پروین پژواک
زمانی، مأمور حکومت کرزی در دانشگاه کابل به دانشجوی دختر هزاره مربای شکسته داد، سپس او را با سیلی زد و «هزارهی موشخور» خطابش کرد. واکنش وزارت تحصیلات عالی دولت کرزی به این تحقیر، نه محکمهی مأمور خوابگاه بلکه صدور فرمان تبعید تعداد دانشجویان هزاره از دانشگاه کابل بود.
در دولت اشرفغنی دانشجوی دختر هزاره به خاطر ردشدن شکنجهگرانهی مکرر پایاننامهاش از سوی استادِ راهنما در دانشگاه کابل، به ستوه آمد و در اعتراض بدین شقاوت، زندگیاش را پایان داد و خودکشی کرد. او زهرا خاوری بود، دانشجوی سال پنجم دانشکده وترنری دانشگاه کابل. زهرا خاوری در قوس ۱۳۹۶ به خاطر ردشدن ناموجّه پایاننامهاش، در خوابگاه دانشگاه کابل، خودکشی کرد. او در سال چهارم دانشگاه موضوع پایاننامهاش را در مورد تغذیهی گوسفندان در ولایت دایکندی انتخاب میکند. اما این موضوع توسط گلمحمد طنین، استاد راهنمای زهرا، رد میشود. به جای آن، از جانب استاد راهنما، تغذیهی سیدانه جوجهی مرغ از لحاظ انرژی به زهرا پیشنهاد میشود تا بهعنوان بخش عملی پایاننامهاش کار کند.
با انتخاب این موضوع، زهرا خواهان گذاشتن کانتینر پیش روی خوابگاه دخترانهی دانشگاه کابل میشود تا جوجهها را در آنجا نگهداری کند. باز هم استادِ راهنمای زهرا، بهخاطر مراقبت و مصرف گزاف، کار او را رد میکند. پس از آن، زهرا برای نگهداری جوجههای مرغ، اتاقی در غرب کابل کرایه میکند. اما به دلیل بالابودن کرایه، از اتاق میرود و یک کانتینر انبار را که در مقابل ساختمان دانشکدهی زراعت موقعیت داشته، برای نگهداری جوجههای مرغ در نظر میگیرد.
گلمحمد طنین مشخّص کرده بوده که زهرا پس از ۴۲ روز کار عملیاش را تحویل دهد، جوجهها را بزرگ کند و آنان را به فروش برساند. زهرا این کار را موفّقانه انجام میدهد. در بخش نظری و نوشتاری، او ۲۱ منبع انترنتی جهت تحقیق به زهرا معرفی میکند. زهرا علاوه بر کار عملی، پایاننامهی نوشتاریاش را هم تمام میکند؛ اما بازهم رد میشود. بعدها گلمحمد طنین به رسانهها میگوید که بعد از آن روز (رد پایاننامه) زهرا را ندیده است. اما زهرا به خاطر تمام مشکلات و فشارهای استاد، این بار کاملاً به ستوه میآید و چارهای نمیبیند جز اینکه به زندگیاش پایان دهد.
بعدها همصنفیهای زهرا هم تایید کردند که «موضوع خودکشی زهرا به خاطر پایاننامه بوده است. ما شاهد تلاش بینهایت زهرا در پذیرفتهشدن پایاننامهاش بودیم».
سرور دانش، معاون دوم ریاست جمهوری در حکومت اشرفغنی در واکنش به خودکشی زهرا گفته بود: «داستان خودکشی زهرا خاوری، محصلی که در ماههای آخر فراغت خود قرار داشت و والدین و دوستانش، چشم به انتظار فراغت او بودند، نباید یک امر عادی تلقی شود». همچنین معاون رئیسجمهور خواستار پیگیری مرگ خاوری توسط نهادهای عدلی و قضایی شده و نوشته بود: «این قضیه اولاً باید از نگاه عدلی و قضایی بهصورت بیطرفانه تحقیق و بررسی شود و نتایج آن به اطلاع همهی مردم رسانده شود. و ثانیاً من از رهبری وزارت تحصیلات عالی و ریاست محترم پوهنتون کابل جداً میخواهم که جدا از جوانب عدلی و قضایی، علل و عوامل مربوط به مسایل داخلی محیط تحصیلی را نیز بهطور همهجانبه و دقیق بررسی کند».
سوءاستفادههای جنسی از دختران در دانشگاه کابل
معاون رئیس جمهور در مورد برخوردهای تعصبآمیز قومی و زبانی و سوءاستفادههای جنسی در دانشگاه کابل، در قسمتی از پیام خود آورده بود: «این حکایتها اگر از زبان یک نفر و ده نفر نقل میشد، شاید میگفتیم که انگیزههای شخصی در میان بوده است، ولی وقتی صدها نفر بهطور مستند شهادت میدهند آیا میتوان گفت که همهی آنها دروغ و افترا است؟ آیا این مایهی ننگ نیست که دختر محصلی به هم صنفیهایش و حتی مدیر تدریسیِ دانشکده به دختران توصیه کند که هیچ وقت تنهایی به اطاق استادان مرد نروید».
مسمومیت و منفکّ
در واکنش به انفجار و کشتار دانشآموزان در لیسهی کاج در ۸ میزان ۱۴۰۱، دختران دانشجو از دانشگاه کابل و سایر جاها، که اکثراً هزاره بودند، میخواستند تجمّع برپا کنند و علیه ناامنیِ هزارهها در مراکز آموزشی اعتراض نمایند. مسئولان خوابگاه دانشگاه کابل، که تحت کنترل طالبان قرار دارد، از سازماندهی چنین گردهماییای آگاه میشوند و بر بنیاد گزارشها، یک شب پیش از اعتراض (۹ میزان ۱۴۰۱) دختران را در این خوابگاه با غذا مسموم میکنند و گردهمایی به هم خورد. بر بنیاد اطلاعاتی که ما در دسترس داریم، شمار دختران مسمومشده به ۸۰ نفر میرسید که حدود ۷ نفر از دانشجویان دانشگاه کابل به دلیل اعتراض به این مسمومیت، منفکّ شدند. همچنان بر اساس اطلاعات رسیده از منابع معتبر، یک دسته از دختران معترض میخواستند از «دشتبرچی» و دستهی دیگر از «پلسرخ» و بخشی از دختران از داخل دانشگاه و لیلیه به اعتراض آغاز کنند. قرار بود برخی دیگر در «سینمای پامیر» جمع شوند.
سایره احمدی (اسم مستعار) یکی از مسمومشدگان، میگوید: «دخترها بعد از غذا بیحال شده بودند. دلبدی، شکمدردی، گیجی و بیحالی داشتند. بعضیهایشان خیلی حالشان بد بود. این دخترها در شفاخانهی داخل دانشگاه، شفاخانهی علیآباد و دیگر مرکزهای درمانی رفته بودند». طبق گفتههای سایره، مسمومیت او و دیگر دختران تا سه روز دوام کرد. همه سیرم زده بودند و دوا استفاده میکردند و از بیرون غذا میخواستند. پس از چند روز، او و دو همصنفی دیگرش که مسموم شده بودند، همینکه به دانشگاه میرسند، در ساعت اول درسی به اتاق رئیس دانشگاه احضار میشوند. سایره میگوید: «وقتی که به اتاق رئیس دانشگاه رفتیم، معاون گفت که شما باید کارت خود را به ما بدهید. وقتی گفتیم چرا کارت خود را بدهیم، گفت که میخواهیم بدانیم که شما در دانشکده هستید». وقتی کارت آنها را میگیرند، دیگر پس نمیدهند. بعداً برایشان گفته میشود که: «شما دیگر حق ندارید داخل دانشگاه بیایید، شما منفکّ هستید». زمانی که سایره و دوستانش دلیل منفکشدنشان را میپرسند، در پاسخ چنین میشنوند: «شما قرار بوده در اعتراضات شرکت کنید. شما علیه دولت توطئه کردین، برای همین منفک استید».
از دانشکدهای که سایره در آن درس میخواند چهار نفر منفک شده بودند؛ سه نفر همصنفیاش و یکی هم از صنف اول آن دانشکده. سپس با مشورهی یکی از استادانشان نزد رئیس میروند تا از منفکشدنشان جلوگیری کنند؛ اما رئیس نیز به آنها پاسخ منفی میدهد و میگوید باید با وزیر تحصیلات عالی طالبان صحبت کنند. آنها مکتوبی مینویسند و راهی وزارت میشوند. در وزارت هم بهسختی اجازهی ورود دریافت میکنند. وقتی وارد اتاق وزیر میشوند، وزیر حضور نداشته، اما یکی از اعضای دفتر وزیر خطاب به آنها میگوید: «اینها شورشیان استند. شما چرا اینها را راه دادید». بیدرنگ، آنها را از وزارت هم بیرون میکنند.
سرانجام این چهار دختر، از خوابگاه و دانشگاه اخراج میشوند ولی با تلاش زیاد بیستویکروزه و پشتیبانی استادانشان میتوانند دوباره وارد دانشگاه شوند که پس از چند روز، فرمان مسدودشدن دانشگاهها به روی دختران را میشنوند. بهگفتهی سایره: «ما پس از این بیستویک روز، آزمون بیستفیصد را از دست داده بودیم و نزدیک امتحان نهایی بودیم. بالاخره اجازهی امتحان را گرفته بودیم و میخواستیم امتحان نهایی را سپری کنیم که دانشگاهها به روی دختران بسته شد».
صدیقه حسینی (مستعار) یکی دیگر از دخترانی است که در جریان مسمومیت دختران در خوابگاه بوده است. او آن روز در بیرون غذا خورده بود و به همین دلیل مسموم نمیشود. اما دوستان و همصنفانش جزء مسمومشدهها بودند. او میگوید: «تعدادی از دختران هماهنگ کرده بوده که به خاطر انفجار کاج و ناامنی اعتراض کنند که مسئولان لیلیه خبر شده بودند و در بین غذا چیزی ریخته بودند تا دخترها به اعتراض رفته نتوانند». او میافزاید: «نیمهشب تعداد زیادی از دختران حالشان وخیم بود و با موترِ لیلیه دختران را به کلینیک دانشگاه انتقال دادند. آن شب به مسمومشدهها اجازهی انتقال به شفاخانههای بیرون از دانشگاه داده نشده بود».
صدیقه میگوید پس از این مسمومیت، طالبان این دانشجویان را که شمارشان به ۸۰ نفر میرسید، به خاطر گزارشدهی به رسانهها از موضوع مسمومیت، از خوابگاه اخراج کردند. او نیز از خوابگاه اخراج میشود: «از لیلیه ما را بیرون کردند و کارتهای شناسایی ما را گرفتند. حتی برای ما در دانشگاه مشکل ایجاد کردند و کارتهای دانشگاه چند نفر را جمعآوری کردند. خودم کارتم را تحویل ندادم و بهسختی از خودم دفاع کردم. اما پس از آن که هنوز آزمون نهایی سال به پایان نرسیده بود، دانشگاهها به روی دختران بسته شد». بهگفتهی صدیقه: «آخر هم امتحانها را سپری کردیم و مدّت بسیار کوتاه بعد از آن، دانشگاهها به روی همه بسته شد و این مسأله که ما از دانشگاه اخراج شده و یا نشده بودیم هم بهکلّی نامعلوم ماند».





نظر بدهید