اسلایدر • خبری • گزارشها

ریش به جای رساله؛ تعهدنامه‌ای که دانشگاه را به بیعت‌‌گاه تبدیل می‌کند

پس از بازگشت مجدد طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، نظام آموزشی افغانستان دست‌خوش دگرگونی‌های بنیادین و ویران‌گر شده است. سیاست‌های آموزشی طالبان به وضوح نشان‌دهنده‌ی روی‌کرد افراطی و ایدیولوژیک است که در آن تحصیلات عالی از مسیر آموزش دانش و مهارت‌های نوین، که برای توسعه و پیشرفت کشور نیاز است به مسیری کاملا متفاوت سوق داده شده است.

نخستین و آشکارترین اقدام طالبان، محرومیت کامل زنان و دختران از آموزش بالاتر از صنف ششم و تحصیل در دانشگاه‌ها بود که عملا نیمی از جمعیت کشور را از حق بنیادین آموزش محروم ساخت. علاوه براین، حذف درس‌های مرتبط با حقوق بشر، دموکراسی، حکومت‌داری مدرن و نظام‌های سیاسی از فهرست نصاب‌های درسی، ممنوعیت تدریس و مطالعه‌ی آثار زنان نویسنده و هم‌چنین اعمال محدودیت‌های شدید بر محتوای آموزشی، نشان‌دهنده‌ی تلاش نظام‌مند برای ناکارآمدسازی دانشگاه‌ها و تبدیل آن‌ها از نهادهای علمی به ابزارهای ایدیولوژیک است.

گذشته از این، طالبان هم‌زمان با آغاز سال جدید تحصیلی ۱۴۰۵، تعهدنامه‌ای برای دانش‌آموزان ترتیب و تنظیم کرده‌اند، که به وضوح نشان از فاجعه‌ی دیگر در دانشگاه‌های کشور دارد. تعهدنامه‌ی محصلان جدیدالشمول، سندی است که در آن «ریش» جای «رساله» و «بیعت» جای «تحصیل» را در نظام تحصیلات عالی افغانستان می‌گیرد. این تعهدنامه که برای همه‌ی دانش‌جویان جدیدالشمول توزیع شده و قرار است آنان آن را امضا و تعهد نمایند چند ویژگی و پیامد ویران‌گر برای نظام آموزش عالی نیم‌جان کشور  دارد:

۱- تبدیل دانشگاه از یک نهاد آکادمیک به یک مدرسه‌ی بیعت‌گیری

نخستین نکته‌ای که در این تعهدنامه جلب توجه می‌کند، تغییر ماهیت بنیادین دانشگاه است. در جهان کنونی، دانشگاه به‌عنوان نهادی تعریف می‌شود که در آن آزادی علمی، پرسش‌گری، نقد و توسعه‌ی فردی ارزش‌های بنیادین محسوب می‌شوند. اما این تعهدنامه دانش‌جو را نه به‌عنوان یک «پژوهش‌گر» یا «یادگیرنده»، بلکه به‌عنوان یک «طالب متعهد» تعریف می‌کند که پیش از هرگونه فعالیت علمی، باید بیعت خود را با ساختار سیاسی-نظامی طالبان اعلام کند.

بندهای ۲، ۳ و ۵ تعهدنامه، محصلان را ملزم به احترام مطلق به «تمام فرامین و قوانین» طالبان و اطاعت بی‌چون‌وچرا از نظام می‌کنند. هم‌چنین در بند ۵، هرگونه ارتباط با «هر گروه سیاسی» ممنوع اعلام شده و «اطاعت» از طالبان به‌عنوان یک «ضرورت» تلقی گردیده است. این روی‌کرد، دانشگاه را از فضایی برای تولید رساله و اندیشه به مکانی برای اخذ بیعت تبدیل می‌کند.

۲-  اولویت‌دادن ریش بر علم

یکی دیگر از ویژگی‌های این تعهدنامه، تمرکز شدید آن بر نمادهای ظاهری و تنِ دانش‌جو است. بند ۱ با زیرشاخه‌های متعدد خود، جزییاتی از نوع پوشش «لباس شرعی و افغانی»، وضعیت موی سر «خلاف شریعت اصلاح نمی‌کنم»، ریش «مطابق سنت نبوی می‌گذارم» و حتا پوشش سر در محیط دانشگاه «از گشت‌وگذار بدون کلاه (سرلچ) خودداری می‌کنم» را به‌عنوان شروط اولیه‌ی حضور در دانشگاه تعیین می‌کند. در مقابل، هیچ اشاره‌ای به کیفیت آموزش، محتوای علمی، مهارت‌های کاربردی، یا نیازهای توسعه‌ی کشور نشده است.

این اولویت‌بندی معنادار نشان می‌دهد که در نظام آموزشی طالبان، «ریش» بر «دانش» مقدم شمرده می‌شود. دانشگاهی که قرار بود پاسخ‌گوی نیازهای روز جامعه در حوزه‌های طبی، مهندسی، کشاورزی و مدیریت باشد، به نهادی تبدیل شده که ماموریت اصلی آن بازتولید یک هویت دینی و قومی خاص است. گویا در نظام طالبان دانش، تخصص و مهارت‌های علمی یک دانش‌جو با اندازه‌ی ریش او سنجیده می‌شود.

۳- نادیده‌گرفتن تنوع مذهبی در افغانستان

شاید خطرناک‌ترین بخش این تعهدنامه، بند ۶ آن باشد که تصریح می‌کند: «با توجه بر این‌که مردم افغانستان پیرو مذهب اهل سنت و الجماعت در مذهب امام صاحب اعظم ابوحنیفه (رح) هستند، طبق خواست نظام، من نیز تابع مذهب مذکور می‌باشم و اطاعت می‌کنم.» این بند اطاعت از مذهب حنفی را به صورت اجباری برای دانش‌جویان شیعه‌ی دوازده امامی، اسماعیلیه و دانش‌جویان سایر مذاهب در افغانستان تحمیل می‌کند. الزام همگانی به تبعیت از مذهب حنفی، به‌معنای نفی هویت مذهبی بخش زیادی از دانش‌جویان و اعمال فشار برای تغییر مذهب یا حداقل اعلام ظاهری تبعیت از مذهبی غیر از مذهب خودشان است.

این روی‌کرد را می‌توان در چهارچوب «نسل‌کشی مذهبی خاموش» تحلیل کرد که در آن هویت دینی اقلیت‌ها از طریق نظام آموزشی هدف حذف قرار می‌گیرد.

۴- حذف علوم مدرن و سانسور محتوایی

تعهدنامه‌ی جدید طالبان، دانش‌جویان را از شنیدن موسیقی، دیدن تصویر و ویدیو نیز منع می‌کند. طالبان به بهانه‌ی پابندی به اصول و شریعت اسلامی، دانش‌جویان را از بسیاری از منابع آموزشی، که به صورت تصویری ارایه می‌شوند، محروم می‌کنند. پیش‌تر نیز طالبان شماری از رشته‌های علوم مدرن، از جمله موسیقی، سینما و نقاشی را از دانشکده‌ی هنرهای زیبا یا حذف کرده یا نصاب آموزشی آن را تغییر کاربردی و محتوایی داده‌اند.

روی‌کرد طالبان در قبال نظام آموزش عالی کشور، طی بیش از چهار سال گذشته، باعث حذف مضامین علوم انسانی مدرن، ممنوعیت تدریس کتاب‌های نویسندگان زن، حذف مباحث مربوط به حقوق بشر، دموکراسی، نظام‌های سیاسی مدرن و حتا محدودیت در آموزش زبان‌های خارجی انجامیده است. دانشگاهی که نتواند دانش‌جویان را با دستاوردهای فکری بشر آشنا کند، دیگر نمی‌تواند آن را نهاد آموزش عالی نامید. در چنین فضایی، رساله‌ای که قرار بود حاصل سال‌ها تحقیق و تفکر باشد، جای خود را به تعهدنامه‌ای می‌دهد که تنها بر ظواهر تمرکز دارد.

۵- سلب حق اعتراض و مجازات‌های فراقانونی

تعهدنامه‌ی طالبان آشکارا بیان می‌دارد: «در صورت تخلف، هرگونه مجازاتی که از طرف پوهنتون برایم تعیین شد، حق شکایت ندارم.» این عبارت به معنای سلب حق دفاع و اعتراض دانش‌جو در برابر هرگونه اقدام تنبیهی است. در غیاب هرگونه مرجع نظارتی مستقل و با توجه به ساختار نظام‌مند حذفِ نقد، این بند عملا به دانشگاه اختیار مطلق برای اعمال هرگونه مجازاتی، از جمله اخراج، بازداشت یا حتا مجازات‌های بدنی را می‌دهد. این روی‌کرد با هرگونه استاندارد بین‌المللی حقوق بشر و حتا با اصول ابتدایی عدالت در تضاد کامل قرار دارد. این الزام دانش‌جویان را در افغانستان در سر دوراهی انتخاب اطاعت بدون قید و شرط یا ترک تحصیل قرار می‌دهد.

آن‌چه در این تعهدنامه دیده می‌شود، تلاش نظام‌مند برای تولید نسلی از شهروندان مطیع و فاقد تفکر انتقادی است، نسلی که به جای آموختن علم و مهارت برای آبادانی کشور، مامور به حفظ ظواهری شده‌اند که هیچ نقشی در توسعه و پیشرفت ندارند.

طالبان با این سیاست‌ها نه‌تنها حق یک نسل برای آموزش، صلح و پویایی را برباد می‌دهند، بلکه فرصت هرگونه تغییر و توسعه‌ی کشور را نیز نابود می‌کنند. در نظامی که «ریش به جای رساله» نشسته است، نه علمی باقی می‌ماند، نه اندیشه‌ای، نه آینده‌ای. تجربه‌ی تاریخی نشان داده است جوامعی که علم را فدای ایدیولوژی می‌کنند، نه تنها به پیشرفت دست نمی‌یابند، بلکه در گرداب عقب‌ماندگی و انزوای فکری فرو می‌افتند.

 

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید