اسحاق جویا
سلطانعلی کشتمند، نخستوزیر سابق افغانستان و از بنیانگذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در ۹۱ سالگی در شهر لندن درگذشت. مرگ کشتمند واکنشهای شخصیتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و همچنین احزاب سیاسی، نهادهای مدنی و فرهنگی زیادی را در پی داشته است.
واکنش شخصیتهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی
محمدکریم خلیلی، معاون پیشین ریاست جمهوری و رهبر حزب وحدت اسلامی افغانستان، با نشر پیامی از آقای کشتمند به عنوان شخصیت سیاسی و دولتمرد باتجربه یاد کرده و درگذشت او را ضایعهی اندوهبار توصیف کرده است. در پیام آقای خلیلی همچنین آمده است: «او با بهرهگیری از دانش اقتصادی، تجربهی مدیریتی و نگاه خاص خود به مسایل اجتماعی و سیاسی، در دورهای حساس از تاریخ افغانستان در مسوولیتهای بلند دولتی ایفای نقش کرد و در جایگاه صدراعظم، سهمی در مدیریت امور کشور و پیشبرد برنامههای اقتصادی و اداری آن زمان داشت.» در این پیام تصریح شده است که آقای کشتمند در رابطه با عدالت اجتماعی و برابری همهی اقوام کشور نظریات مشخص داشت و همواره بر ضرورت تامین عدالت، مشارکت عادلانهی همهی اقوام و اقشار جامعه و یافتن راهحلهای سیاسی برای پایان بحرانهای طولانی افغانستان تاکید میکرد.
محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، درگذشت آقای کشتمند را تسلیت گفته و از او به عنوان شخصیت برجستهی سیاسی یاد کرده است. آقای محقق در پیامش گفته است که آقای کشتمند، صدراعظم اسبق افغانستان، در عالم مهاجرت و دور از وطن آباییاش در شهر لندن داعی اجل را لبیک گفته و به ابدیت پیوسته است که این خبر ناگوار موجب تاثر گردیده است.
سرور دانش، معاون پیشین ریاستجمهوری و رهبر حزب عدالت و آزادی افغانستان، در صفحهی فیسبوکش درگذشت آقای کشتمند را تسلیت گفته و تصریح کرده است: «کشتمند در میان همقطارانش از ویژگیهای خاصی برخوردار بود که او را نسبت به بسیاری از معاصرانش متمایز میساخت.» آقای دانش پیشینهی مبارزاتی، تخصص در امور اقتصادی، اندیشهی بلند سیاسی و تجربهی عالی مدیریتی را از امتیازات برجستهی آقای کشتمند عنوان کرده است.
زینب مزاری، دختر شهید مزاری، نیز با نشر پیامی از آقای کشتمند به عنوان چهرهی برجستهی سیاسی افغانستان و شخصیت تاثیرگذار در تحولات چند دههی اخیر افغانستان یاد کرده است. در پیام زینب مزاری آمده است : «ایشان از نسل سیاستمدارانی بود که در یکی از دشوارترین دورههای تاریخ افغانستان، مسوولیتهای بزرگ دولتی، از جمله مقام صدراعظمی را بر عهده گرفت و سالهای طولانی از عمر خود را در عرصهی سیاست و مبارزه برای عدالت، برابری و شکلگیری افغانستانی مترقی و مبتنی بر مشارکت همهی شهروندان سپری کرد.» زینب مزاری در پیامش تصریح کرده است که کارنامهی حضور آقای کشتمند در صحنهی سیاسی کشور، بخشی از حافظهی جدانشدنی و تاریخی مبارزات مردم ما برای رفع تبعیض، تحقق عدالت و ترقی در افغانستان است.
محمدطاهر زهیر، والی پیشین بامیان، با نشر پیامی در صفحهی فیسبوکش گفته است که کشتمند از بستر اجتماعیای برخاسته بود که قربانی ستم ممتد تاریخی شمرده میشود. آقای زهیر تصریح کرده است: «کشتمند مسیری را که برای رسیدن به عدالت و آزادی برگزیده بود، باورمند و صبور تا آخر به پایش ایستاد، مبارزه کرد، هزینه پرداخت و تمام فراز و فرود آن را به جان خرید و تجربه نمود.» همچنین آقای زهیر نوشته است که کشتمند چون از روی فهم و آگاهی راهش را انتخاب کرده بود، با تمام توان برای رسیدن به عدالت و آزادی رزمید و مبارزه کرد و کارنامهای درخشان و ماندگار دارد.
دکتر ملک ستیز، پژوهشگر روابط بینالملل، از کشتمند به عنوان یک شخصیت پویا یاد کرده که حضور و نقش موثری در تحولات چند دههی تاریخ افغانستان داشت. دکتر ستیز نوشته است که حضور او در مقامهای مختلف در ساختار سیاسی افغانستان نشان میدهد که کشتمند نهتنها یک فعال سیاسی، بلکه یکی از مدیران اصلی ساختار حکومت در آن دورهی تاریخی بوده است.
دکتر ستیز، سلامت نفس در سیاست و در برخورد با جامعه، پاکدست و باوقار بودن، دوری از قومگرایی، قایلشدن ارزش فراوان برای کرامت انسانی، داشتن تخصص قابل توجه در حوزهی اقتصاد، برنامهریزی و محاسبات، ثبات فکری، توانایی در تحلیل وضعیت سیاسی و داشتن سبک خاص در شیوهی سخنرانی را از ویژگیهای برجستهی شخصیت آقای کشتمند دانسته است.
ذوالفقار امید، رهبر حزب کار و توسعهی افغانستان، نیز درگذشت آقای کشتمند را به عنوان چهرهی برجسته در عرصهی سیاست و مدیریت یاد کرده و آن را ضایعهی جبرانناپذیر عنوان کرده است. آقای امید در پیامش همچنین از درگذشت آقای کشتمند به عنوان فروریختن ستون استوار جامعه و خلایی بزرگ یاد کرده و نوشته است: «از همین رو، مردم ما این ضایعه را نه تنها یک فقدان فردی، بلکه از دستدادن یکی از تکیهگاههای معنوی خویش میدانند و از صمیم دل اندوهگیناند».
در همین حال، عبدالحق شفق، رییس حزب همدلی مردم افغانستان، با نشر پیامی در پیوند به درگذشت آقای کشتمند گفته است که او یکی از معدود چهرههای سیاسی کشور بود که در مناسبات اداری و سیاسی دورهی مسوولیت خود، اجازه نداد که گرایشهای متعصبانهی قومی بر منافع ملی چیره شود و در مدت زمامداری خود بیشتر و بهتر برای وحدت ملی تلاش کرد. آقای شفق تصریح کرده است که در عهد مسوولیت آقای کشتمند، بحران هویت وجود نداشت یا در کمترین میزان خود قرار داشت و کشور به جغرافیای اقوام تبدیل نشده بود.
عزیزالله رویش، آموزگار و کنشگر سیاسی، در صفحهی فیسبوکش نوشته است که کشتمند از نسل سیاستمدارانی بود که رنج تاریخی مردم خویش را با گوشت و پوست لمس کرده بودند و همین رنج، به مبارزه و آگاهی سیاسی او معنا و جهت داده بود.
آقای رویش همچنین تصریح کرده است: «او از معدود سیاستمدارانی بود که هم بهای سنگین سیاست را با تن خود پرداخت و هم در عرصهی اداره و اقتصاد، توانایی و کارآمدی خویش را نشان داد. نام او برای بسیاری با وقار سیاسی، تجربهی حکومتداری و خاطرهی حضور یک هزاره در راس قدرت رسمی کشور گره خورده است». در نوشتهی آقای رویش، از آقای کشتمند به عنوان فرزند برآمده از رنج مردم، نخستین هزاره در مقام صدارت و سیاستمداری که هم شکوه حضور در قدرت را تجربه کرد و هم تلخی انزوا در آوارگی را، یاد شده است.
فرید مزدک، عضو کمیتهی مرکزی حزب دموکراتیک خلق افغانستان، در صفحهی فیسبوکش نوشته است که کشتمند نامی نیک و ماندگار در تاریخ سیاسی افغانستان خواهد ماند. آقای مزدک از کشتمند به عنوان یک رهبر نستوه و پرکار یاد کرده و افزوده است: «او دادخواه استوار بود و همواره برای برابری و عدالت اندیشید و کار کرد».
غفار صفا، نویسنده و پژوهشگر، در صفحهی فیسبوکش نوشته است که جدا از بسترها و خاستگاههای متفاوت و حتا متضاد مبارزه، در تاریخ معاصر افغانستان دو شخصیت در احیای اعتمادبهنفس سیاسی هزارهها نقشی ماندگار داشتهاند: سلطانعلی کشتمند و عبدالعلی مزاری. او گفته است که یکی از مسیر دولت و دیگری از مسیر جنبش، دو راه متفاوت برای شکستن تاریخ طولانی حاشیهنشینی بودهاند و فهم این دو تجربه شاید برای اندیشیدن به آیندهی سیاست و مشارکت در افغانستان نیز بیاهمیت نباشد.
واکنش نهادهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
شورای جهانی هزاره با نشر پیامی، از آقای کشتمند به عنوان سیاستمدار باتجربه، مبارز متعهد و خدمتگزار صادق مردم افغانستان یاد کرده و درگذشت او را ضایعهای بزرگ برای جامعهی سیاسی و نیروهای آزادیخواه، عدالتطلب و ترقیپسند کشور دانسته است. در پیام این شورا آمده است: «سلطانعلی کشتمند از جمله شخصیتهایی بود که بخش عمدهای از زندگی خویش را وقف مبارزه در راه استقلال، حاکمیت ملی، عدالت اجتماعی، برابری شهروندان و حل عادلانهی مسالهی ملی در افغانستان نمود».
در همین حال، انجمن اوماغ نو با نشر پیامی در پیوند به درگذشت سلطانعلی کشتمند بیان داشته است که او به عنوان یکی از معدود چهرههای برجستهی جامعهی هزاره، که در سطح عالی رهبری دولت افغانستان حضور یافت، در حافظهی سیاسی کشور جایگاه ویژهای دارد. در پیام این نهاد همچنین آمده است: «حضور او در ساختار قدرت در یکی از حساسترین و پیچیدهترین دورههای تاریخ افغانستان، بخشی از روایت تحولات سیاسی آن زمان را شکل داده است».
خانهی فرهنگ هزارهها در فنلند، درگذشت سلطانعلی کشتمند را به عنوان یک شخصیت برجستهی سیاسی و ملی، ضایعهای بزرگ برای مردم افغانستان و بهویژه جامعهی هزاره دانسته و از وی به حیث یکی از چهرههای صادق، دلسوز و از رهبران مدبر کشور که عمرش را در راه تحقق عدالت، برابری و انکشاف اقتصادی افغانستان صرف نمود، یاد کرده است. در پیام این نهاد همچنین تصریح شده است: «با وجود قرارداشتن در بلندترین جایگاههای حکومتی، هرگز درد و رنج مردم خویش را فراموش نکرد و همواره از عدالت، برابری و حقوق برابر برای همهی شهروندان افغانستان سخن گفت و یادآور رنجها و بیعدالتیهایی شد که در طول تاریخ بر مردم هزاره روا داشته شده است».
در همین حال، جنبش پاسداران شمال با نشر پیامی گفته است که فعالیتهای سیاسی و دولتی آقای کشتمند بخشی از تاریخ تحولات سیاسی افغانستان را شکل داده است. در پیام این جنبش تذکر داده شده است که آقای کشتمند در دورهی صدارت خویش تلاش کرد تا زمینهی مشارکت بیشتر اقوام مختلف افغانستان در ساختار دولت فراهم گردد و در راستای تقویت همزیستی ملی و عدالت اجتماعی گامهایی برداشته شود.
کنگرهی ملی هزاره در پیامش به مناسبت درگذشت سلطانعلی کشتمند نوشته است که حضور او در جایگاههای مهم حکومتی در دورههای مختلف، برای بسیاری از اقوام محروم، بهویژه جامعهی هزاره، نمادی از امکان حضور و مشارکت در ساختار قدرت و ادارهی کشور تلقی میشد. این نهاد همچنین تذکر داده است: «کارنامهی سیاسی و خدمات دولتی آن مرحوم، بخشی از تحولات مهم و پیچیدهی تاریخ معاصر افغانستان را بازتاب میدهد؛ دورانی که کشور درگیر دگرگونیهای عمیق سیاسی و اجتماعی بود و شخصیتهایی چون کشتمند در متن این تحولات نقشآفرینی میکردند».
فدراسیون سازمانهای هزارههای آلمان نیز با نشر پیامی گفته است که آقای کشتمند از نسل شخصیتهایی بود که با تلاش علمی، تحصیلات عالی و پشتکار فردی توانست در ساختار پیچیده و گاه بستهی قدرت در افغانستان جایگاه مهمی به دست آورد و حضور او در عالیترین سطوح مدیریت سیاسی کشور، در زمانی که جامعهی هزاره با محدودیتها و تبعیضهای تاریخی روبهرو بود، رویدادی مهم و معنادار در تاریخ سیاسی افغانستان به شمار میرفت. در پیام این نهاد همچنین تصریح شده است: «او در حد توان خود کوشید تا زمینهی حضور بیشتر نیروهای تحصیلکرده و متخصص از جامعهی هزاره در ساختار اداری و سیاسی کشور فراهم گردد و صدای این جامعه در سطح ملی بیشتر شنیده شود. در دورهی فعالیت او، شمار قابل توجهی از جوانان هزاره توانستند وارد عرصههای علمی، اداری و نظامی شوند و این امر در شکلگیری نسل جدیدی از نیروهای تحصیلکرده در این جامعه نقش داشت».
اتحادیهی سراسری هزارههای هالند در پیامش نوشته است که درگذشت آقای کشتمند تنها کوچ یک شخصیت سیاسی نیست، بلکه پایان حضور فیزیکی مردی است که نامش با دهههای پرفرازونشیب و دوران گذارهای سخت در حافظهی جمعی ما گره خورده بود. در پیام این نهاد آمده است: «حضور او در هرم قدرت، فراتر از یک مقام رسمی، پیامی روشن برای لایههای محروم جامعه، بهویژه جامعهی هزاره داشت؛ او نمادی از شکستن سدهای تاریخی و اثبات این حقیقت بود که شایستگی و پایداری میتواند مسیر حضور در عالیترین سطوح تصمیمگیری را هموار سازد». این نهاد همچنین تصریح کرده است که زندگی سیاسی کشتمند برای نسل جوان، آیینهای از مداومت، آگاهی و حضور فعال بوده و گواهی بر این است که تغییر نه از مسیر تصادف، بلکه از معبر تخصص و تعهد عبور میکند.
در ادامهی واکنشها به درگذشت سلطانعلی کشتمند، کمیته کشوری آلمان حزب آبادی افغانستان با نشر پیامی تصریح کرده است که سلطانعلی کشتمند یکی از رهبران و موسسان حزب دموکراتیک خلق افغانستان، صدراعظم مدبر، اقتصاددان شهیر و یکی از خدمتگزاران زحمتکشن کشور بود که کارنامهاش برای ایجاد جامعهی انسانی، عدالت اجتماعی، ترقی و پیشرفت جامعهی ما، جزوی از تاریخ مبارزات او در کشور میباشد. در پیام این نهاد همچنین آمده است: «رفیق کشتمند بهمثابهی یکی از ستونپایههای نهضت مترقی و دموکراتیک کشور و امیدواری نسل ترقیخواه کشور، جایگاه بهخصوص خویش را احراز نموده بود که نبود ایشان ضربهی مهلکی بر روان جنبش ترقیخواهان کشور میباشد».
در همین حال، حزب آزادی افغانستان نیز با نشر پیامی از سلطانعلی کشتمند به عنوان سیاستمداری مدبر، دولتمرد آگاه و مبارز خستگیناپذیر یاد کرده و نوشته است: «او از جمله شخصیتهایی بود که با تعهد عمیق به آرمانهای عدالت اجتماعی، ترقی، برابری و رهایی مردم از ستم و عقبماندگی، بخش بزرگی از عمر خویش را در راه خدمت به زحمتکشان افغانستان وقف نمود». در پیام این حزب همچنین تصریح شده است که کارنامهی سیاسی و خدمات دولتی آقای کشتمند، بخشی ماندگار از تاریخ معاصر افغانستان را تشکیل میدهد و بیگمان در حافظهی تاریخی مردم افغانستان به عنوان نمونهای از تعهد، استقامت و خدمتگزاری ثبت خواهد شد.
بازتاب رسانهای
بیبیسی با نشر خبر درگذشت سلطانعلی کشتمند، نوشته است که آقای کشتمند نخستین صدراعظم در تاریخ افغانستان از قوم هزاره و شیعهی این کشور بود که نزدیک به یک دهه در این پست، در دورهی حکومتهای چپگرا در کابل پس از تهاجم شوروی، کار کرد. به نقل از بیبیسی، ریشهی خانوادگی او به هزارههای «دایه و فولاد» برمیگردد که به گفتهی خودش در اجرستان غزنی زندگی میکردند و در اواخر قرن نوزدهم، در جریان جنگهای عبدالرحمنخان با هزارهها، از سرزمین اجدادی رانده شده و ساکن کابل شدند.
روزنامهی هشت صبح نیز نوشته است که سلطانعلی کشتمند نخستین نخستوزیر هزارهتبار دولتهای چپگرای افغانستان و از بنیانگذاران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود. هشت صبح همچنین نوشته است که آقای کشتمند حدود یک دهه در دولتهای چپگرای افغانستان به عنوان نخستوزیر کار کرده بود.
در خبری که به مناسبت درگذشت سلطانعلی کشتمند در وبسایت روزنامهی اطلاعات روز نشر شده نیز تذکر یافته است که سلطانعلی کشتمند از ۱۱ جون ۱۹۸۱ تا ۲۶ می ۱۹۸۸ در دورهی حکومت ببرک کارمل و از ۲۱ فبروری ۱۹۸۹ تا ۸ می ۱۹۹۰ میلادی در دورهی حکومت داکتر نجیبالله، نخستوزیر افغانستان بود. اطلاعات روز اضافه کرده است که اجداد آقای کشتمند از هزارههای دایمیرداد و فولاد غزنی بود که در پی قتلعام هزارهها توسط عبدالرحمانخان، به کابل رانده شده بودند.
در همین حال، افغانستان اینترنشنال ضمن نشر خبر درگذشت آقای کشتمند نوشته است که سلطانعلی کشتمند نخستین هزارهای بود که در دو دوره به مقام نخستوزیری رسید و در دورهی حکومت ببرک کارمل و داکتر نجیبالله به عنوان نخستوزیر ایفای وظیفه کرد.
تلویزیون آمو نیز در صفحهی فیسبوکش نوشته است که سلطانعلی کشتمند، نخستوزیر پیشین کشور در دههی ۸۰ میلادی، در سن ۹۰ سالگی درگذشت. در خبر این تلویزیون آمده است: «او همچنین یکی از رهبران حزب دموکراتیک خلق افغانستان بود و نزدیکانش او را فردی باوفا، فروتن، بافرهنگ و صدیق مردم خواندهاند».
رادیو آزادی نوشته است که آقای کشتمند در سخنرانیها و مصاحبههای خود همواره تاکید میکرد که برای دستیابی به صلح و امنیت پایدار در افغانستان، بهبود اقتصاد و بهترشدن شرایط زندگی مردم بسیار مهم است. رادیو آزادی نوشته است که آقای کشتمند نخستین هزارهای بود که به مقام نخستوزیری در افغانستان رسید.
بررسی واکنشها در پیوند به درگذشت آقای کشتمند نشان میدهد که در بیشتر این واکنشها او را به عنوان سیاستمدار باتجربه، عدالتخواه و از چهرههای تاثیرگذار در تاریخ معاصر افغانستان توصیف کردهاند که در دورهای حساس، نقش مهمی در مدیریت سیاسی و اقتصادی کشور ایفا کرده است.
همچنین بسیاری از چهرهها و نهادها بر تلاشهای او برای عدالت اجتماعی، برابری اقوام، مشارکت سیاسی و تقویت وحدت ملی تاکید کرده و حضورش در قدرت را، بهویژه برای جامعهی هزاره نماد شکستن تبعیضهای تاریخی دانستهاند. در کنار این، رسانهها نیز بر جایگاه تاریخی او به عنوان نخستین نخستوزیر هزارهتبار و نقش او در دولتهای چپگرای افغانستان تاکید کردهاند.
در مجموع، این واکنشها نشان میدهد که کشتمند به عنوان شخصیتی ماندگار در سیاست افغانستان شناخته میشود که میراث او با مفاهیمی چون عدالت، مبارزهی سیاسی و مشارکت اجتماعی گره خورده است. با در نظرداشت واکنشها می توان گفت که افغانستان یکی از چهرههای صادق و متخصصی را از دست داد که در دوران مسوولیتش در مقامهای مهم دولتی، از خود کارنامهی درخشان و قابل دفاع به یادگار گذاشت.





نظر بدهید