اسحاق جویا
نورالله ۱۴ساله در روز رویداد در خانه نبود وگرنه او نیز ممکن بود در همانجا توسط کوچیهای مسلّح زخمی و یا کشته شود. صبح روز جمعه، ۲۳ عقرب، چهار فرد مسلّح کوچی، بالای دو برادر نورالله، به نامهای نوروز و رحمتالله حمله کردند. نوروز در همانجا، بر اثر اصابت گلوله بر سرش، کشته شد و رحمتالله بهشدّت زخمی شد. او اکنون در شفاخانه ایمرجنسی در کابل بستری است. این رویداد در روستای قوطوی پایین از مربوطات ولسوالی دایمیرداد ولایت میدان وردک رخ داد.
نورالله نیز قرار بود با نوروز و رحمتالله برای آوردن هیزوم به کوههای اطراف برود؛ اما یک امتحان رقابتی، باعث میشود که با برادارانش همراه نشود. به نقل از منابع محلی، روز جمعه، ۲۳ عقرب، از طرف بنیاد خیریهی امید دایمیرداد، امتحان رقابتی، در یک مکتب به نام لیسهی عطایی، برگزار شده بود. نورالله نیز در این امتحان شرکت میکند و با برادرانش همراه نمیشود. بدین ترتیب، نورالله از حملهی مسلّحانهی کوچیها، در امان میماند.
کشتهشدن نوروز و زخمیشدن رحمتالله، برای نورالله ۱۴ساله بسیار دلخراش و سنگین تمام شده است. او با مطلعشدن از رویداد، توان و آرامشاش را از دست داده و شبها و روزها گریه کرده است. به نقل از منابع محلّی، ازدستدادن یک برادر و زخمیشدن برادر دیگر، که تاکنون در کُما است، برای نورالله غیرقابلتحمُّل است. او بار سنگین اندوه و ماتمی را با خود حمل میکند که از طاقت او خارج است و آرامش و قرارش ویران کرده است.
منابع به جاده ابریشم گفتند که شدّت درد و اندوه، نورالله را باگذشت هر روز، ناآرامتر کرد و از لحاظ روانی او را شکست. نهایتاً از فرط و اندوه و فراق برادرش، جان باخت و نتوانست اندوه را تاب آورد. بهگفتهی منابع، نورالله دو شب قبل از جان باختنش، خون استفراغ کرد، اما با گذشت دو شبانه روز از این وضعیت، در نهایت، روز جمعه ۳۰ عقرب، جان باخت و در کنار برادرش برای ابد آرام گرفت.
منابع در صحبت با جاده ابریشم گفتند که نورالله قبل از این هیچگونه بیماریای نداشته و تنها حادثهی قتل برادرش، او را به کام مرگ فرستاده است. بهگفتهی منابع، او کوچکتر از آن بود که چنین رویداد غمانگیز را شاهد باشد و در برابرش تاب آورد. از جانب دیگر، رویداد حملهی مسلّحانهی کوچیها بالای برادارنش بسیار ناگهانی و دور از تصور بود و نورالله بهصرف اطلاع از رویداد، شوکه شده بود و از همان اوایل بهشدّت تحت فشار سختوسنگین روحی و روانی قرار گرفته بود.
اکنون یک مادر پیر در میان این همه اندوه و ماتم باقی مانده است. دو پسر جوانش را از دست داده و پسر دیگرش نیز در حالت کُما در شفاخانه بستری است. بهنقل از منابع محلی، وضعیت جسمی و روانیِ مادر نورالله نیز وخیم و ناراحتکننده است. از طرف دیگر، داکتران در شفاخانهی ایمرجنسی کابل گفتهاند که هنوز هم در سر رحمت الله مرمی باقی مانده است و وضعیت صحّی او نیز بهشدّت وخیم است، و این خبر مادر را بیشتر و شدیدتر میآزارد. مادر قربانیانِ، باورش نمیشود که کوچیهای مسلّح چنین بیرحمانه پسرانش را تیرباران کرده باشند؛ زیرا پسرانش، نه با مردم محل و نه با کوچیها، دشمنی و سابقهی منازعه نداشتهاند. پسران این مادرِ هزاره، زحمتکش و کارگر بودند و هنگام تیربارانشدن توسط کوچیها، برای آوردن هیزوم به کوهها رفته بودند تا مواد سوخت کافی برای زمستان سرد و طولانی هزارجات داشته باشند.
این اولین رویداد نیست که هزارهها چنین بیرحمانه توسط کوچیهای مسلح کشته میشوند. قبل از این نیز در رویدادهای مشابه، دهها نفر هزاره توسط کوچیها در نقاط مختلف هزارجات کشته شده است. کوچیها حمایت گروه طالبان را با خود دارند و حتی گفته میشود تعداد زیادی از کوچیها عضو گروه طالبان هستند.
منابع محلّی می گویند که کوچیهای مسلّح، که حمایت گروه طالبان را نیز با خود دارند، در تلاشاند تا با راهاندازی موجی از قتل و کشتار در دایمیرداد، هزارهها را وادار به ترک خانههاشان کنند و زمینه حضور خود شان در ساحه را برای سالهای بعد فراهم نمایند.
تاکنون حتى یک نفر کوچی توسط گروه طالبان به خاطر قتلوکشتار هزارهها محکمه و یا هم طبق قوانین و رویکرد قضایی خودشان «قصاص» نشده است. با ادامهی این روند، در سالهای بعد ممکن است شرایط برای هزارهها زیر حاکمیت گروه طالبان بدتر و حملات و تهاهجم مسلّحانهی کوچیها نیز در سراسر هزارجات گستردهتر گردد.





نظر بدهید