اسلایدر • گفت‌وگو و ترجمه

آیندۀ آموزش مدرن در زیر سلطۀ طالبان دوم

منبع: گروه آینده‌نگاری دفاعی و امنیتی
نویسنده: مدثر اسلامی
برگردان: محمد سخی رضایی
مقدمه

افغانستان دستاوردهای چشم‌گیری در دو دهه گذشته در بخش آموزش داشت. با این حال، وابستگی توسعه آموزش به پروژه‌های مورد حمایت مالی موسسه‌های خارجی تاثیرات مخربی بر این بخش داشت. به همین دلیل، پیشرفت در بخش آموزش در عرصه‌های پایداری، کیفیت، انعطاف‌پذیری و حسابدهی دچار مشکلات جدی بود. بادرنظرداشت اینکه مسئولان آموزشی بیشتر تلاش خود را متمرکز بر دریافت کمک‌های مالی و راضی نگهداشتن حامیان مالی بین المللی می‌کردند، وابستگی به این کمک‌ها همواره منجر به تغییر اولویت‌های ملی در بخش آموزش می‌گردید؛ در اغلب اوقات، این مسئولان کمک‌های مالی را به جای نادرست تخصیص می‌دادند، نیازهای جامعه را نادیده می‌گرفتند و برای پروژه‌های محلی مشوق در نظر نمی‌گرفتند.

با تسلط طالبان، آینده آموزش در افغانستان در هاله‌ای از ابهام قرارگرفت. ار نظر طالبان پیشرفت‌های بخش آموزش در دوران حکومت‌های تحت سلطه امریکا مسئله دار و غیر اسلامی به شمار می‌روند؛ و این گروه تهدید کرده است که نظام آموزشی افغانستان را با هدف سازگار ساختن آن با ارزش‌های اسلامی تغییر خواهد داد. در صورت اجرای این کار، اصلاحات در نظام آموزشی باید از منابع محلی و ملی بهره‌مند شود و این تغییرات باید بیشتر برکیفیت متمرکز باشد تا کمیت و متضمن شفایت و حسابدهی در این بخش باشد. در این صورت، کشور کانادا می‌تواند در این روند، به عنوان یک شریک و نه یک کمک کننده مالی، نقش مهمی ایفا کند.

درباره نویسنده

مدثر اسلامی، دانشگاه کارلستاد

محمد مدثر اسلامی دوره کارشناسی ارشد خود را در رشته آموزش در دانشگاه کارلستاد سوئد سپری نموده است. پایان نامه او متمرکز بر پرسیدن سوال در کلاس‌های درسی ابتدایی مکاتب کابل بوده است. آقای اسلامی مدت پنج سال در بخش آموزش در افغانستان کار کرده است.

اسلامی در یک اردگاه پناهندگان در شهر پشاور پاکستان متولد شده و دوره دبیرستان را در آنجا به پایان رسانده است. او در سال ۲۰۰۲ به افغانستان بازگشت و تحصیلات خود در رشته مدیریت بازرگانی را در دانشگاه کابل آغاز کرد. اسلامی در سال ۲۰۰۹ موفق به اخذ بورسیه کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی در دانشگاه عثمانیه هند شد. آقای اسلامی دارای یک دهه پیشینه‌ی کاری در افغانستان است.

مدثر همچنین یک نویسنده و روزنامه‌نگار مستقل است و رویدادهای افغانستان را برای چندین رسانه ملی و بین المللی پوشش داده است. او به طور مادرزادی دو زبانه است (دری و پشتو) و با زبان های عربی و اردو در سطح متوسط آشنایی دارد.

مشکلات بنیادی؛ کنترل کیفیت

براساس معلومات ارائه شده توسط وزارت معارف افغانستان، حدود ۱۰ میلیون دانش‌آموز در سال ۲۰۲۱ در افغانستان مشغول آموزش بوده‌اند- که حدود ۳۹ درصد آن‌ها را دختران تشکیل می‌داد- و همچنان، ۲۲۰،۰۰۰ معلم مشغول تدریس در مکاتب افغانستا بوده‌اند.[۱] با اینکه این آمار همراه با اغراق و انگیزه‌های سیاسی ارائه شده است، با آنهم نشان دهنده پیشرفت عالی افغانستان در زمینه‌ی دسترسی به آموزش، به‌خصوص در مقایسه با آمار سال ۲۰۰۱ است؛ در آن زمان به طور تقریبی حدود یک میلیون دانش آمور در مکاتب حضور داشته‌اند- آنهم تقریبا بدون حضور دختران در این مقطع. خاطر نشان می‌سازد که این آمار نشان دهنده رشد عددی و کمی در بخش آموزش است، زیرا رهبران افغانستان و جامعه جهانی غالبا کیفیت آموزش را در این دوره نادیده می‌گرفتند. مطابق آخرین داده‌های یونیسف، کیفیت آموزش کودکان در افغانستان به دلیل شرایط اکادمیک معلمان، که تنها ۴۸% آنها مدرک تحصیلی دانشگاهی دوره کارشناسی دارند، بسیار در سطح پایین قراردارد.[۲] مزید برمشکل کیفیت آموزشی موجود، نبود کتاب‌های درسی، محیط آموزشی ضعیف و عوامل فرهنگی-اجتماعی در افغانستان نیز سبب می‌شود دانش‌آموزان نتوانند به اهداف آموزشی تعیین شده در هرسطح آموزشی دست یابند.

باوجود مصرف میلیون‌ها دالر در بخش آموزش، برابر با معلومات ارائه شده توسط یونیسف، حدود ۴٫۲ میلیون کودک به شمول ۲٫۲ میلیون دختر، هنوز درافغانستان به مدرسه دسترسی ندارند.[۳] نسبت ۴۵٫۵ دانش‌آموز به یک معلم و تقریبا ۱۸،۰۰۰ مدرسه برای دانش آموزان نشان دهنده این است که افغانستان هنوز به معلم‌ها، به‌خصوص معلمان زن، و مکاتب بیشتری نیاز دارد. مزید بر نواقص یاد شده، نظام آموزشی متمرکز، با یک مدل و نصاب آموزشی واحد در سراسر افغانستان، مشکلات آموزشی در این کشور را تشدید کرده است.

الگوی آموزشی «یک اندازه مناسب برای همه» نمی‌تواند نابرابری‌های عمده در بخش آموزش، و همچنین دسترسی به منابع در سراسر کشور، به ویژه در مناطق روستایی را برطرف نماید.

پایداری در سیستم آموزشی و وابستگی به کمک‌ها در افغانستان

طی دو دهه گذشته، بیشتر از ۵۰% بودجه ملی افغانستان توسط جامعه جهانی تمویل می‌شد. این امر تاثیرات منفی بر بخش آموزش داشته است. بااینکه حمایت مالی جامعه جهانی در طول دو دهه گذشته برای رسیدگی به چالش‌های عمده در نظام آموزشی افغانستان موثر بوده است، نبود یک بودجه ملی برای تامین مالی آموزش در تمام سطوح به این معنا است که توسعه در بخش آموزش شدیدا وابسته به فراهم بودن کمک‌های مالی از سوی تمویل کنندگان بین المللی بوده است. زمانی که این کمک‌های مالی پروژه محور در اختیار مراجع مربوطه قرار می‌گرفت، این پروژه‌ها در کل با دو مشکل عدم هماهنگی پروژه‌ای و تکرار فعالیت‌ها رو به رو می‌شدند که این مسئله منجر به هدر رفتن منابع می‌گردید.

حسابدهی: شهروندان در برابر تمویل کنندگان

در دو دهه گذشته رهبری وزارت معارف افغانستان متمرکز بر تلاش برای ارائه گزارش‌های آماری در راستای تقویت تمویل پروژه‌ها توسط کمک کنندگان بین‌المللی بود؛ حتی در مواردی این وزارت تلاش می‌کرد داده‌های دستکاری شده را شامل گزارش‌های خود بسازد. در همین راستا، وزارت معارف با هدف جلب توجه تمویل کنندگان بین المللی، تلاش می‌کرده اولویت‌های تمویل کنندگان را بر نیازهای دانش آموزان و جامعه در کل در برنامه‌ریزی آموزشی مقدم بشمارد. این رویکرد سبب گردیده بود تا وزارت معارف افغانستان شفافیت و حسابدهی اندکی به شهروندان داشته باشد زیرا آن‌ها نقش و دخالت کمرنگی در تصمیم‌گیری، نظارت و تطبیق پروژه‌های آموزشی داشتند.

نگرش طالبان به آموزش مدرن

الف. جریان‌های سکولار و لیبرال

از نظر طالبان اکثر پیشرفت‌ها در بخش آموزش در دوران دولت‌های تحت حمایت امریکا مشکل دار می‌باشند. زیرا طالبان عمدتا نظام آموزشی مکاتب در دوران جمهوریت را غیر اسلامی تلقی می‌کردند و مدارس و دانش آموزان را در دوران جنگ با ایالات متحده و رژیم‌های تحت حمایت آن مورد حمله قرار می‌دادند. طالبان به محض دراختیار گرفتن قدرت، مجموعه‌ای از اصلاحات را در نصاب آموزشی موجود در راستای تطابق هزچه بیشتر آن با معیارهای اسلامی اعلان نمودند. آز آنجایی‌که قسمت عمده پروژه‌های آموزشی توسط سازمان‌های بین‌المللی حمایت مالی می‌گردید، در نصاب آموزشی افغانستان در دو دهه گذشته تغییرات زیادی انجام شد تا نظام آموزشی افغانستان با آنچه که «معیارهای بین المللی» خوانده می‌شود، سازگار گردد. بنابراین دلایل، طالبان این نصاب آموزشی را نظام آموزشی سکولار و خارجی می‌داند. مزید برآن، از نظر طالبان آموزش مختلط، غیر اسلامی به شمار می‌رود و آن‌ها براین باوراند که تفکیک جنسیتی باید در مکاتب، دانشگاه‌ها و دیگر اماکن عمومی صورت بگیرد.

ب. درحالی‌که طالبان تحت فشارهای داخلی و خارجی در ماه حمل/فروردین امسال اجازه دادند دانشگاه‌ها بازگشایی شوند ولی مکاتب متوسطه همچنان بر روی دختران در اکثر ولایت‌های افغانستان بسته ماند. یاد آور می‌گردد، نگرش طالبان نسبت آموزش دختران ناشی از تفسیر قواعد اسلامی درباره زنان است. از نظر طالبان زنان بالغ اجازه ندارند از خانه خارج شوند- مگر در مواردی که از نظر شرعی جواز دارد-. از این رو، آموزش مدرن یا شکل کنونی آموزش در افغانستان در گستره شرایط شرعی مد نظر طالبان قرار نمی‌گیرد. زیرا فهم طالبان از آموزش دختران این است که آن‌ها باید آموزش اسلامی را فرابگیرند، و این آموزش باید تنها در خانه یا مدارس دینی به آن‌ها ارائه شود.

با این حال، فشارهای روزافزونی از طرف اعضای میانه رو طالبان بر جناح تندرو این گروه در مورد آموزش دختران وجود دارد؛ از نظرآنان آموزش دختران به مثابه‌ی سرمایه‌گذاری اساسی بر تربیت نیروی انسانی حرفه ای مورد نیاز زنان، همچون دکتران و معلمان، می‌باشد.[۴]  نبود معلمان زن در ولایات افغانستان، به خصوص در ولسوالی‌ها و قریه‌های دورافتاده یکی از چالش‌های جدی و یکی از عوامل عمده نرخ پایین شمولیت در مکاتب برای دختران به شمار می‌رود. با درنظرداشت مشکلات یاد شده، تفکیک جنسیتی نظام آموزشی منجر به محدود شدن بیشتر فرصت‌ها برای دختران می‌شود. براساس یک دیدگاه خوشبینانه، بازگشایی دانشگاه‌ها به این معنا است که مکاتب دخترانه نیز پس از اعمال برخی اصلاحات در نصاب آموزشی که مد نظر طالبان در مورد زنان است، بازگشایی خواهند شد. اما نشانه‌های اختلاقات داخلی که در بین طالبان در مورد رویکرد این گروه نسبت به آموزش دختران دیده می‌شود، آینده آموزش دختران را درهاله‌ای از ابهام قرار می‌دهد.

راه حل‌ها

عدم اتکا به کمک خارجی برای پایداری و حسابدهی دراز مدت نظام آموزشی افغانستان از اهمیت بنیادی برخوردار است. بخش آموزش، به جای تامین مالی از طریق کمک‌های خارجی، باید از طریق بودجه ملی افغانستان تامین شود. این امر مراجع و دست اندرکاران مربوطه را تشویق می‌کند تا در برابر شهروندان در زمینه نحوه مصارف بودجه بیشتر حسابده باشند و شفاف‌تر عمل نمایند. استفاده از منابع محلی باید منجر به کاهش اتکا به تامین کنندگان و متخصصان بین‌المللی گردد. افغانستان دارای متخصصین آموزشی (زن و مرد) در عرصه‌های دینی و سکولار است که می‌توانند یک نظام آموزشی قوی را بسازند تا بازتاب دهنده ارزش‌ها و اهداف جمعی این کشور باشد. افزون براین، مشارکت متخصصان ملی و محلی می‌تواند به شکل مثبت منجر به توسعه حساس فرهنگی شود. برای رسیدن به این هدف، لازم است تا متخصصان- با پیشینه‌های متنوع از مناطق مختلف کشور که با چالش‌ها و نیز فرصت‌های موجود در این بخش آشنایی دارند- در ایجاد نظام آموزشی مشارکت داشته باشند.

برای رسیدگی به مشکل مکاتب خیالی و مشکلات کیفی آموزشی، باید میکانیزم‌های حسابدهی برای نظارت از فعالیت مکاتب ایجاد گردد. در سطح محلی، مکاتب باید از مشارکت مردم استقبال کند و پیشرفت‌ها و چالش‌های خود را با خانواده‌ها و دانش‌آموزان شریک بسازند. همچنان، در سطح ملی، وزارت معارف باید نظارت بهتری از مکاتب و تضمین کیفیت آن‌ها از طریق کار با شرکای سطح و لایت و ولسوالی به عمل آورد. افزون برآن، لازم است در سراسر کشور روی تربیه معلم، بخصوص در دهات، سرمایه‌گذاری گردد تا اطمینان حاصل شود که کودکان نه تنها به مکتب می‌روند، بلکه پیشرفت می‌کنند و به اهداف خود دست می‌یابند.

اقدمات پیشنهادی

در بخش آموزش بر راه حل‌های دراز مدت تمرکز نمایید

درحالی‌که افغانستان با چالش‌های متعدد و نبود منابع در کوتاه مدت رو به رو است، در رویکرد دراز مدت باید به این پرسش پاسخ بدهد: هدف آموزش در افغانستان چیست؟ امروز به چه نوع سرمایه‌گذاری ای نیازداریم تا بتوانیم آینده مورد نظرمان را بسازیم؟ در یک رویکرد تفکر پیشرو، بخشی از بودجه ملی روی کیفیت تربیه معلم، استخدام معلمان زن بیشتر، ایجاد محیط امن در مکاتب، ایجاد نصاب آموزشی متضمن مهارت‌های بنیادی و ذهنیت خوب اختصاص داده می‌شود تا بازتاب دهنده تنوع کشور باشد، آشتی ملی را تسهیل و از کشمکش در کشور جلوگیری نماید.

مشارکت به جای کمک مالی

افغانستان می‌تواند از طریق کارکردن روی ایجاد سیسم‌های پایدار از تخصص همکاران بین المللی خود برخوردار شود. در حالیکه روابط تمویل کننده-دریافت کننده منجر به بی‌ثباتی و تضعیف سیستم‌های ملی می‌شود، اما رابطه مشارکتی، کنشگران ملی را قادر می‌سازد تا از تخصص و منابع همکاران بین المللی برخوردار گردند. همکاران بین المللی همچون کانادا می‌توانند به سیاست‌گذاران آموزشی در افغانستان در زمینه‌ی ایجاد پایداری در نظام آموزشی، ایجاد فرصت‌هایی برای دانشجویان افغانستان برای ادامه تحصیل در خارج از کشور، و کمک در عرصه‌های فنی به مرور زمان مشوره بدهند(به‌طور مثال، آموزش ساینس/علوم تجربی، تکنولوژی، مهندسی و ریاضیات، پزشکی و غیره). همچنان کانادا می‌تواند در ایجاد منابع (مکاتب نمونه) در هر ولسوالی افغانستان، که در نتیجه بتواند به مکاتب پیرامون خود به طور منظم کمک‌های لازم به شمول منابع، مربی‌گری و نظارت را فراهم نماید، کمک کند.

شفافیت در تمویل بخش آموزش

برای جبران سال‌ها فساد و مدیریت ناسالم کمک‌های خارجی در بخش آموزش، ایجاد سیستم‌هایی که قادر به ثبت دقیق بودجه و مصارف باشد اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. این سوابق باید در دسترس همکاران بین المللی و مردم افغانستان قرارداده شود. بنابراین، سوابق یاد شده باید بخشی از یک میکانیزم وارسی جامع شامل نظارت، تفتیش و ارزیابی در بخش آموزش در سطح محلی و ملی با هدف ایجاد شفافیت، حسابدهی و مبارزه با فساد باشد.

  • http://pajhwokcom/2021/05/05/ghami-sees-threat-to-afghanistan-educaton-system/

[۲] http://www.unicef.org/afghanistan/education

[۳] https://www.unicef.org/press/statement-unicef-executive-director-henrietta-for-children-afghanistan

[۴] https://bit.lyAfghanistansecretgirlsschool

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید