اسلایدر • تحقیقی • گزارشها

تبعیض جنسیتی در برخی از مکاتب خصوصی غرب کابل؛ معاش معلمان زن چقدر است؟

گزارش: حافظ

در بسیاری از مکاتب خصوصی، زنان از تبعیض جنسیتی رنج می‌برند. با سقوط کشور به دست طالبان و ممنوع‌شدن بسیاری از کارها و عرصه‌ها برای زنان، اندک فضاهای موجود نیز با محدودیت مواجه گردید. یکی از فضاهایی که هنوز زنان اجازه دارند کار کنند و بخش زیادی از دختران امیدشان را به آن بسته‌اند، معلّمی در مکاتب خصوصی است. اما بر اساس تحقیقات هفته‌نامه‌ی «جاده ابریشم» و اطلاعات به‌دست‌آمده، همین آخرین امید زنان نیز مملو از تبعیض و محدودیت است. بسیاری از مکاتب خصوصی زنان را با معاش بسیار کم استخدام می‌کنند، در طول روز بی‌وقفه از آنان کار می‌کشند و برخی از مکاتب همان معاش اندکِ معلّمین زن را دیر پرداخت می‌کنند. حتی برخی از مکاتب خصوصی با استخبارات طالبان در ارتباط‌اند و گاهی که نمی‌خواهند معاش معلّمین  زن را پرداخت کنند، به آن‌ها تهمت رابطه می‌بندند و به‌زور تهدیدِ طالب بدون معاش اخراج می‌کنند. در گزارش زیر به مشکلات معلّمان خانم در مکاتب خصوصی پرداخته‌ایم. جغرافیای این گزارش عمدتاً غرب کابل است که از لحاظ کمّیت و کیفیت آموزشی در افغانستان اهمّیت به‌خصوصی دارد.

شرایط سخت زنان برای معلّم‌شدن

در پی ظهور طالبان، هزاران زن و دختر از تحصیل یا از گرفتن اسناد تحصیلی محروم شدند. آموزش زنان از صنف ششم به بالا ممنوع گردید و زنان و دخترانی که ۱۵سال بی‌وقفه درس خوانده بودند، نگذاشتند سال شانزدهم را تکمیل کرده و اسناد تحصیلی بگیرند. نداشتن مدارک تحصیلی، اشتغال زنان را محدود ساخت. اکنون معلّمی در مکاتب خصوصی یکی از مجال‌های باقی‌مانده برای زنان است. بسیاری از معلّمان به مکاتب خصوصی پناه بردند. اما مکاتب خصوصی برای استخدام معلّمان  زن، شرایط سخت برای آن‌ها وضع می‌کنند، و این امر، پیشاپیش زنان را در معرض حذف قرار می‌دهند. از باب نمونه، تجربه‌ی کاری زیاد، مهارت عالی، سواد به‌روز، حداقل اسناد تحصیلی کارشناسی (لیسانس)، قناعت به معاش کم، اخلاق خوب جلو مدیر و مؤسس و اشتغال‌نداشتن در هیچ جایی دیگری، از جمله شرایط استخدام زنان در مکاتب خصوصی است. افزون بر این‌ها برخی از مکاتب معاش این معلّمان را به چند ماه بعد واگذار می‌کنند. به‌هرروی، شرایط کار و شرایط دریافت معاش، زندگیِ معلّمان  زن را با معضلات جدّی مواجه کرده است.

تجربه‌ی کاری

تجربه‌ی کاری برای بسیاری از زنان و دخترانی که تازه می‌خواهند معلّم شوند، استخدام را سخت کرده است. بسیاری از دختران برای استخدام در بدل معاشِ کمی که مکاتب به آنان می‌دهند، آن‌قدر دنبال تجربه‌ی کاری می‌دوند که گاهی همان معاشْ پول کفش‌شان هم نمی‌شود. برخی مکاتب با استفاده از وضعیت دشوار زنان، حتی تجربه‌ی کاری آنان در آموزشگاه‌های دیگر را نمی‌پذیرند. فریبا (نام مستعار) ۲۳ساله و بازمانده از تحصیل است. او دانش‌جوی سمستر دوم مدیریت و اقتصاد در دانشگاه کابل بوده که کشور به دست طالبان سقوط می‌کند. فریبا زبان انگلیسی هم خوانده و در ایام دانش‌جویی، در کورس‌های زبان، انگلیسی تدریس می‌کرده است. به دلیل وضعیت بد اقتصادی و سقوط پی‌هم مراکز آموزشی، فریبا بی‌کار می‌شود. او که تجربه‌ی کاری زیاد داشته، به چندین مکتب می‌رود تا معلّم زبان انگلیسی شود. فریبا اکنون معلّم است، اما بسیار به‌سختی استخدام شده است. او می‌گوید علاوه بر نام خودش، نام مکتبی را که او درس می‌دهد، نیز نگیریم تا مدیر او را اخراج نکند:

«مکتب در بدل معاش بسیار کم مرا استخدام کرد. از من اسناد لیسانس خواست، تجربه‌ی کاری و تسلط کامل به زبان انگلیسی خواست. من سند لیسانس نداشتم؛ وقتی فهمید سند لیسانس ندارم، تجربه‌ی کاری مرا از آموزشگاه‌های دیگر قبول نکرد. گفت استخدام می‌کند اما شرطش این است که تا چند ماه باید کارآموز باشم و فول‌تایم بدون معاش کار کنم، بعد از زمانی که واجد شرایط معاش شدم، معاش بگیرم. اما معاشی که پیشنهاد کرد هم آن‌قدر کم بود که تفاوت چندانی با کار مفت نداشت».

اسناد تحصیلی

تعداد بیش‌تر مکاتب خصوصی که دنبال معلّمینی با معاش کم می‌گردند، یکی از شرایط استخدام‌شان اسناد تکمیلی تحصیلی‌اند. فریبا که در بدل معاش اندک اکنون معلّم است، می‌گوید که در زمان استخدام او، مدیر مکتب بهانه می‌گرفت که اسناد تحصیلی ندارد. او می‌گوید مکاتب می‌دانند که دختران هم‌سن و سال او در افغانستان فعلی اسناد تحصیلی ندارند: «مکاتب از ممنوعیت تحصیل دختران خبرند. دنبال معلّم تقریباً مفت هم می‌گرده، ولی بازهم از ما تسلّط کامل و اسناد تکمیل مطالبه دارند. مثلاً من که اسناد فراغت انگلیسی دارم، تجربه‌ی تدریس دارم و اعضای اداری مکتب هم دیده که تدریس من خوب و قابل‌قبول است، باز در این شرایط، مطالبه‌ی اسناد از من چه معنا دارد؟ جز این‌که بهانه‌ای شود برای مدیر و مؤسس که معاشم را کم کند یا کار را به جایی برساند که در این وضعیت اضطراری و شرایط عاجل، برای مدت طولانی کارآموز و بدون معاش کار کنم، که همین‌طور هم شد».

معاش بسیار کم

براساس منابعی که هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم با آنان صحبت کرده، معاش معلّمین  خانم نسبت به مردان، در اکثر مکاتب خصوصی غرب کابل بسیار کم است. فاطمه (اسم مستعار) ۲۱ساله و بازمانده از تحصیل، در حال حاضر استاد اصول صنفی یک مکتب خصوصی در غرب کابل است. او می‌گو:ید «سه سال است که در دو مکتب معلّمی کرده‌ام. هم مکتبی که پارسال آن‌جا معلّم بودم، ماهانه به من ۳هزار افغانی معاش می‌‌داد و هم مکتبی که امسال معلّم هستم، ماهانه ۳هزار افغانی به من معاش می‌دهد».

فصل کاری مکاتب خصوصی در کابل ۹ ماه است. با این حساب یک‌سال معاشی که فاطمه دریافت می‌کند، کم‌تر از ۳۰ هزار افغانی می‌شود. اگر درآمد فاطمه را با مصارف کابل بسنجیم، می‌بینیم که اوضاع چقدر دردناک است. حداقل کرایه‌ی خانه در کابل، ماهانه بالاتر از ۵‌هزار افغانی است. اگر فاطمه مریض شود، یک شفاخانه‌ای که کمترین امکانات را داشته باشد (مثلاً شفاخانه‌ی امیری در غرب کابل) کمتر از شب ۳۰ هزار افغانی، بستر نمی‌کند. با این حساب، تمام درآمد ماهانه‌ی یک معلّمِ خانم هزینه‌ی یک ماه کرایه‌ی خانه و معاش تمام یک سال او هزینه‌ی یک شب بسترشدن او در شفاخانه هم نمی‌شود. در‌عین‌حال، در شرایط ممنوعیت کار و تحصیل برای زنان از سوی حاکمیت طالبان، این مقدار درآمد تنها امید بسیاری از دختران و زنان تحصیل‌کرده است که در اکثر مواقع همان مقدار هم گیر نمی‌آید.

ممنوعیت کار و تلنبارشدن درخواستیِ معلّم

باری همین مقدار کم هم، به آسانی گیر نمی‌آید. بسیاری از خانم‌ها و دختران به ده‌ها مکتب خصوصی مراجعه می‌کنند و گاهی تا ماه‌ها انتظار می‌کشند. برخی از معلّمین  حتی از امسال به سال دیگر منتظر می‌ماند. اما چرا؟ دلیل عمده‌ی آن به اوضاع سیاسی برمی‌گردد. طالبان کار و آموزش را برای زنان ممنوع کرده‌اند. بیرون‌رفتن را هم برای آنان دشوار کرده و محدودیت‌هایی طاقت‌کشی وضع کرده‌اند. تعداد زیادی از زنان به کار و درآمد و بخشی هم به بیرون‌رفتن و بودن در متن جامعه نیاز دارند. وقتی کار دیگری نباشد، تعداد زیادی از زنان و دختران تحصیل‌کرده به ادارات مکاتب خصوصی هجوم می‌برند. در اکثر مکاتب اسناد پشت اسناد و سی‌وی پشت سی‌وی تلنبار شده است. این تلنبارشدن درخواستِ معلّمی از سوی دختران، رقابت‌ها را سخت و معاش را کم و نیروی کار را ارزان کرده است. کار کم و متقاضی فراوان است و این وضعیت روی معاش تأثیر گذاشته است.

تجاری‌شدن آموزش

در کنار فرصتِ شغلیِ کم و متقاضیان زیاد، و نیز فقرِ جمعی، نهادهای آموزشی بدل به نهادهای تجاری شده و دغدغه‌ی اول‌شان را کسب درآمد تشکیل می‌دهد. بسیاری از مؤسسین مکاتب در غرب کابل، آدم‌های فرهنگی با دغدغه‌ی آموزشی نبودند؛ بلکه تاجر بودند. سال‌ها آوازه شده بود که مکتب نان دارد، آنانی که پول داشتند و کار دیگری نمی‌توانستند، به‌صورت بی‌رویه و بی‌هیچ دغدغه‌ی فرهنگی و آموزشی، به تاسیس مکتب روی آوردند. نتیجه، بیش از آن که خوب شود، از جهاتی بد شد. آموزش از لحاظ کیفی افت کرد، به معلّم، به مکتب و به دانش‌آموز به چشم تجاری دیده شد. به همین سبب، این وضعیت روی معاش معلّمان  تأثیر فوری و جدّی گذاشت. مکاتبی که با نیّت تجاری ساخته شده بودند، به دنبال معلّمانی بودند که به کمترین معاش راضی باشند. این معلّم‌ها هم در ابتدا کسانی بودند که یا سطح تحصیلی پایینی داشتند، یا جای دیگری در رقابت استخدام نمی‌شدند، یا هم آن‌قدر فقیر و در شرایط اضطراری قرار داشتند که با چنگ و دندان به همان صنف‌های سنگی می‌چسپیدند.

تبعیض جنسیتی

در کنار تمام این‌ها، اما براساس منابعی که هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم با آنان صحبت کرده است، در برخی از مکاتب خصوصی غرب کابل تبعیض جنستی نیز وجود دارد. زهره (اسم مستعار)، ۲۵ساله و استاد یکی از مکتب‌های خصوصی در غرب کابل است. او در خصوص تفاوت‌های رفتاری و تبعیض جنسیتی در غرب کابل می‌گوید: «بدون شکّ تبعیض جنسیتی وجود دارد».

او می‌گوید که برخی از مکتب‌های خصوصی حتی با طالبان در ارتباط‌اند و بعضی از استادان تازه‌کار را هنگام درخواست معاش تهدید می‌کند. او اجازه نداد نام مکتبی که تا حالا چندین استاد تازه‌کارش را، به خاطر درخواست معاش، با تهدید طالبان اخراج کرده، نوشته شود. اما گفت که آن مکتب در پیش چشم او چند دختر بازمانده‌ازتحصیل را که قرارداد کرده بوده و در بدل معاش معلّمی می‌کرده، هنگام درخواست معاش تهدید کرده است. حتی یکی از آنان را به نیروهای امر به معروف طالبان معرفی کرده و اتهام بسته که او با یکی از دانش‌آموزان رابطه دارد.

پیش از طالبان

تبعیض جنسیتی هرچند که در دوران طالبان افزایش یافته، اما پیش از طالبان هم در مراکز آموزشی تبعیض جنسیتی وجود داشته است. ستاره (اسم مستعار)، پیش از سقوط طالبان در یکی از مکاتب خصوصی در ساحات گولایی دواخانه از مربوطات غرب کابل معلّم بوده است. او که فعلاً معلّم نیست و از کشور بیرون رفته، می‌گوید که از وضعیت فعلی نمی‌داند، اما پیش از سقوط در مکتبی که او معلّم بوده، به زنان نسبت به مردان معاش کمتری می‌داده است: «ما قرارداد شفاف نداشتیم. هیچ معلّمی از معاش معلّم دیگر خبر نداشت. حتی معلّمین  زن از معاش هم‌دیگر خبر نداشتند. معاش‌ها هم جداجدا داده می‌شد تا ما نفهمیم که چه کسی چه‌قدر معاش می‌گیرد. ما در اوایل نمی‌فهمیدیم. اما بعداً فهمیدیم که معاش‌ها متفاوت است. اول به‌صورت عموم معاش مردان از معاش زنان زیادتر بود، بعد میان معاش معلّم‌های خانم هم تفاوت وجود داشت».

این تبعیض جنسیتی، سواستفاده، بدرفتاری، معاش‌ندادن، ارتباط با استخبارات و امربه‌معروف طالبان در مراکز آموزشی، اما در حالی وجود دارد که مکاتب و مراکز آموزشی از عمده‌ترین امیدواری‌های مردم برای فردای بهتر و زندگی برابر است.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید