گفتوگو با اسداللّه سعادتی، معاون شورای عالی مصالحه ملی در حکومت پیشین
نوت: نسخهی پیدیاف گزارش تحقیقی مصلی را از اینجا دانلود کنید.
جاده ابریشم: جناب سعادتی، از اینکه وقت خود را در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم. امروز میخواهیم به یکی از پروندههای پیچیده و بحثبرانگیز دهههای اخیر در کابل بپردازیم؛ پروژهی خاتم الأنبیاء یا همان مصلّای شهید مزاری که بخشی از آن پروژه است. زمینی که در گذشته بهعنوان یک پروژهی عام المنفعه برای مردم غرب کابل در نظر گرفته شده بود، امروز مورد غصب و دستبرد قرار گرفته است. بهعنوان کسی که از نزدیک در جریان این ماجرا بودهاید، گفتوگوی خود را با شما آغاز میکنیم.
بهعنوان نخستین سؤال، لطفاً در مورد تاریخچهی منازعه بر سر زمین پروژهی خاتمالانبیاء یا مصلی شهید مزاری صحبت کنید. با توجه به سابقهای که داشتید، آیا در برههای از زمان، مسئولیت مستقیمی در قبال اجرا یا حفاظت از پروژهی مصلی به شما محول شده است؟
سعادتی: تا جایی که من اطلاع دارم تلاش برای غصب و تصاحب شخصی زمین مجتمع خاتم الانبیاء که مصلای شهید مزاری یک بخشی از آن است، به صورت مستمر و خزنده در طول بیست سال گذشته وجود داشته است؛ هرچند که دعوای رسمی به معنای متعارف آن در نهادهای عدلی و قضایی بین مردم و پسران آقای فاضل تا هنوز صورت نگرفته است. منحرف ساختن پروژه و سندسازیها در واقع، در سال ۱۳۸۲ صورت گرفته است. البته در آن زمان مردم در جریان سندسازیهای طرف مقابل قرار نداشته است و عملاً یک بخشی از زمین در اختیار مردم و هیأت امنا بود. مردم در طول بیست سال دوره جمهوریت مراسمهای بزرگ دینی و فرهنگیشان را اکثر اوقات در محوطه مصلی برگزار میکردند. همچنین در سالهای اخیرِ دورهی جمهوریت، کار اعمار مصلّی نیز، با بودجه دولت رسماً منظور شد. قرار بود دولت کار این پروژه را برای مردم غرب کابل به پایه اکمال برساند. حدود ۱۰ الی ۱۵ فیصد از کار فاز اول آن پیشرفته بود؛ اما با سقوط جمهوریت کار تعطیل شد.
بعد از سقوط جمهوریت، آقای سید حسن فاضلزاده تلاش کرد که مصلّی شهید مزاری، و در مجموع ملکیت مجتمع بزرگ خاتم الأنبیاء را که یک مجتمع عام المنفعه است، به صورت کامل تصرّف شخصی نموده تا از آن بهره برداری تجارتی کند. حتی بخشهایی از آن را به فروش انداخت. بنابرآن، ما احساس مسئولیت کردیم و در دو سه مورد با مردم مشورتهایی داشتیم. تا اینکه سرانجام در یک جلسهی کلان مردمی، نمایندههای مردم تعیین شدند و یک کمیته پنج نفره شکل گرفت که البته من خودم عضو آن کمیته نیستم. در پاسخ به جزء دوم سؤال شما نیز باید عرض کنم که من شخصاً هیچگاهی در گذشتهها کدام مسئولیت مستقیم در قبال اجرا یا حفاظت از پروژهی مصلی را بر عهده نداشتم و در هیچ زمانی عضو هیأت امنا و یا هیأت مدیره مصلی نبودم.
جاده ابریشم: اگر به روزهای آغازین پروژه خاتمالانبیاء برگردیم، تصویری که از چگونگی شکلگیری آن در ذهن دارید، برایمان بگویید. ایدهی اولیه این پروژهی بزرگ از کجا آمد و چه کسانی در طرح آن نقش داشتند؟
سعادتی: مجتمع خاتم الأنبیاء یکی از پروژههای مشهور در غرب کابل است که همهی مردم به شمول علماء، بزرگان، متنفذین، وکلای گذر، شخصیتها و رهبران احزاب سیاسی در جریان سوابق آن هستند. تا جایی که من میدانم ایدهی اولیه پروژهی بزرگ خاتم الأنبیاء در سال ۱۳۷۱، دقیقاً بعد از سقوط حکومت داکتر نجیب و پیروزی مجاهدین در کابل ایجاد میشود. اهالی غرب کابل در آن زمان اماکن و تأسیسات فرهنگی-دینی مناسب، مانند مسجد و مدرسه علوم دینی که پاسخگوی نیازهای شان باشد، در اختیار نداشتند. لهذا این نیازمندی، توسط بزرگان و علمای غرب کابل، با رهبریِ حزب وحدت در میان گذاشته میشود. استاد مزاری بهعنوان رهبر حزب وحدت، که در آن زمان روابط عادی با دولت اسلامی افغانستان به ریاست ربانی داشت و هنوز جنگها و اختلافات به میان نیامده بود، تقاضای مردم را با ایشان مطرح میکند. ایده اولیه مجتمع خاتم الانبیاء از همین جا آغاز میشود و برهمین اساس، وزارت شهرسازی و خانهسازی وقت، این درخواست مردم و حزب وحدت را طی یک پیشنهاد رسمی به رئیس دولت اسلامی تقدیم می کند و آقای ربانی بهعنوان رئیس دولت اسلامی افغانستان، براساس این پیشنهاد، طی فرمان شماره ۴۲۱ مورخ ۱۶/۸/۱۳۷۱ یک قعطه زمین واقع در مهتابقلعه ناحیهی ششم را، به هدف رفع نیازمندیهای مردم غرب کابل و اعمار مدرسه علوم دینی تخصیص میدهد. سنگ تهداب این مدرسه در محفلی با حضور علما، بزرگان، وکلای گذر، نمایندگان دولت اسلامی وقت، وزرا و نمایندگان احزاب سیاسی گذاشته میشود. بعد، حزب وحدت آقای سید ابوالحسن فاضل را که در آن زمان عضو شورای عالی نظارت حزب وحدت بوده است، بهعنوان مسئول پیگیری فرمان و طی مراحل اداری اسناد زمین تعیین میکند. آقای فاضل همچنین از طرف حزب وحدت در شورای قیادی دولت اسلامی نیز معرّفی شده بود. از این جهت به ایشان وظیفه داده شده بود که کارهای اداری و قانونی انتقال زمین را دنبال کند. بههرصورت، نکته مهم این است که زمین به شخص تعلق ندارد. در فرمان آقای ربانی تخصیص زمین برای مردم غرب کابل به صورت واضح بیان شده و هدف از تخصیص مشخص و مورد استفاده آن نیز روشن است.
جاده ابریشم: یکی از کلیدیترین نکات در این پرونده، چگونگیِ واگذاری زمین است. اگر ممکن است برایمان شفافسازی کنید که این زمین دقیقاً با چه مکانیسمی از سوی دولت وقت واگذار شد؟
سعادتی: چنانکه قبلاً یادآوری شد، دولت اسلامی وقت، براساس درخواست مردم و حزب وحدت آن زمان، براساس پیشنهاد رسمی وزارت شهرسازی و خانهسازی، زمین را به منظور تأسیسات عامالمنفعه، از جمله ایجاد یک مدرسهی علوم دینی، بنابر نیازمندی مردم غرب کابل تثبیت و توزیع میکند. مسئولیتِ پیگیری و طی مراحل فرمان از سوی حزب وحدت به عهده آقای سید ابولحسن فاضل سپرده میشود. آقای فاضل وظیفه داشته که فرمان و توزیع زمین را پیگیری کند و مراحل اداری و تشریفاتی آن را طی کند. هرچند زمین مربوطه توسط وزارت شهرسازی بررسی، اسکیج و تعیین حدود شده و براساس فرمان به مردم تعلق گرفته است، اما در زمان حیات آیت الله سید ابوالحسن فاضل، وثیقه شرعی به نام مردم صادر نشده است. شاید شرایط آن زمان و تحولات پی در پی اجازه نداده است. به همین دلیل سید حسن فاضل زاده بعد از فوت پدرش از نمایندگی ایشان سوء استفاده کرده و در جریان صدور وثیقه شرعی پروسه را از مسیر اصلیاش که اهداف عام المنفعه داشته، منحرف کرده و زمین را به منظور استفاده شخصی و تجارتی به نام خودش وثیقه کرده است. مشکل از همینجا آغاز شده است.
جاده ابریشم: آیا خود ابوالحسن فاضل در صدد تثبیت زمین و سند آن برای خودش بوده است؟
سعادتی: هرچند من اطلاع دقیق ندارم؛ اما قرار شنیدهها، آقای فاضل به پسرانش وصیت کرده که زمین شخصی نیست؛ بلکه مال مردم و عامالمنفعه است. تا جایی که میدانیم، در دوره جمهوریت آقای سید حسن فاضل زاده یکبار در اثر شکایت برادران و سایر ورثه آقای فاضل، مدتی بندی شده بود. به این دلیل که زمین عام المنفعه را برای خود وثیقه کرده است. بنابراین فکر میکنم آقای فاضل کدام تلاشی برای تصاحب زمین نکرده است. تلاش برای تصاحب زمین، بعد از فوت ایشان، توسط فرزند ایشان صورت گرفته و او در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ با همکاری آقای فهیم، که معاون اول دولت موقت و وزیر دفاع بود، زمین را به نام خودش ثبت و سند میکند. تا جایی که اسناد نشان میدهد این زمین در حدود ۴۳ جریب و از تعلقات وزارت دفاع بوده که بهوسیلهی ادارههای مربوطهی این وزارت، براساس فرمان شماره ۴۲۱ مورخ ۱۶/۸/۱۳۷۱ دولت اسلامی وقت به پسران فاضل بهصورت رایگان تسلیم داده شده است.
جاده ابریشم: آیا آقای فاضل پس از پایهگذاریِ پروژهی بزرگ خاتمالانبیاء، یکی از متولیان مدرسه نیز بوده و گاهی مسئولیت تولیت آن به ایشان واگذار شده است؟
سعادتی: آقای فاضل هیچ وقتی به صورت انفرادی متولی مدرسهی خاتمالانبیاء نبوده است. ایشان صرفاً از طرف حزب وحدت بهعنوان رابط با دولت تعیین شده بود، تا مراحل اداری و قانونی انتقال زمین به مردم را برای ایجاد تأسیسات عامالمنفعه فرهنگی و مدرسهی علوم دینی پیگیری کند. پس از تهداب گذاری مدرسهی علوم دینی در تاریخ ۱۳/۸/۱۳۷۲، شورای عالی نظارت حزب وحدت، در تاریخ ۱۰/۵/۱۳۷۳ طی جلسهای به ریاست آیت الله بهشتی، نخستین هیأت امنا یا هیأت مدیره آن مدرسه را تعیین نمودند که آقای فاضل فقط یکی از اعضای آن بوده است. آیت الله بهشتی، آیت الله صادقی پروانی، آیت الله العظمی محقق کابلی، آیت الله صالحی مدرس، آقای عرفانی یکاولنگی، آقای واعظی شهرستانی، آقای افکاری شهرستانی، آقای فاضل حسینی و تعداد دیگری از علما و شخصیت ها، از اعضای هیأت امنای مدرسه بوده است که اسامی شان در جراید آن دوره موجود است.
جاده ابریشم: پسر آقای فاضل چه زمانی و چگونه با استفاده از نام و نمایندگی پدرش موفق به دریافت سند ملکیت مدرسهی خاتمالانبیاء میشود؟
سعادتی: چنانچه قبلاً اشاره شد، پسر آقای فاضل بعد از سقوط امارت اول و روی کار آمدن اداره موقت و انتقالی با سوء استفاده از نمایندگی و مسئولیت پدرش تلاش کرد، روند را منحرف کند. تا جایی که از عرایض و اسناد موجود می توان فهمید، آقای سید حسن فاضل زاده با کمک آقای فهیم توانسته است زمین را به نام خودش وثیقه کند؛ اما فراموش نکنیم که مبنای احکام آقای فهیم و تمام اسنادی که در جریان سندسازی و شخصی سازی زمین توسط آقای فاضل زاده از زمان اداره موقت و انتقالی وجود دارد، همان فرمان آقای ربانی رییس دولت اسلامی وقت است که در سال ۱۳۷۱ صادر شده است. بنابراین آقای فاضل زاده، با اغفال مسئولان، در سال ۱۳۸۲، به محکمهی چهار آسیاب مراجعه میکند و برای خودش سند شرعی میگیرد.
جاده ابریشم: هرچند براساس فرمان ۴۲۱ آقای ربانی، زمین به مردم برای ایجاد مدرسهی علوم دینی تثبیت شده است، اما براساس یک یادداشت دیگر، که پسران فاضل بعدها در زمان جمهوریت منتشر کرده، به نقل از ربانی یادآور شده که زمین به دفتر فاضل داده شده است. نظر شما در مورد این تناقض در اظهارات ربانی چیست؟
سعادتی: ادعاهایی که پس از برکناری یا کنارهگیری افراد از قدرت مطرح میشوند، فاقد اعتبار شرعی و قانونی هستند. نص حکم موجود است، مورد مصرف زمین در آن مشخص شده و نیازمندیای که برای آن در نظر گرفته شده بود، کاملاً روشن است. وقتی یک حکم رسمی صادر میشود، فقط همان حکم دارای اعتبار است. با موجودیت حکم نیاز به سؤال باقی نمیماند. هرگونه اظهار نظر، شهادت، امضا یا ادعای بعدیِ اشخاص، بعد از کنارهگیری از قدرت، هیچ ارزشی ندارد. آنچه معتبر است، چیزیست که در زمان تصدّی مسئولیت و بهصورت رسمی و قانونی صادر شده باشد. اظهارات پس از کنارهگیری، حتی اگر در تناقض با حکم قبلی هم نباشد، مورد پذیرش نیست؛ چه برسد به اینکه آن ادعاها با اظهارات پیشین فرد در تناقض باشد. جالب اینجا است که هم متن حکم و هم پاسخ به سوال فاضل زاده هر دو با دست خط آقای ربانی نوشته شده و با هم در تناقض آشکار قرار دارند.
جاده ابریشم: به نظر شما چه انگیزه و نیتی در تغییر موضع ربانی وجود داشته و چرا حزب جمعیت، بهویژه ربانی و فهیم در دورهی جمهوریت از پسر فاضل حمایت کردند؟
سعادتی: زمانیکه فرمان تخصیص زمین مدرسهی خاتم الانبیاء توسط آقای ربانی صادر شد، روابط میان شهید مزاری و آقای ربانی خوب و نرمال بود. زمین به درخواست حزب وحدت برای پروژه خاتمالانبیاء اختصاص یافت و به مردم غرب کابل واگذار شد. در این زمان، شهید مزاری و آقای فاضل در یک جریان سیاسی قرار داشتند و آقای فاضل عضو شورای نظارت حزب وحدت بود. اما بعدها، وقتی حزب وحدت دچار انشعاب شد، آقای فاضل و برخی دیگر از چهرهها از حزب وحدت جدا شدند و به دولت اسلامی به رهبری آقای ربانی پیوستند و با او متحد شدند. میان شهید مزاری و دولت اسلامیِ ربانی نیز درگیریها و جنگهایی رخ داد. سالها بعد، در زمان دولت موقت و انتقالی- زمانیکه برخی از اعضای ارشد حزب جمعیت در مهمترین سمتهای حکومت بهویژه معاونت اول ریاست دولت، وزارت دفاع و … قرار داشتند- پسران فاضل از این موقعیت استفاده کردند. آنها با بهرهگیری از روابط و وفاداری پدرشان نسبت به حزب جمعیت، توانستند به نفع خود شان سندسازی کنند. درواقع، خصومت و شکاف میان حزب وحدت و جمعیت، فرصتی برای پسران فاضل ایجاد کرد تا با استفاده از صلاحیت و اختیارات اعضای دولت اسلامی وقت که اکنون در نظام جدید در سمتهای بلند دولتی بهویژه وزارت دفاع حضور داشتند، زمین را به نام خود سند کنند.
جاده ابریشم: چه مقدار زمینِ پروژهی خاتم الانبیاء را در حال حاضر پسران فاضل در تصرّف خویش دارند و یا فروختهاند؟
سعادتی: من دقیق نمیدانم. در سند آنها مساحت زمین بیشتر از ۴۳ جریب آمده است که محدود است به این حدود اربعه: شرقاً پیوسته است به دیوار مخابرات، غرباً متصل است به فرقه ۳۱ پیاده، شمالاً متصل است به سرک عمومی دشت رچی، و جنوبا متصل است به جوی دهقابل و همچنان تعداد فامیلهای رهایشی در جنوب و غرب فرقه ۳۱٫ اینکه فعلا چه مقدار از آن مساحت در تصرف خود شان است نمیدانم. از جانب دیگر گفته میشود، مساحتی که در سند آنها آمده است با حدودات اربعه آن مطابقت ندارد. آنچه ما فعلا میخواهیم به مردم برگردد، شامل محوطهای میشود که از طرف شمال به سرک عام، از سمت غرب به سرک مسجد رسول اکرم، از سمت جنوب به دیوار محوطه مصلی و از سمت شرق به سرک مسجد الزهرا متصل است. البته در زمان جمهوریت یک بخش از این زمین داخل محوطه در تصرّف پسران فاضل و بخشهای دیگر آن مربوط به هیئت امنای مردمی بود؛ اما در حال حاضر همه بخشهای داخل این محوطه در کنترل پسران فاضل است که از دید ما یک کنترل غاصبانه و غیرشرعی است. ما میخواهیم که همهی مساحت داخل محوطه، دوباره به مردم برگردد.
جاده ابریشم: به نظر شما، کدام نهادها یا افرادی که مسئولیت حفاظت از زمین پروژهی بزرگ خاتم الانبیاء را برعهده داشتند، در انجام وظیفهی خود کوتاهی کردهاند و در نهایت، چه کسی یا چه کسانی باید در برابر این اتفاق پاسخگو باشند؟
سعادتی: ملکیتهایی که مالک شخصی ندارند و متعلق به عموم مردم هستند، طبیعتاً در معرض غصب و دستبرد قرار میگیرند؛ زیرا چیزی که متعلق به همه است، عملاً در معرض بیتوجهی و سوء استفاده است. هیئت امنای خاتمالانبیاء در مقاطع مختلف توسط مردم تعیین میشده و این هیئت همواره دستخوش تغییر بوده است. از هیئت امنای اولیه، اکثرشان به رحمت خدا رفتهاند و تعداد کمی از آنها در قید حیات هستند. از سوی دیگر، فرزندان آقای فاضل در اوایل حکومت موقت و انتقالی، بهصورت پنهانی و ظاهراً از طریق اغفال و فریب نهادهای دولتی، اقدام به اخذ سند شرعی برای این زمین کردند. در زمانیکه پسران فاضل مشغول گرفتن سند بودند، یک بخشی از زمین مجتمع خاتمالانبیاء عملاً در تصرّف هیئت امناء قرار داشت و آنان و مردم عادی هیچ اطلاعی از روند تهیهی اسناد توسط پسران فاضل نداشتند؛ اما در عین حال می توان گفت که هیأت امنا و هیأت مدیره مجتمع و مصلی به نحوی کمکاری کرده اند. بخش دیگر ماجرا به غفلتهایی برمیگردد که می توانستند کاری انجام دهند؛ اما انجام ندادند. به طور مثال رهبران احزاب سیاسی و مقاماتی که وظایف دولتی داشتند، قطعاً میتوانستند در جهت صدور وثیقه شرعی بهعنوان تأسیسات دینی و عامالمنفعه و در نتیجه حفاظت و نگهداری از زمین مجتمع خاتمالانبیاء نقش مؤثرتری ایفا کنند که متأسفانه نکردهاند.
جاده ابریشم: کمیتهی پیگیری مردمی، که جدیداً تشکیل شده است، کار خود را چگونه آغاز کرد؟ لطفاً بفرمائید که اصلیترین ادعای این کمیته چیست؟
سعادتی: در حال حاضر در مورد موضوع پروژهی خاتم الأنبیاء دو ادعا در برابر هم قرار دارد. یکی ادعای فاضلزاده است که ادعا میکند محدودهی خاتم الأنبیاء ملکیت شخصی ایشان است. او میگوید که دولت اسلامی افغانستان به ریاست ربانی این زمین را به شخص پدرش یعنی فاضل داده است. پسر فاضل حالا وثیقهی شخصی هم درست کرده است. براین اساس او میخواهد روی زمین مجتمع خاتمالأنبیاء تصرّف مالکانه کند. میخواهد بفروشد و مرکز تجارتی درست کند. ادعای دوم، ادعای مردم است، مردم میگوید زمین پروژهی خاتم الأنبیاء ملکیت شخصی نیست و متعلق به مردم است؛ پروژه عامالمنفعه است که مورد مصرفش نیز مشخص میباشد و هیچکس حق ندارد آن را بفروشد، یا مرکز تجارتی بسازد. در زمین پروژهی خاتم الأنبیاء باید براساس خواست مردم مدرسه، مسجد و مصلّی ساخته شود که به نفع همهی مردم باشد. کمیتهی مردمی پنجنفره نیز به همین منظور تشکیل شده است تا از ادعا و حق مردم در برابر دستبرد، غصب و منفعت شخصی دفاع کند. وظیفهی کمیتهی مردمی این است که درخواستهای مردم را به محکمه ببرد و محکمه به رویت اسناد، شواهد، قراین و دلایل حکم کند که زمین متعلق به کی است.
جاده ابریشم: شاید شما در جریان پیگیریها قرار گرفته باشید و در این مسیر حتماً به اسناد و مدارکی برخوردهاید. مهمترین سند یا اسنادی که به باور شما میتواند برگ برندهی کمیتهی مردمی در اثبات حقّانیت زمین مصلی بهعنوان ملکیت عامه باشد، چیست؟
سعادتی: اسناد زیادی است. اولاً صدها و بلکه هزارها نفر شاهد زنده است که قضایا را خبر دارند. میدانند که زمین ملکیت شخصی نیست و ملکیت مردم است. این بزرگترین برگ برندهی مردم است که شاهدان عینی بهشمول علما، شخصیتهای سیاسی و جهادی و متنفذین تا هنوز زنده اند و می توانند در مورد زمین شاهدی بدهند. ثانیاً، متن فرمان دولت وقت موجود است که در آن بهصورت صریح هدف، نیازمندی و مورد مصرف زمین مشخص شده است. ثالثاً، گفتههای خود آقای فاضل است که در مراسم پایهگذاری مدرسهی خاتم الانبیاء سخنرانی کرده و بهصراحت اقرار میکند که زمین به حزب خاصی تعلق ندارد، بلکه مربوط به مردم است. فاضل هرگز از شخص یاد نمی کند. از حزب یاد می کند؛ اما بلا فاصله تأکید می کند که این زمین و این مدرسه از حزب خاصی نیست. رابعاً، جراید آن زمان است که لیست هیئت امنا و اخبار مرتبط به تثبیت زمین به تأسیسات عام المنفعه را منتشر کرده است. بنابراین، اگر یک شخص بخواهد مدرسه یا جای شخصی درست کند به هیئت امنای مردمی نیاز نیست. در نهایت سند دیگر این است که در طول سالهای بعد، بهویژه زمان جمهوریت پیشنهاد شد که تولیت مدرسهی خاتم الأنبیاء را حضرت آیتاللّه محقق کابلی به عهده بگیرد؛ اما بعداً کارشکنیهایی باعث شد که ایشان از این تصمیم منصرف شود. فتوای آیتاللّه محقق کابلی در این مورد وجود دارد. بنابراین، اسناد، شواهد و دلایل به اندازه کافی وجود دارد که اثبات میکند زمین پروژهی خاتم الانبیاء به مردم تعلق دارد.
جاده ابریشم: آیا دولت بهصورت قانونی این صلاحیت را دارد که زمینهای دولتی را به یک شخص بهصورت رایگان بدهد؛ درحالیکه باشندگان اطراف زمین بهشدّت به آن برای تأسیسات عامالمنفعه نیاز دارند؟ آیا دولت میتواند منفعت یک شخص را بر منافع میلیونها نفر ترجیح دهد؟
سعادتی: ادعای ما و مردم این نیست که دولت این صلاحیت را دارد که ملکیتهای دولت را به یک فرد یا شخص بدهد یا ندارد. ادعای ما بسیار روشن است. ادعای مردم این است که دولت زمین مجتمع خاتم الانبیاء را با حدود مشخص طی فرمان رسمی به مردم داده است. فاضلزاده در جریان طی مراحل رسمی و اداری با تزویر و اغفال مسئولین و نهادهای حاکم، پروسه را از مسیر اصلی و عامالمنفعهاش منحرف کرده و به نفع شخصی خود، که براساس قوانین جرم پنداشته میشود، درآورده است. علاوهبراین، از لحاظ منطقی اصلاً درست نیست که مثلاً دولت در یک ساحهی حساس برای یک شخص ۴۳ جریب زمین را برای استفاده های تجاری، بهصورت رایگان بدهد. این مقدار زمین برای استفادهی شخصی و به هدف ایجاد مراکز تجارتی، دکان و سایر اهداف شخصی اصلاً توجیه منطقی ندارد که دولت برای یک شخص بخشش کند. دولت ممکن است برای یک فرد مستحق یک نمره زمین رهایشی یا تجارتی مطابق قانون اعطاء کند، اما ۴۳ جریب زمین را چطور ممکن است که دولت برای یک فرد بدون کدام دلیل منطقی بهصورت رایگان بدهد؟ بله، ممکن است که یک فرد ادعا کند که این زمین برای اعمار مدرسه، مسجد و مراکز عام المنفعه برای او داده شده است؛ اما این فرض نیز با اسناد و شواهد موجود نادرست ثابت میشود. مثلاً اقرار و صحبت آقای فاضل خلاف آن را ثابت میکند. شهادت صدها نفر از علما و شخصیتهای غرب کابل که من به گوش خود شنیدهام، خلاف آن را ثابت میکند. همهی این شواهد نشان میدهند که زمین برای شخص داده نشده است.
در رابطه با تبدیل نام مجتمع خاتم الانبیا به مصلای شهید مزاری نیز، همه میدانند که این یک موضوع نادرست است و با نیت فتنه انگیزی مطرح میشود. مجتمع خاتم الانبیا، همانگونه که از نامش پیداست، یک مجمتع یا یک کمپلکس است که قرار بود در داخل آن پروژهها و تأسیسات مختلف به حیث اجزای مجتمع با نامهای جداگانه ایجاد و اعمار گردد که مصلای شهید مزاری یکی از آنها است.





نظر بدهید