محمدیشاری
گرامی میدارم یاد و نام ورجاوند بزرگپاسبان فرّ فرهنگ و نامۀ باستان، استاد دکتر یونس طغیان ساکایی را. بهخانوادۀ گرامی، دوستان، شاگردان و جامعۀ علمی کشور و پارسیزبان تسلیت میگویم. برای ایشان آمرزش و آرامش همیشگی آرزو دارم. دکتر ساکایی، بیقهالسلف نسل پختهنویس و دقیقالنظر گذشتگان خراسانی و دانشگاه کابل است. ایشان، انسان وارسته، آزاده، دلیر، استوار و پایدار بود. من توفیق داشتم در کنگرۀ «افغانستان گهوارۀ زبان فارسی دری» که بهمناسبت صدمین سال استقلال افغانستان در ارگ ریاست جمهوری برگزار شده بود، ایشان را دیدم، یکهفته حشر و نشر داشتی و مقالۀ ارجمندش را شنیدم.
دکتر ساکایی، با درک ضرورتِ یافتن حقیقت و حق هویتی، از پیشگامان هویتجویی مردم هزاره، بهویژه جریان هویتجویی «هزارههای اهلسنت» است. ایشان با ارتباط نزدیک با فرهنگیان و نشریات هزارههای شیعه، گام آگاهانه، مسئولانه و بلندی در راستای تثبیت هویت هزارههای اهلسنت برداشت. حضور دکتر ساکایی و عنابی، تکههای پازل هویت هزارههای جعفری، حنفی و اسماعیلی را کنار هم قرار داد و بستر هویتجویی اجتماعی هزارههای اهلسنت را فراهم کرد که در نتیجه، با بیداری جوانان تحصیلکردۀ هزارههای اهلسنت، «شورای هزارههای اهلسنت» پایهگذاری شد.
استاد کاسایی ضمن آنکه استاد فعال و تاثیرگذار دانشگاه کابل بود، نگاه علمی بهدادهها و تحقیقات علمی در عرصۀ دانش زبانی داشت و محققانه تدریس میکرد. فعالیتهای علمی دکتر ساکایی، در دو حوزۀ زبان پارسی و هویتجویی متمرکز بود.
در حوزۀ زبان پارسی، نزدیک بهچهل (۳۸) سال تدریس کرده و کتابهای علمی تحقیقی نوشته است. مهمترین بخش تلاش دکتر، تبییت هویت فرهنگی و تمدنی، بهویژه حوزۀ ادبیات حماسی و شاهنامه پژوهی است. دوستان از آمادۀ چاپ شدن مجموعۀ ۶ جلدی آثار جدید دکتر ساکایی در حوزۀ شاهنامهپژوهی دادهاند، خبر میدهند که بسیار مسرتبخش است. دکتر ساکایی در حوزۀ ادبیات حماسی و شاهنامهپژوهی آثار پخته و سخته فراوانی دارد.
اما تلاشهای علمی دکتر ساکایی در حوزۀ هویتپژوهی هزارگی، قابل توجه و بسیار ارجمند است. دکتر ساکایی با تسلط بر مجموع دیدگاههایی که در مورد هویت هزارهها، بهویژه کلمۀ هزاره، دیدگاه جدید مطرح کرد و آن را در منابع کهنی مانند اوستا، بندهش و… جستوجو کرده است. بسیاری از نویسندگان، هویت هزارهها را در ناکجاآباد میجویند، اما دکتر ساکایی با آشنایی عمیق با زبان و ادبیات پارسی و ممنابع کهن بومی، معنای واژۀ «هزاره» را در اوستا، این کهنگنجینۀ زبانی- فرهنگی- تاریخی و هویتی جستوجو میکرد.
دکتر ساکایی در سال ۱۳۹۸ در وبلاگ «سپیدهدم» مقالهای با عنوان «نکتۀ نو در تعبیر کلمۀ هزاره» منتشر کرد و دید تازهای در معنای کلمۀ هزاره گشود. دکتر در این مقاله، نام قومی که امروز در نوشتار «هزاره» نوشته میشود را برابر تلفظ مردم «آزره» یا «ازره» دانست. استاد ساکایی، دریافت خود را بهنام یکی از هفتاقلیم ایران باستان که در اوستا آمده مستند میکند:
هفتاقلیم: «اَرِزَهی»، «سَوَهی»، «فَرَدَذفشو»، «ویدذفشو»، «واوروبرشی»، «واورو جرشی» و «خونیرث». در اوستا شش بار از این کشورها نام برده شده است. به ترتیب در مهریشت کرده چهارم بند ۱۵ و کرده ۱۷ بند۶۷، کرده۳۱ بند ۱۳۳، رشن یشت بندهای ۹ تا ۱۵، ویسپرد، کرده ۱۰ بند ۱ و وندیداد بخش۲ بند ۳۹ (دوستخواه، ۱۳۸۳). در زبان اوستایی «اَزرَ» به معنی کشتزار و چراگاه است (بهرامی، ۱۳۶۹: ۵۴). در ویزیدگیهای زادسپرم آمده است که: «دوم چون به سوی آب آمدهمان روزی که هجوم برد خرچنگ آبی که که تیشتر آب تخمه همه درخشان است که «ازرگ» خوانده شود، ابر را فراز آفرید.
همچنین برای تایید این دیدگاه، میگوید: در بندهش، موقعیت این کشورها معلوم شده و آمده است که: «پارهای را که به ناحیه خراسان است، کشور «اَرِزَه»، پارهای را که به ناحیه خاوران است، کشور «سَوَه»، دو پاره را که به ناحیه نیمروز [جنوب] است کشور «فَرِدَدفش» و »ویددفش»، دو پاره را که به ناحیۀ اباختر است کشور «وروبرشن» و «وروجرشن» خوانند. آن را که میان ایشان و به اندازه ایشان است خونیرث خوانند». پس معلوم است که کشور «اَرِزه» در شرق است.
استاد ساکایی، «اَرَزهی» اوستا و «اَرَزَه» بندهش را یکی دانسته که بهمرور زمان، جای واج «ر» و «ز» عوض شده، «ارزهی» و «ارزه»، به«اَزَرَه» تبدیل شده است. برای تایید نظر خود میگوید «زَرَه» بهمعنای جای پایین و «اَزَرَه» بهمعنای جای بلند، مرتفع و کوهستانی است که بیشتر سرزمین هزارهها نسبت بهسایر سرزمین ایران باستان بلندتر و مرتفعتر است. استاد ساکایی براساس منابع کهن، زره را با هلمند تطبیق داده که سرزمین هموار است و ازره را با سایر سرزمین هزارهها که کوهستانی است، تطبیق داده است.
کار استاد ساکایی که منبع اصلی هزارهپژوهی را از گفتههای کارشناسان نظامی انگلیس و روس و جهانگردان بیتخصص، بهمنابع بومی و کهن میرساند بسیار ارزشمند است.
در من در مطالعات اوستا واژۀ «ازره» بهمعنای سرزمین سرسبز و کشتزار، دست یافتهام که پژوهش استاد ساکایی را تایید میکند. بهنظر من، واژۀ «اوزاله» در روایت بطلمیوس یونانی و «هوساله» در روایت هیوانتسانگ جهانگرد چینی و «ازره» اوستایی یکی است که سرزمین هزارهها باشد. این نام، از سرزمین، بهباشندگان تسری یافته است.
استاد ساکایی مقالۀ کوچک خود را که در سال ۱۳۸۹ با عنوان نکتۀ نو در تعبیر کلمۀ هزاره» را در سالهای اخیر گسترش داد و تحول عمیق در شناخت ایشان از هویت هزاره را نشان میدهد. جستوجوی هویت و معنای «ازره» در اوستا و منابع متاثر از اوستا مانند بندهش و… از متن دانشگاه کابل برخاست و افق تازهای در جریان هویتجویی هزارهها داشت. دریافت و تحقیقات هویتی استاد ورجاوند دکتر ساکایی، با تحقیقات شادروان استاد آریانپور بامیانی، استاد فاضل کیانی و… در یک مسیر قرار گرفت و جریان هویتجویی براساس منابع کهن و بومی و تحلیل عناصر هویتساز انسان هزاره، جان تازهای بخشید. دیگر برچسپ نچسپ «حلقۀ قمی» بر تحقیقات هویتجویی رنگی نخواهد داشت.
روان نامیرای بزرگپاسبان نامه و فرهنگ باستان، استاد دکتر محمدیونس طغیان ساکایی شاد و در آرامش همیشگی!





نظر بدهید