ادبیات • فرهنگ و هنر

جایگاه تاریخ ادبیات در پژوهش‌های استاد ساکایی

محمدعلی شهاب، استاد دانشگاه کابل

در مطالعات زبان و ادبیات، یکی از موضوعاتی که از زمان‌های دور به این‌سو در کشورهای مختلف مروج بوده است، تاریخ‌نگاری ادبیات است. این‌که نخستین کتاب تاریخ ادبیات در زبان فارسی در کدام سال‌ و توسط چه کسی نوشته شد، دقیقاً مشخص نیست؛ ولی پژوهش‌ها نشان می‌دهند که چهارمقالۀ نظامی عروضی سمرقندی (۵۵۱/۵۵۲) و لباب‌الالباب محمد عوفی (۶۱۸ه. ق)، ظاهراً قدیم‌ترین کتاب‌هایی هستند که در بارۀ شعر، دبیری، شرح حال و زندگی‌نامۀ شاعرانِ نام‌دار زبانِ فارسی دری نوشته شده‌اند. در عصر حاضر، مطالعات تاریخ ادبیات به یک رشتۀ تحصیلی و تخصصی تبدیل شده است و چه بسا، نظریه‌هایی در بارۀ تاریخ‌نگاری ادبیات مطرح شده است که چارچوب مطالعات این حوزه را مشخص می‌کند. کشورها و نهادهای اکادمیک بین‌المللی بخشی از پروژه‌های پژوهشی‌شان را در بارۀ تاریخ ادبیات و مطالعات ادبی اختصاص می‌دهند و روی این موضوع سرمایه‌گذاری می‌کنند. این‌که نقش تاریخ‌نگاری ادبیات در توسعۀ علمی و پویایی ادبیات چیست، بحث جداگانه‌ای است که در محدودۀ این نوشته نمی‌گنجد، ولی بخشی از مطالعات ادبی در تمام نهادهای علمی و پژوهشی کشورها، نگارش و تدریس تاریخ ادبیات است.

در حوزۀ زبان فارسی دری افغانستان، پژوهشگران زیادی بودند که به تدوین، تألیف و تهیۀ کتاب‌های تاریخ ادبیات پرداخته‌اند. اما تاریخ‌نگاری ادبیات در افغانستان با تشکیل دانشکدۀ ادبیات و علوم بشری در سال … آغاز شد و استادان دیپارتمنت زبان و ادبیات این دانشکده به جمع‌آوری اطلاعاتی راجع به تاریخ ادبیات افغانستان پرداختند. در کنار نهادهای رسمی، پژوهشگرانی نیز بودند که خارج از نهادهای اکادمیک، روی تاریخ ادبیات فارسی دری کار کرده و از خود آثاری به جا گذاشتند. از قدیمی‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات در افغانستان می‌توان از شخصیت‌های ذیل نام برد: محمدحیدل ژوبل، عبدالحق بیتاب، صوفی عشقری، ماگه رحمانی، شاه عبدالله یمگی بدخشی، حیدری وجودی، محمدعلی کهزاد، علی‌محمد زهما، علی‌محمد نعیمی، محمدابراهیم خان صفا، میر غلام‌محمد غبار، دکتر عبدالاحمد جاوید، نجیب مایل هروی، عبدالقیوم قویم، محمدیونس طغیان ساکایی، سیداکرام‎الدین حصاریان، و…

این‌که تاریخ نگاری ادبیات، در حوزۀ زبان فارسی و به خصوص افغانستان چگونه و با چه روی‌کردی تا حال پیش‌رفته است و در مقایسه با تاریخ‌نگاری ادبیات در کشورهای همسایه و جهان، چه جایگاهی دارد، مسأله‌ای است که راهبرد پژوهش‌های ادبی را در کشورمان مشخص می‌کند و نیاز به بررسی و تجدید نظر دارد. اگر تاریخ‌های ادبیاتی را که در افغانستان نوشته شده، از نظر ساختاری بررسی کنیم، درمی‌یابیم که به صورت کلی دو نوع تاریخ‌نگاری مرسوم بوده است؛ یکی شرح احوال و زندگی‌نامۀ  شاعران و نویسندگان که آن را تذکره‌نویسی نیز می‌نامند و دیگری، مطالعات ادبیات بر مبنای ژانر که از دو دهۀ اخیر به این‌سو آغاز شده است؛ اما در هر یک از این روش‌ها، اصل زمان‌مندی وجود دارد و مطالعات ادبی هم‌چنان در تونل زمان حرکت می‌کند. در روش مطالعه‌ای مبتنی بر زمان، واژگان و اصطلاحاتِ عصر، دوره، سده، روزگار و… کاربرد دارند و هر یک این کلمات، در کنار این‌که بحث را از نظر زمانی منسجم می‌کنند، از نظر محتوایی و شناختی ابعاد مختلف مطالعات تاریخ ادبیات را پوشیده نگه می‌دارند. در گونۀ دیگر، ترکیبات و واژگانِ جریان، نهضت، مکتب، حوزه، ژانر و… کاربرد دارد که کاملاً در چارچوبِ زمان قالب‌بندی‌شده نیست؛ اما وقتی سیر تحول و تطور آن‌ها بررسی می‌شود، زمان‌مندی در کنار دیگر عناصر نقش حاشیه‌ای پیدا می‌کند.

نکتۀ دیگری که در نگارش تاریخ ادبیات مهم است، مطالعۀ آثار ادبی بر مبنای تاریخ سیاسی و عامل ادبی است. در حوزۀ زبان فارسی؛ به خصوص افغانستان اغلب با رویکر تاریخ سیاسی به نگارش تاریخ ادبیات می‌پردازند. چه بسا استادان تاریخ ادبیات، استادان تاریخِ سیاسی نیز هستند؛ از این جهت سایۀ سنگین تحولات سیاسی، آن‌قدر روی مطالعات تاریخ ادبیات ملموس است که نَفسِ ادبیات به عنوان هنر زبانی مورد بحث قرار نمی‌گیرد و رنگ می‌بازد. روش دیگری در تدوین و نگارش تاریخ ادبیات، نگاه چند بعدی و رابطۀ چند سویه به متون ادبی است. در این روش نگاه خطی نیست؛ بلکه ادبیات را به صورت یک شبکه و پدیدۀ چند بعدی مورد بررسی قرار می‌دهند. در روش شبکه‌ای، زمینه‌های بیش‌تری برای توضیح، تحلیل و تبیین وجود دارد و مورخِ ادبیات، جایگاه یک عنصر ادبی را در تاریخ ادبیات، در ارتباط به چندین وابسته‌های دیگر متنی مورد ارزیابی و بررسی قرار می‌دهد؛ از این منظر محدودیت کم‌تری در آن وجود دارد و زمینۀ شناخت ادبی بیش‌تر میدان می‌یابد. در الگوی شبکه‌ای، هر تحول ادبی با مجموعه‌ای از تحولات دیگر ادبی گرِه خورده است و فشرده کردن آن به الگوی خطی، مسیر دانایی تاریخ ادبیات را محدود می‌کند.

کتاب‌های تاریخ ادبیاتی که در افغانستان نوشته است، از نظر ساختاری می تواند در چند گروه قابل تقسسیم باشد. یک بخش از کتاب‌های تاریخ ادبیات فارسی دری با رویکرد تذکره‌نویسی نوشته شده است؛ مانند پرده نشینان سخنگوی از ماگه رحمانی، معاصرین سخنور از مولانا خال محمد خسته و کتاب‌های دیگری که فقط زندگی‌نامۀ شاعران را نشان می‌دهند. روش دیگری که در تدوین و نگارش تاریخ ادبیات به کار رفته، مطالعۀ ادبیات بر  اساس تاریخ عمومی است. در این روش، وضعیت سیاسی یک دوره، وضعیت فرهنگی، اقتصادی و دینی و… بررسی می‌شود و بعداً به زندگی‌نامۀ شاعران و معرفی آثار آن‌ها به صورت کوتاه پرداخته و در پایان، چند نمونه از کلام شاعران و نویسندگان را نیز می‌آورند. اکثریت مطلق کتاب‌های تاریخ ادبیات که در دانشگاه‌های افغانستان تدریس می‌شوند، به این روش تدوین و تألیف شده‌اند. دو روش دیگر نیز در دهه‌های پسین اندک‌اندک وارد مطالعات تاریخ ادبیات شده؛ یکی مطالعات جریان‌شناسی ادبی و دیگری مطالعات تاریخ ادبیات بر مبنای ژانر ادبی است.

با این مقدمه، به بررسی کتاب تاریخ ادبیات فارسی دری (قرن هفتم و هشتم) و کتاب تاریخ ادبیات فارسی دری (قرن نهم و دهم) تألیف پوهاند دکتر محمدیونس طغیان ساکایی می‌پردازیم. از میان استادانی که به تاریخ نگاری ادبیات پرداخته‌اند، دکتر عبدالقیوم قویم، دکتر محمدیونس طغیان ساکایی و دکتر سیداکرام‌الدین حصاریان آثار چشم‌گیری دارند که هر کدام بخشی از تاریخ ادبیات فارسی دری را تدوین و تألیف کرده‌اند. روش کلی و مسلط بر تاریخ‌نگاری ادبیات در دیپارتمنت فارسی دری، روش مطالعۀ خطی است و الگویی که بر این‌ روش انتخاب شده، بیش‌تر متأثر از آثار دکتر ذبیح الله صفا، سعید نفیسی و بعضی از پژوهشگران ایرانی است. چنان‌که از عنوان کتاب بر می‌آید، اصل زمان‌مندی و تاریخ سیاسی مهم‌ترین چارچوبی است که محدودۀ مطالعات ادبی را مشخص می‌کند و عامل زمانی و سیاسی دخیل در این محدوده، به عنوان پیش‌زمینۀ بررسی ادبیات در این کتاب در نظر گرفته شده است. استاد ساکایی در پیش‌گفتار کتابش نیز به این موضوع اشاره کرده است: «کتابی را که در دست دارید، تاریخ ادبیات فارسی دری در سده‌های هفت و هشت هجری است که برای تدریس در شعبات دری آماده گردیده است. این دوره در حقیقت از هجوم چنگیزخان بر فرارود و خراسان آغاز و با پایان سلطنت اعقاب او (ایلخانان) بر این سرزمین‌ها و پدیدآیی جهانگشای دیگر (تیمور) پایان می‌پذیرد؛ به همین خاطر این دورۀ تاریخ ادبیات را، تاریخ ادبیات “عصر مغول” نیز می‌نامند» (ساکایی، ۱۳۹۸: پیشگفتار)

کتاب تاریخ ادبیات فارسی دری قرن هفتم و هشتم، با وجود محدودیت حجمی، موضوعاتی زیادی را به صورت مطالعات خطی و گاهی زنجیره‌ای مورد بحث قرار داده است. در این کتاب، طبق سنت تحقیقات دانشگاهی افغانستان و نظریۀ تأثیرپذیری ادبیات از وضعیت اجتماعی- سیاسی، در بخش اول (فصل اول) به اوضاع سیاسی افغانستان در سده‌های ۷ و ۹ پرداخته و سلسه‌های قدرت را؛ مانند خوارزم‌شاهان، مغول‌ها و به خصوص جنگ‌های چنگیز، حکومت‌های فرزندان چنگیز، اسماعیلیان، عباسیان (خلفای بغداد) و حکومت‌های محلی دوران ایلخانی تا ظهور تیمور را شامل شده است. در بحث حکومت‌های محلی دوران ایلخانی، نهادهای کوچکی که به زبان فارسی توجه داشتند و شاعران و نویسندگانی در دربار آن‌ها فعالیت داشتتند، نیز شامل بحث شده است. قدرت‌های محلی که گاهی نویسندگان بسیار تأثیرگذار و قدرت‌مند را در آغوش خود پرورش دادند و زمینه را برای توسعه و رشد زبان فارسی دری مهیا کردند. از این حکومت‌های محلی می‌توان به سلسله‌های ذیل اشاره کرد: آل کرت، دربارهای مسلمانان سرزمین هند، سلغریانِ فارس، سلجوقیانِ آسیای صغیر، آلِ اینجو و آلِ مظفر. با توجه به بسیاری از کتاب‌های دیگر تاریخ ادبیات که در دانشگاه‌های افغانستان تدریس می‌شود، استاد ساکایی حجم کمتری از کتابش را به معرفی سلسله‌های قدرت اختصاص داده است. در بیان حوادث تاریخی نیز، تلاش کرده است پیوند عمل‌کرد نهادهای قدرت را نسبت به شاعران، نویسندگان، متصوفین و اهل ادب توضیح دهد و در کل، دنبال پاسخ این سوال است که سیاست‌گذاری‌های حکومت‌های سدۀ ۷ و ۸، چگونه با پدیده‌ای به نام ادبیات فارسی دری برخورد می‌کردند.

در قرن هفتم و هشتم، خراسان و حوزۀ زبان فارسی دری محل تاخت و تاز مغول‌ها قرار گرفت که در تاریخ‌های سیاسی میزان ویرانی و تباهی این هجوم، به خوبی توضیح داده شده است. بدون شک، ادبیات و زندگی آفرینندگان ادبی نیز، جدا از وضعیت اجتماعی نیست و اگر در پیِ فهم این موضوع باشیم که ادبیات این دو قرن محصول چه گفتمانی است، نیازمند مطالعاتِ زمینه‌ای به صورت شبکه‌ای هستیم و یکی از عناصر دخیل در این بافت، فهم کارکرد نهادهای قدرت است. مطالعات تاریخِ سیاسی و شناخت حکومت‌ها در این دوره زمانی مهم می‌نماید که وضعیت زندگی اجتماعی مردم را هنگام حملات مغول در کتاب‌های تاریخ می‌خوانیم و سپس این پرسش شکل می‌گیرد که چگونه زبان فارسی دری توانست در مقابل این هجوم ایستادگی کند و شاهان و شاهزادگانی که به زبان فارسی سخن نمی‌گفتند، تبدیل به حامیان زبان و ادب فارسی شدند و در دربارهای‌شان شاعران و نویسندگان زبان فارسی دری را مورد احترام و نوازش قرار دادند. بدون شک، علی‌رغم قدرت فرهنگی زبان فارسی دری، آفرینش‌گران بزرگی نیز بودند که توانستند، طوفان خشم و دستگاه کشتار مغول‌ها را متوقف کنند و خشونت را به عطوفت بدل کنند.

یکی از موضوعاتی دیگری که مطالعات تاریخ سیاسی را مهم می‌نماید، شکل‌گیری مکاتب عرفانی و اشعار صوفیانه است. فشارهای سیاسی و اجتماعی مغول‌ها بالای مردم خراسان، قدرت کنش‌گری اجتماعی را از بسیاری شاعران و نویسندگان می‌گیرد و زمینه را برای گوشه‌گیری و پناه بردن به خداوند فراهم می‌کند. استاد ساکایی در این مورد می‌نویسد: «تصوف با حملات چنگیزیان در حقیقت رابطۀ مستقیم بر قرار کرد، از یک طرف کناره گیری مردم از امور دنیوی و پناه بردن به خانقاه و پرداختنِ صرف به عقبا، مردم را از دنیاداری  و دفاع از وطن و داشته‌های آن بازداشت و از سوی دیگر حملۀ چنگیز و فقر و نابسامانی و بربادی، مردم را بیش از پیش به سوی تصوف کشاند. مردمِ شکست‌خورده و مظلوم چاره‌ای جز دربار خداوند نداشتند. آن‌ها برای تسکین آلام خویش در حلقه‌های تصوف پناه بردند. افزایش قلندران و طریقۀ قلندریه در این دوران در اثر همین دربه‌دری‌ها اتفاق افتاده است» (ساکایی، ۱۳۹۸: ۳۴).

از نظر جریان‌شناسی، سه جریان بزرگ در ادبیات تصوفی و عرفانی وجود دارد؛ یکی ادبیات عرفانی تعلیمی، دوم ادبیات عرفانی وجدی و سوم ادبیات عرفانی نظری. از این سه جریان، دو جریان وجدی و تعلیمی، در قرن هفتم و هشتم با استیلای مغول‌ها رونق بیش‌تر می‌گیرد و خانقاه‌های زیادی در گوشه و کنار حوزۀ زبان فارسی ایجاد می‌شود. چون بخش بزرگی از آثار ادبی زبان فارسی دری، مربوط به عرفان و تصوف است و ادبیات عرفانی و تصوفی تأثیرگذاری عمیقی در تاریخ اندیشه در زبان فارسی دری گذاشته، مطالعۀ مکاتب عرفانی و تصوفی خالی از سود نیست. با توجه به این؛ سلسله‌های طریقت و بنیان‌گذاران آن‌ها چون: شیخ نجم‌الدین کبری، شیخ شهاب‌الدین سهروردی، خواجه معین‌الدین چشتی، طریقت نشقبندیه و نظریه‌های عرفانی ابن عربی از موضوعاتی است که بحث‌های مطالعات ادبی را در این دوره برجسته می‌سازد.

استاد ساکایی، در کنار اشاره به پس منظر گفتمان عرفان و تصوف، از نهادهای آموزشی و علمی دیگری نیز در کتابش یادآوری می‌کند که نقشی در توسعه و آفرینش ادبیات قرن هفت و هشت دارد. آوردن بحث‌های مرتبط به ادبیات؛ مانند علوم ادبی، علم لغت، صرف و نحو، بلاغت، شعر و انشاء؛ هر کدام این بحث‌ها چشم‌اندازی روشنی در بارۀ شناخت ساختارهای بلاغی و ذوق ادبی را در این دوره نشان می‌دهد.

فصل دوم و سوم تاریخ ادبیات قرن هفتم و هشتم، به مطالعات زبان، وضعیت ادبیات، شعر و زندگی‌نامۀ شاعران پرداخته است. تحول واژگانی، تقابل و تعامل زبان فارسی با زبان مغولی، توسعۀ زبان فارسی دری و قالب‌های شعری، از موضوعاتی است که در این فصل روی آن بحث شده است. با توجه به پس‌منظر و میدان ادبی در این دوره، در تمام قالب‌های شعری شعر سروده شده است؛ اما از نظر ژانری، ژانر غنایی قدرت و غنامندی بیش‌تری دارد. شاعران معروفی؛ مانند مولانا جلال‌الدین محمد بلخی رومی، حافظ، سعدی، عطار، عراقی، کمال خجندی که در این دوره زندگی می‌کنند، اغلب با رویکرد ژانر غنایی شعر سروده‌اند. اما شاعران مدیحه‌سرا نیز کم نبودند و در کنار آن‌ها، به نویسندگان و شاعران منتقد اجتماعی مانند عبید زاکانی، سیف فرغانی و ابن یمین نیز اشاره می‌شود.

استادساکایی در این کتاب، روش تاریخ‌نگاری خطی را همیشه حفظ نکرده است و گاهی به روش زنجیره‌ای و شبکه‌ای نیز پرداخته است. نهادهای قدرت‌های محلی که هم‌زمان با قدرت‌های بزرگ در مناطق مختلف زمینه‌ساز آفرینش‌های ادبی بودند، نیز شامل بحث این کتاب شده است. نویسندگان و شاعرانی که در دربار مسلمانان هند زندگی می‌کردند و مکتب هندی را شکل و پرورش دادند؛ مانند  شاعرانی چون امیرخسرو دهلوی، حسن دهلوی، بدر چاچی و….

در فصل پایانی، آثار منثور این دوره، با معرفی نویسندگان آن‌ها آورده شده و ویژگی‌های ساختاری و بلاغی متون، مورد بحث قرار گرفته است. در وضعیتی که برخی اساتید دانشگاه‌ها، تاریخ ادبیات را به صورت تذکرۀ شاعران تدریس می‌کنند و در امتحانات به جای تحلیل متون و چشم‌انداز ادبی، حفظ سنه و سال از اولویت‌های ارزیابی به شمار می‌رود، کار استادساکایی یک شاهکار است. استاد ساکایی با تألیف کتاب تاریخ ادبیات قرن هفت و هشت، تصویر کلی از وضعیت سیاسی و تطور ادبی این دوره ارائه کرده است و برای تدریس در دورۀ کارشناسی ارزش‌مند و غنیمت است. لازم به یادآوری است که این کتاب، در یک ساختارِ از قبل تعیین شده، نوشته شده است و بسیاری از محدودیت‌هایی که روی آن دیده می‌شود، ناشی از الزامات سازوکارهای اداری دانشگاه و وزارت تحصیلات عالی افغانستان است.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید