
نویسنده: حافظ
عکس: شبکههای اجتماعی
بازداشت
زهرا (اسم مستعار) باشندهی غرب کابل است. حدود ده ماه پیش، یک روز خواهرک ۱۳ سالهی او مانتوی درازش را پوشید که مثل همیشه کورس انگلیسی برود. در راه کورس نیروهای امر به معروف طالبان او را ایستاد کردند و بهانه گرفتند که حجابش درست نیست. همانجا، بلامعطل او را بازداشت کردند و با خود به حوزه بردند.
طالبان به خانوادهی زهرا خبر دادند که خواهر او را بازداشت کردهاند. خانوادهی زهرا چهار نفر بودند، مادرش که بیماریِ قلبی داشت و از تهیدستی درمان نشده بود، پدر پیرش که به سختی میتوانست از جایش بلند شود و برادر جوان زهرا که برای کارگری ایران رفته و به دست مأموران ایرانی آنقدر لتوکوب شده بود که بخشی از اعصابش را به کلّی از دست داده بود.
نگرانیِ خانواده
وقتی که خبر بازداشت خواهرک ۱۳ سالهی او به آنان میرسد، برای لحظاتی گویا نبض این خانوادهی پر از مشکلات، میایستد، یک لحظه اصلاً نمیدانند چه کار کنند. زهرا میگوید «برای مدتی کلاً بیحرکت ماندیم. سرگیجه داشتیم و نمیدانستیم چه کار کنیم. چه کسی باید به حوزه میرفت. پدرم پیر، مادرم مریض، برادرم لتوکوبشده و من هم دخترِ جوان»؟
اما چارهای نبود، باید یکی میرفت. زهرا و پدر پیری که به سختی از جایش بلند میشد، بهزحمت خود را به حوزه رسانیدند تا ضمانت حجاب دخترکی شوند که اگر حاکمیت طالبان نمیبود، با موهای باز در کوچه بادبادک بازی میکرد.
آن دو وقتی که به ادارهی طالبان رفتند، اول از طالبان پرسیدند که به چه جرمی آن دخترک کوچک را بازداشت کردهاند. طالبان اما با خشم و نگاه بالابه پایین گفته که به جرم بیحجابی و صحبت با نامحرم: «به پدرم گفتند که دخترت بیحجاب است. حجابش درست و اسلامی نبود. با یک پسر نامحرم هم صحبت میکرد». منظور طالبان از «پسر نامحرم» پسرک همصنفی آن دختر بوده که از خود آن دخترک هم کوچکتر بوده است. طالبان اما آن پسرک را هم به حوزه برده بودند.
شصت هزار افغانی در بدل آزادی
طالبان در بدل آزادی خواهر زهرا، از آنان ضمن ضمانتی که دیگر بیحجاب نباشد و با نامحرم صحبت نکند، شصت هزار افغانی پول نقد خواستند: «صریح و بیملاحظه، ۶۰ هزار افغانی از ما خواستند، گفتند که جریمه کرده است».
زهرا میگوید آنان حیران مانده بود که چه کار کند، در آن وضعیتی که گاهی چند قلم قرصهای مادرش را خریده نمیتواند، آنقدر پول نقد از کجا کند که در بدل آزادی خواهرش به طالبان بدهد. از طرفی دیدند که اگر پول تهیه نتوانند، طالبان خواهرش را حتماً از حوزه به زندان انتقال میدهند.
پدر پیر سکته میکند
زهرا و پدرش با همان زحمتی که به حوزه رفته میروند، با زحمت سختتر از آن به خانه برمیگردند. او میگوید سختتر از پیش، اینبار دست و پایشان میلرزیده است: «همین که دست پدرم از دستم خطا میخورد، میافتاد». در خانهی خودشان که پول نداشتند، سراغ اقوام و کاکا و مامایشان را میروند که آنها هم پول نمیدهند. وقتی از پول ناامید میشوند، درحالیکه دخترک منتظر پول و آزادی بوده، پدرش سکته میکند. او میگوید: «پدرم که سکته کرد، خواهرم از یادم رفت. هر طرف دویدم تا راهی پیدا کنم که پدرم درمان شود. به شفاخانه بردیم، اما پولی نبود. بعد از دویدنهای زیاد، بالأخره کسی پیدا شد که دست ما را گرفت. خیّری بود که بخشی از هزینههای درمان را داد و بخشی را هم قرض کردیم».
زهرا در زندان
پدر زهرا هنوز کامل درمان نشده که زهرا او را از بیمارستان به خانه میآورد. به محض اینکه او را به خانه میرسانَد، یکدم سراغ خواهرش میرود. اما دیر میشود؛ زهرا تا به حوزه میرسد، میبیند خواهرکش دیگر آنجا نیست. برای مدتی زهرا نمیداند که خواهرش کجا است، طالبان او را کجا برده و با او چه کردهاند. اما پس از دویدنهای زیاد بالأخره مشخص میشود که طالبان او را به زندان پل چرخی منتقل کرده و قید او هم یکونیم سال برآمده است.
آزار و اذیت در زندان
زهرا میگوید که اکنون ده ماه از زندانیشدن خواهرش در پل چرخی میگذرد. هشت ماه از زندان او باقی مانده است: «شنیدهام که در زندان او را بسیار اذیت میکنند. از جمله زندانبانهای طالبان او را مجبور میکنند که کارهای سنگین انجام بدهد». زهرا میگوید که خواهرش بیحجاب نبود. ضمن اینکه کوچک بود، هم مانتوی دراز میپوشید و هم در همان سن و سال مدرسه میرفت. به عقاید و حجابش هم بسیار محکم بود».
در طول بیشتر از چهارسال حاکمیت طالبان، آنها بارها دختران جوان مردم را به بهانهی رعایتنکردنِ به قول خودشان قوانین مسلمانی، از کوچه و بازار بازداشت کردهاند. در آخرین مورد تا حالا، طبق گزارش رسانهها، از جمله رسانهی رخشانه، در روز سه شنبه (۷ اسد ۱۴۰۴) نیروهای امر به معروف طالبان شش دختر جوان را از غرب کابل بازداشت کردند. بر اساس گزارشها، طالبان در بدل آزادی بسیاری از دختران، پول گرفتهاند. برخی از خانوادهها که پول نداشته و تهیه هم نتوانسته، طالبان دخترانشان را به زندان منتقل کردهاند.
گزارشهایی در دست است که طالبان در زندان، افزون بر شکنجههای روانی و بدنی، به دختران تجاوز جنسی کردهاند. اعترافهایی هم از دختران آزادشده از زندان طالبان در دست است که طالبان به آنان تجاوز کرده، از تجاوزشان ویدیو گرفته و در زمان آزادکردن آنان از زندان، به دختران گفته در صورتی که از رازِ زندانیکردن آنان به کسی یا به رسانهای، چیزی بگویند، آن ویدیوها را نشر خواهند کرد. لذا برخی از دختران، از ترس آن تهدیدها و ویدیوهای طالبان، پس از آزادی از زندان، خودکشی کردهاند.





نظر بدهید