسلایدر • روایت • گزارشها

از حملات انتحاری تا غصب زمین؛ نگاهی به پرونده‌ی مصلی شهیدمزاری در غرب کابل

اسحاق جویا

اشاره: مصلی شهید مزاری، در دشت برچی غرب کابل و در ناحیه‌ی ششم موقعیت دارد. این مکان بخشی از پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا است که قبلا در سال ۱۳۷۱ خورشیدی، از سوی دولت وقت به رهبری برهان‌الدین ربانی، جهت استفاده‌ی عام‌المنفعه‌ی باشندگان غرب کابل اهدا شده بود. مساحت مجموعی پروژه‌ی خاتم‌الانبیا ۴۳ جریب زمین است. این پروژه، که در بخشی از آن مصلی شهید مزاری اعمار شده است، از شمال محدود به سرک عمومی دشت‌ برچی، از طرف شرق متصل به مخابرات، از سمت جنوب به جوی دِه‌قابل و از طرف غرب به سرک گولایی مهتاب‌قلعه-ده‌قابل یا پسته‌ی اونچی متصل می‌باشد.

پس از شهادت عبدالعلی مزاری در سال ۱۳۷۳، بخشی از پروژه‌ی خاتم‌الانبیا به محلی همایش‌های مردمی به مناسبت‌های مختلف، خصوصا تجلیل از سالروز شهادت مزاری تبدیل و به مرور زمان به «مصلی شهید مزاری» مسما شد. در سال ۱۳۹۹، سنگ تهداب فاز اول ساختمان جدید این مکان با نام رسمی «مصلی بزرگ شهید مزاری» توسط مقامات وقت حکومت جمهوری افغانستان (از جمله سرور دانش معاون دوم ریاست‌جمهوری) گذاشته شد که در واقع تثبیت‌کننده‌ی این نام در اسناد دولتی به صورت رسمی می‌باشد. اما نام‌گذاری بخشی از پروژه‌ی خاتم‌الانبیا به نام مصلی شهید مزاری هیچ‌گاهی برای تغییر نام پروژه‌ی خاتم‌الانبیا نبوده و این پروژه هم‌چنان به عنوان محلی برای استفاده‌ی عام‌المنفعه باقی است.

مصلی شهید مزاری برای باشندگان غرب کابل، خصوصا هزاره‌ها اهمیت نمادین سیاسی، مذهبی، اجتماعی و فرهنگی دارد. پیوند بخشی از پروژه به نام شهید مزاری با این نگاه صورت گرفته است که پیشنهاد اختصاص زمین از سوی دولت وقت به مردم غرب کابل، از سوی حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری شهید مزاری صورت گرفته و نیز شهید مزاری نماد مقاومت و مبارزه برای احقاق حقوق شیعیان، هزاره‌ها و سایر گروه‌های قومی ساکن در افغانستان است. او یکی از چهره‌های شاخص تاریخ مدرن افغانستان محسوب می شود که ایده‌ها و طرح‌های انسانی بلند برای تامین وحدت ملی، مشارکت عادلانه‌ی سیاسی و تثبیت و تحکیم نظام مبتنی بر رای و اراده‌ی مردم،  در یک دوره از تاریخ افغانستان داشت که تا امروز الگوی نیروهای مبارز افغانستان می‌باشد.

گردهمایی‌های میلیونی باشندگان کابل در مصلی شهید مزاری، در مناسبت‌های مختلف نیز نشان می‌دهد که مصلی نه صرف یک مکان؛ بلکه جایگاه و تجلی‌گاه خواست و اراده‌ی مردم غرب کابل، خصوصا هزاره‌ها بوده و پیونددهنده‌ی این مردم با آرمان‌های شهید مزاری است. از این‌رو، مصلی شهید مزاری با تاریخ، فرهنگ، عزم سیاسی، اراده و خواست انسانی و مدنی هزاره‌ها پیوند ناگسستنی دارد و هرگونه تلاش برای ازبین‌بردن نام مزاری از این مکان در واقع به معنای نادیده‌گرفتن هویت سیاسی و کلیت تاریخ مبارزات سیاسی هزاره‌ها بوده و تلاش برای حذف نمادها و سرکوب خواست و اراده‌ی مردم محسوب می‌شود.

حساسیت مردم غرب کابل و در مجموع مردم هزاره، در پیوند به مصلی شهید مزاری و غصب زمین‌ پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا از سوی حلقه‌های خاص و پسران سیدفاضل، باید درک شود و صیانت از مکان‌های مذهبی، سیاسی و فرهنگی عام‌المنفعه باید هم‌چنان در اولویت کارهای حکومت قرار داشته باشد. از این‌رو در این گزارش سعی شده است تا نشان داده شود که مصلی شهید مزاری و پروژه‌ی خاتم‌الانبیا، صرف یک زمین و مکان سیاسی و یا مذهبی نیست؛ بلکه با هویت، تاریخ، خواست و اراده‌ی مردم پیوند دارد.

پیشینه و شکل‌گیری مصلی

چنان‌که اشاره شد، پس از شهادت عبدالعلی مزاری، رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، بخشی از مکانی به نام پروژه‌ی خاتم‌الانبیا به محلی یادبود از سالروز شهادت مزاری تبدیل شد. قبل از آن در سال ۱۳۷۲، بخشی از پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا توسط حزب وحدت اسلامی افغانستان، به مدرسه‌ی خاتم‌الانبیا اختصاص یافته و سنگ تهداب آن نیز توسط شخص عبدالعلی مزاری گذاشته شده بود.

اولین‌بار در سال ۱۳۹۹، سنگ تهداب فاز اول مصلی شهید مزاری توسط سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری گذاشته شد. در واقع اولین بار نام مصلی شهید مزاری در غرب کابل در همین سال ثبت رسمی اسناد دولتی شد. قبل از آن در اسناد رسمی حکومت، مکانی به نام مصلی شهید مزاری وجود نداشت؛ اما جایگاه سیاسی و اجتماعی آن در میان مردم غرب کابل قبل از این تثبیت شده بود.

به مرور زمان مصلی شهید مزاری به محلی تجمع‌های بزرگ سیاسی و مذهبی مردم غرب کابل تبدیل شد. همه ساله هزاران نفر در سالروز شهادت مزاری در چندین نوبت، در مصلی گردهم می‌آمدند و از این طریق ضمن تجدید میثاق با آرمان‌های شهید مزاری، دیدگاه‌های سیاسی و خواست‌ها و مطالبات انسانی خود را نیز مطرح می‌کردند. رهبران سیاسی هزاره، هر ازگاهی که احساس می‌کردند حرفی را باید با مردم در میان بگذارند و یا همگام با مردم در امور مهم سیاسی کشور موضع اتخاذ کنند، مردم را به مصلی شهید مزاری فرا می‌خواندند. تجمع گسترده‌ی مردم در این مکان به نماد هم‌بستگی و انسجام اجتماعی هزاره‌ها تبدیل شده بود.

این مکان در اوایل صرف شاهد همایش‌ها در پیوند به سالگرد شهادت مزاری بود، اما به مروز زمان به مکانی برای تجلی اراده‌ی سیاسی هزاره‌ها تبدیل شد. حرکت‌های مدنی و اعتراضی بسیاری از این مکان شکل گرفت و مدیریت شد. «جنبش تبسم» که تا درون ارگ ریاست جمهوری رسید، از مصلی شهید مزاری شروع شد و بخشی زیادی از همایش‌های «جنبش روشنایی» نیز در همین‌جا برگزار شد.

در کنار رهبران سیاسی هزاره، برخی از چهره‌های سیاسی اقوام دیگر، از جمله حامد کرزی، رییس جمهوری پیشین افغانستان، داکترعبدالله عبدالله، یونس قانونی، صبغت‌الله مجددی و ده‌ها چهره‌ی سیاسی دیگر در مناسبت‌های مختلف از مصلی شهید مزاری با مردم سخن گفته‌اند.

در مقابل، مردم غرب کابل و در مجموع مردم هزاره، از مصلی شهید مزاری با حکومت‌ها سخن گفته و ابراز وجود و اعلان موضع کرده‌اند. در کنار نمایشِ عزم و خواست سیاسی، هزاره‌ها با برگزاری گردهمایی‌ها در مصلی شهید مزاری، انسجام اجتماعی، مشارکت سیاسی و حمایت از ارزش‌های مدنی و انسانی و خصوصا تمرین دموکراسی را نیز به نمایش گذاشته‌اند. از این‌رو، این مکان با هویت، تاریخ، فرهنگ، موضع سیاسی و انسجام اجتماعی هزاره‌ها پیوند ناگسستنی دارد.

جایگاه اجتماعی و سیاسی مصلی

در سال‌های گذشته، مصلی شهید مزاری در غرب کابل، تنها یک مکان مذهبی برای ادای نماز و برگزاری مراسم دینی نبوده است؛ بلکه به یکی از مهم‌ترین فضاهای عمومی برای بسیج اجتماعی و شکل‌گیری هم‌بستگی جمعی تبدیل شده است. گردهمایی‌های گسترده‌ی مردم در این مکان، به‌ویژه در مناسبت‌های مذهبی، اجتماعی و سیاسی، نشان داده است که مصلی نقش مهمی در ایجاد پیوند میان اقشار مختلف جامعه ایفا می‌کند. این تجمعات نه‌تنها فرصتی برای انجام آیین‌های مذهبی فراهم کرده، بلکه زمینه‌ای برای تبادل دیدگاه‌ها، طرح مطالبات و تقویت حس هم‌بستگی اجتماعی نیز فراهم کردند.

به مرور زمان، این مکان از یک فضای صرفا مذهبی فراتر رفته و به یک نماد هویتی و سیاسی برای بخش بزرگی از ساکنان غرب کابل تبدیل شدند. نام‌گذاری این مکان به نام شهید مزاری نیز بر بار نمادین آن افزوده و آن را به بخشی از حافظه‌ی جمعی و هویت سیاسی جامعه تبدیل کرده است. به همین دلیل، بسیاری از حرکت‌های مدنی، اعتراضات اجتماعی و گردهمایی‌های مردمی از این مکان آغاز یا در آن سازمان‌دهی شده‌اند.

در نتیجه، مصلی شهید مزاری در معادلات اجتماعی و سیاسی غرب کابل در میان هزاره‌ها جایگاهی فراتر از یک مکان صرف برای تجلیل از سالروز شهید مزاری و یا برگزاری همایش‌های مذهبی پیدا کرده است. این مکان به نوعی «فضای عمومی» برای بیان مطالبات اجتماعی و سیاسی تبدیل شده، فضایی که در آن دین، هویت، سیاست و کنش مدنی به یک‌دیگر گره می‌خورند و بر تحولات اجتماعی این بخشی از شهر تاثیر گذاشته‌اند.

با حاکم‌شدن گروه طالبان در افغانستان، مصلی شهید مزاری نتوانست محلی برای بیان مطالبات سیاسی و مدنی هزاره‌ها و تجلی‌گاه قدرت و انسجام اجتماعی هزاره‌ها باقی بماند. گروه طالبان نه تنها مصلی را به روی هزاره‌ها بستند، بلکه ده‌ها مکان دیگر به نام مزاری را نیز ویران کردند. در اولین اقدام تندیس شهید مزاری در شهر بامیان را ویران کردند و به تعقیب آن نام میدان هوایی شهید مزاری در بامیان را نیز تبدیل کردند و عکس مزاری را از آن‌جا برداشتند. پس از آن میدان شهید مزاری در پل‌سوخته‌ی غرب کابل را نیز تخریب کردند.

با تمام تلاش‌ها برای ازبین‌بردن نقش و جایگاه شهید مزاری از میان مردم، اما شیهد مزاری هم‌چنان نماد هویتی هزاره‌ها و یکی از رهبران و چهره‌های سیاسی تاریخ معاصر افغانستان است که از خود میراث‌های سیاسی، مدنی و مبارزاتی بزرگ، که الهام‌بخش نسل امروز است، به یادگار گذاشته است.

مصلی شهید مزاری نیز صرف یک مکان نیست، بلکه با هویت مبارزاتی هزاره‌ها و نقش و جایگاه مزاری در میان مردم پیوند ناگسستنی دارد. از این‌رو هزاره‌ها ممکن است در برابر فشارهای سیاسی برای محو نام مزاری از اماکن عمومی سکوت کنند و آن را تحمل کنند؛ اما هیچ‌گاهی از خط مبارزاتی ترسیم‌شده توسط مزاری عدول نخواهند کرد و هم‌چنان در این مسیر برای تحقق عدالت اجتماعی، وحدت ملی و حکومت مبتنی بر رای و خواست مردم در افغانستان، مبارزه خواهند کرد.

حملات انتحاری و چالش‌های امنیتی

هزاره‌ها یکی از اقوام با پیشینه در تاریخ افغانستان است. حضور تاریخی و طولانی این مردم در افغانستان، همواره با چالش‌هایی نیز همراه بوده است. در ادوار مختلف، هزاره‌ها برای زنده‌ماندن و بقا در افغانستان بهای بزرگی پرداخته‌اند. زیست خونین هزاره‌ها در افغانستان نشان می‌دهد که این قوم برای حضور در تاریخ افغانستان و صیانت و حفاظت از تاریخ و فرهنگ کهن این سرزمین، قربانی‌های بی‌شمار داده است.

عبدالرحمان‌خان در اواخر قرن ۱۹ میلادی، نزدیک به ۶۰ درصد هزاره‌ها را قتل عام کرد. پس از آن نیز این مردم به شیوه‌های مختلف کشته و زمین‌های‌شان غصب شدند. در دوران مجاهدین و با استقرار حزب وحدت اسلامی افغانستان در غرب کابل نیز هزاره‌ها به صورت هدف‌مند قتل‌عام شدند، که به طور نمونه می‌توان از قتل عام هزاره‌ها در افشار نام برد.

در دور اول حکومت طالبان، این گروه در مزار شریف، یکه‌ولنگ و مرکز بامیان هزاران هزاره را قتل‌عام کردند. با تاسیس حکومت جمهوری در افغانستان، فضای امنیتی برای هزاره‌ها تا حدودی بازتر شد، اما تهدید‌های امنیتی هم‌چنان باقی ماند. با گذشت هر روز میزان حملات انتحاری بر تجمع‌های سیاسی، مدنی و مذهبی هزاره‌ها در کابل و سایر ولایات افغانستان بیش‌تر شد. ده‌ها مرکز فرهنگی، اجتماعی و مذهبی هزاره‌ها در کابل توسط حملات انتحاری هدف قرار گرفتند. در کنار این موارد در چندین رویداد، مصلی شهید مزاری نیز شاهد حملات انتحاری خونین بود که ده‌ها کشته و زخمی برجای گذاشت.

در ۱۸ حوت سال ۱۳۹۶، چند مهاجم انتحاری، در حین برگزاری تجمع به مناسبت سالروز شهادت مزاری، دروازه‌ی ورودی مصلی را هدف قرار داد. مهاجم انتحاری حین برگزاری مراسم تلاش کرد تا خودش را در میان جمعیت برساند که در حین ورود توسط مسوولین امنیتی شناسایی شد و پیش از این که مهار شود، مواد انفجاری را منفجر کرد. وزارت صحت عامه در آن زمان اعلان کردند که در نتیجه‌ی این رویداد ۹ نفر کشته و ۱۸ نفر دیگر زخمی شدند. در میان کشته‌شدگان یک نفر پولیس شامل بود و سایر قربانیان همه افراد ملکی بودند. ظاهرا گروه داعش مسوولیت آن رویداد را به عهده گرفتند.

در ۱۶ حوت سال ۱۳۹۷ نیز مصلی شهید مزاری حین تجلیل از بیست‌وچهارمین سالروز شهادت مزاری، هدف اثابت چندین فیر هاوان قرار گرفت. آن هاوان‌ها به اطراف مصلی اثابت کرد. در آن رویداد ۳۰ نفر افراد ملکی زخمی شدند. مسوولیت آن رویداد را هیچ گروهی به عهده نگرفت. وزارت داخله‌ی آن زمان اعلان کرد که عاملان حملات را بازداشت کرده است؛ اما پس از آن مشخص نشد که آن افراد چه کسانی و مربوط به کدام گروه بودند.

در یک رویداد دیگر، دو مهاجم در یک ساختمان در کنار مصلی شهید مزاری در محل برگزاری مراسم بیست‌و‌پنجمین سالروز شهادت مزاری جا گرفته بودند. حمله ساعت ۱۱ و ۲۰ دقیقه‌ی پیش از چاشت آغاز شد و ساعت ۵ و ۴۰ دقیقه‌ی پس از چاشت خاتمه یافت. در آن رویداد ۳۲ نفر کشته و ۸۱ نفر دیگر نیز زخمی شدند. در مراسمی که تیراندازی صورت گرفت، در کنار هزاران نفر مردم کابل، محمدکریم خلیلی، محمد محقق، عبدالله عبدالله و حامد کرزی شرکت کرده بودند. گروه طالبان در آن زمان دست‌داشتن به حمله را رد کردند و در نهایت مسوولیت آن را هیچ گروهی به عهده نگرفت.

در کنار سایر تلاش‌ها برای سرکوب هزاره‌ها، این حملات دقیقا به منظور ایجاد ترس و وحشت میان مردم و تلاش برای گسستن انسجام اجتماعی و سیاسی هزاره‌ها صورت می‌گرفت. گروه‌های مشخصی در پی حذف و نابودی هزاره‌ها بودند و تجمعات در مصلی شهید مزاری یکی از اهدافی بود که می‌توانست برای گروه‌های تروریستی، در عرصه‌ی قتل و کشتار هزاره‌ها دستاوردهای مهم داشته باشد. با وجود تهدیدهای امنیتی، اما همه ساله و به مناسبت‌های مختلف، باشندگان کابل، خصوصا هزاره‌ها مصلی شهید مزاری را سنگر و تریبونی برای بیان مواضع سیاسی و خواست‌های مدنی‌شان تبدیل کرده بودند و هرگز مصلی خالی از جمعیت نشد؛ بلکه با گذشت هر روز پرجمعیت نیز شد.

مصلی به عنوان کانون حرکت‌های اعتراضی

در کنار برگزاری مراسم‌های یادبود از شهید مزاری و سایر مناسبت‌ها، حرکت‌های اعتراضی بزرگ از مصلی شهید مزاری نشات گرفته و مدیریت شده است. «جنش تبسم» که در آن معترضان تا درون ارگ ریاست جمهوری پیش رفتند، از مصلی شهید مزاری کلید خورد. شامگاه ۱۹ عقرب سال ۱۳۹۴، اجساد اسیران هزاره، که در شاهراه کابل –هرات در ولایت زابل، توسط گروه طالبان سربریده شده بود، به مصلی شهید مزاری منتقل شدند. در آن شب در مصلی تصمیم گرفته شد که اجساد شهدا برای دادخواهی باید به ارگ ریاست جمهوری برده شود. فردای آن روز (۲۰ عقرب)، انبوهی از جمعیت از مصلی شهید مزاری به سوی ارگ ریاست جمهوری حرکت کردند. شب ۲۰ عقرب، پس از آن‌که جمعیت معترضان از ارگ بیرون شدند، نیز اجساد شهدا را به مصلی شهید مزاری آوردند. پس از آن چندین روز دیگر مصلی هم‌چنان محل دادخواهی و تریبون صدای متعرضان برای دادخواهی بودند. اولین سالگرد شهدای زابل نیز در مصلی شهید مزاری برگزار شد.

«جنش مدنی روشنایی»، که در اعتراض به انحراف مسیر لین برق توتاپ ازبامیان به سالنگ شکل گرفت و بعدها ابعاد گسترده به خود گرفت، نیز حرکت‌های اعتراضی زیادی را در مصلی شهید مزاری برگزار کردند. چندین گردهمایی بزرگ این جنبش نیز در مصلی برگزار شد. در کنار آن، در مواقع مختلف موضع‌های رسمی این جنبش توسط «شورای عالی مردمی» از مصلی شهید مزاری رسانه‌ای و همگانی شد. پیکر چندین شهید «جنبش روشنایی»، که در دهمزنگ مورد حمله‌ی انتحاری قرار گرفتند، هم از مصلی شهید مزاری تشییع شده و به «تپه‌ی شهدای روشنایی» در غرب کابل دفن خاک شدند. در ادامه‌ی آن‌ها مراسم چهلمین روز شهدای دوم اسد  که در دهمزنگ اتفاق افتاده بود نیز در مصلی شهید مزاری برگزار شد.

مصلی شهید مزاری، در طول سال‌های متمادی، محلی برای اعتراض‌های مدنی، جنبش‌های اجتماعی و مراسم‌های مذهبی و سیاسی بوده‌اند. این محل روایت‌گر مبارزات مدنی و سیاسی هزاره‌ها  و محلی برای ابراز وجود و تبارز عمومی و اجتماعی بزرگ هزاره‌ها در مناسبت‌های مختف محسوب می‌شود.

مساله‌ی زمین و تلاش برای غصب اطراف مصلی

اکنون که در آستانه سی‌و‌یک‌ومین سالروز شهادت مزاری قرار داریم تلاش برای حذف نام مزاری از مکان‌های عمومی هم‌چنان جریان دارد. مصلی شهید مزاری از سال‌ها بدین‌سو در برابر یک تهاجم غاصبانه قرار دارد و حلقه‌هایی در تلاش‌اند تا ضمن تصرف دارایی‌های عامه و مصادره‌ی آن به منظور بهره‌برداری شخصی، نام شهید مزاری را نیز از مکانی که با تلاش و مبارزه گره خورده است پاک کند. سیدحسن فاضل‌زاده، پسر سیدابوالحسن فاضل، عضو شورای مرکزی حزب وحدت اسلامی افغانستان، با استفاده از فرصت پیش‌آمده در تلاش است تا بخشی از پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا را، که به مصلی شهید مزاری مسمی شده است، تصاحب کند.

پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا، که حدود ۴۲ جریب زمین را در بر می گیرد، در سال ۱۳۷۱ با پیشنهاد حزب وحدت اسلامی افغانستان به رهبری شهید مزاری و با منظوری برهان‌الدین ربانی رییس دولت وقت، برای بهره‌برداری عمومی به باشندگان غرب کابل اختصاص یافت. اما پسران سیدفاضل در دوران حکومت جمهوری از آن بهره‌برداری شخصی کردند و بخش‌های زیادی از آن را در هماهنگی با برخی از چهره‌های دیگر فروخته و خانه ساختند. بخشی دیگر را نیز به صورت مشخص غصب کرده و اکنون زمین مصلی شهید مزاری را نیز می خواهند تصرف کنند.

اسنادی که در اختیار جاده‌ی ابریشم قرار گرفته و مصاحبه‌هایی که با افراد آگاه در این زمینه صورت گرفته است نشان می‌دهد که اسنادسازی سیدحسن فاضل‌زاده برای تصرف زمین‌های پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا جعلی بوده و با استفاده از تزویر و روابط شخصی که با برخی حلقات در داخل حکومت جمهوری داشتند، صورت گرفته است. حکومت وقت به رهبری برهان‌الدین ربانی زمین پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا را برای استفاده‌ی عام‌المنفعه‌ی باشندگان غرب کابل اختصاص داده است؛ اما برخی از چهره‌ها در زمان جمهوریت آن را دوباره به پسران فاضل محول کرده‌اند. اما در نهایت پس از پی‌گیری قضایی این مساله، لوی سارنوالی افغانستان بر جعلی‌بودن سند پسران فاضل حکم کرده و دوباره بر عام‌المنفعه‌بودن این پروژه حکم صادر کرده است.

اکنون که بخش‌های زیادی از زمین این پروژه، توسط افراد نزدیک به پسران فاضل و سایر کسانی که در این قضیه دخیل بوده‌اند تصاحب و فروخته شده است، نیاز است حکومت برای برگرداندن حق مردم، تمام کسانی که در این قضیه دخیل بوده و از زمین‌های پروژه‌ی خاتم‌الانبیا استفاده‌ی شخصی کرده است را مورد پی‌گرد عدلی و قضایی قرار دهد.

حتا یک وجب زمین پروژه‌ی بزرگ خاتم‌الانبیا و مصلی شهید مزاری نباید مورد استفاده‌ی شخصی قرار بگیرد. کمسیون مردمی این موضوع را دنبال می‌کند و با استفاده از اسناد و مدارک، برای اعاده‌ی حق مردم از تملک افراد سودجو تلاش خواهد کرد.

جمع بندی

مصلی شهید مزاری در غرب کابل بخشی از پروژه‌ی عام‌المنفعه‌ی خاتم‌الانبیا است که در سال ۱۳۷۱، از سوی دولت وقت برای استفاده‌ی عمومی باشندگان غرب کابل اختصاص داده شد. پس از شهادت عبدالعلی مزاری، این مکان به محل گردهمایی‌های بزرگ مردمی، به‌ویژه برای بزرگ‌داشت سالروز شهادت مزاری تبدیل شد و به مرور زمان بخشی از آن به نام «مصلی شهید مزاری» نام‌گذاری شد. این مکان برای هزاره‌ها تنها یک فضا و مکان نیست، بلکه نمادی از تبارز هویت سیاسی، هم‌بستگی اجتماعی، مطالبات سیاسی و مبارزات مدنی آنان به شمار می‌رود.

در سال‌های گذشته، مصلی نقش مهمی در شکل‌گیری حرکت‌های اجتماعی و اعتراضی هزاره‌ها مانند «جنبش تبسم»، «جنبش روشنایی» و ده‌های حرکت اعتراضی دیگر داشته و به عنوان فضای عمومی برای بیان مطالبات سیاسی و مدنی مورد استفاده قرار گرفته است. با این‌حال، این مکان بارها هدف حملات تروریستی نیز قرار گرفته و پس از حاکمیت طالبان نیز محدودیت‌هایی بر آن اعمال شده و تلاش‌هایی برای حذف نمادهای مرتبط با شهید مزاری نه تنها در کابل که در سراسر افغانستان صورت گرفته است.

هم‌چنین، در سال‌های اخیر موضوع تصرف و غصب زمین‌های پروژه‌ی خاتم‌الانبیا توسط برخی افرادی مطرح شده است که با اسناد جعلی تلاش کرده‌اند بخش‌هایی از این زمین‌های عام‌المنفعه، از جمله محدوده‌ی مصلی را به مالکیت شخصی درآورند.  حفظ این مکان و جلوگیری از تصرف آن برای صیانت از حقوق عمومی، هویت اجتماعی هزاره‌ها و میراث سیاسی شهید مزاری ضروری است.

گروه طالبان ممکن است با نام، شیوه‌های مبارزاتی، دیدگاه‌های سیاسی و آرمان‌های انسانی شهید مزاری مشکل داشته باشند؛ اما موضوع پروژه‌ی خاتم‌الانبیا و مصلی شهید مزاری، در کنار گره‌خوردن با نام مزاری، با منافع مردم افغانستان نیز گره خورده است. حکومت مکلف به صیانت از حقوق مردم در هر زمان است. حاکمیت طالبان همواره شعار داده است که جلو غصب زمین‌های دولتی و عام‌المنفعه را می‌گیرد؛ اما تا کنون در مورد غصب زمین پروژه‌ی خاتم‌الانبیا سکوت کرده است. توقع می‌رود که این قضیه در روشنایی قانون و با محوریت دفاع از «منافع عامه» از مجراهای قانونی پی‌گیری شده و زمین‌های غصب‌شده جهت استفاده‌ی عام‌المنفعه دوباره به مردم برگردانده شود.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید