ادبیات • فرهنگ و هنر

رنج، گم‌نامی و خودآگاهی

گفت‌وگویی با دکتر مسکین کاوی، یکی از بنیانگذاران شورای هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان در مورد نقش دکتر محمدیونس طغیان ساکایی در تأسیس و فعالیت این شورا

محمد احمدی

احمدی: آقای کاوی عزیز خوشحالم که به هفته‌نامه «جاده‌ی ابریشم» فرصت گفت‌وگو دادید. به‌عنوان نخستین سؤال، شورای هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان در کدام سال و توسط کی‌ها تأسیس شد؟

مسکین کاوی: سلام و درود می‌فرستم خدمت دست‌اندرکاران هفته‌نامه‌ی جاده‌ی ابریشم. اظهار قدردانی دارم که فرصت این گفت‌وگو را مهیّا کردید. راجع به سؤال شما می‌خواهم بگویم که شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان در سال ۱۳۹۴ هـ. ش در شهر کابل توسط تعداد از نخبگان، روشنفکران، متنفذّین و شخصیت‌های سیاسی و اجتماعی از هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان تأسیس و شروع به فعالیت نمود. اعضای رهبری و مؤسس این شورا، از ولایات مختلف افغانستان بودند که با درک و شناخت عمیق از وضعیت تاریخی هزاره‌های اهل‌سنّت و ستم استبدادی که به این مردم روا داشته شده بود، گردهم آمدند، تا در ساختار شورا بتوانند هزاره‌های اهل‌سنّت را از پراگندگی‌ها جمع و به اصل هویت‌شان که هزاره است، باز گردانند.

احمدی: یکی از چهره‌هایی که در تأسیس شورا نقش داشت، زنده‌یاد دکتر محمدیونس طغیان ساکایی بود. در این مورد می‌خواهیم از شما بیشتر بشنویم.

مسکین کاوی: بلی، پروفیسور استاد طغیان ساکایی یکی از شخصیت‌های دلسوز، صادق و متعهد هزاره‌های اهل‌سنّت بود که سال‌ها رنجِ بی‌هویتی را در افغانستان با تمام وجودشان حسّ کرده بود، تلاش‌های زیادی را در عرصه‌های مختلف در محیط دانشگاه تا جامعه برای روشنگری این مردم انجام داده بود، که طبیعتاً تلاش‌های مستمرّ ایشان باعث گردید جوانان و بزرگان هزاره‌های اهل‌سنّت، از گوشه‌گوشه‌ی افغانستان گردهم جمع شوند و بنیاد شورا را بگذارند.

استاد ساکایی فقید، که خود یکی از مؤسسان این شورا بود، منحیث یک شخصیت علمی و آکادمیک از جایگاه بلند احترام و قدر دربین اعضای رهبری شورا برخوردار بود. ایشان اولین رئیس انتخابی شورا بود. زمانی‌که مسئولیت ریاست شورا در اثر انتخابات به یکی دیگر از اعضای شورا سپرده شد، منحیث مشاور ارشد شورا تا آخرین روزهای زندگی‌شان در پیشبرد هدف مقدّسِ بازیابی هویت هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان تلاش‌های فراوانی را انجام داد.

مرحوم، که بیشتر تخصص علمی‌شان منحیث یک استاد دانشگاه در حوزه‌ی ادبیات فارسی بود، باورمند بود که هزاره‌ها بومی‌ترین مردمان خراسان و افغانستان امروز هستند. پس ما باید با در‌نظر‌داشت این اصالت تاریخی‌مان، تلاش کنیم میلیون‌ها هزاره‌ی اهل‌سنّت را آگاهی بخشیم که هویت ونژاد خود را بشناسند؛ نه‌تنها از هویت‌شان شرم و ترس نکنند که باید به هویت هزاره‌گی‌شان افتخار نمایند.

احمدی: شورا با چه امید و امکاناتی ایجاد شد؟

مسکین کاوی: شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان، بدون داشتن هیچ امکانات مالی و سیاسی ایجاد شد. آن‌چه اعضای مؤسس این شورا را وادار کرده بود تا در ایجاد این آدرس گردهم جمع شوند، درک و شناخت از درد و محرومیت یک ملّت بود که در بیشتر از یک قرن بر اثر جبر، ستم، تبعیض و جنایات ضد بشریِ حکّام ظالم بر ملّت هزاره روا داشته شده بود. هزاره‌بودن در نظام‌های مستبدِّ تک‌قومی جرم پنداشته می‌شد. هزاره‌های سنّی برای نجات جان‌شان به هویت مذهبی‌شان پناه برده بودند. در هر منطقه‌ای که ساکنین بیشتر از یک قوم دیگر بود، تقریباً به نفع فرهنگ آن منطقه حذف شده بودند وهویت خود را فراموش کرده بودند. بیشترین این مردم هویت هزاره‌گی خود را فراموش و به هویت تاجیکی روی آورده بودند.

شورا از متن این حوادث دلخراش و مملو از خیانت و جفا بیرون آمد، به امید آن‌که برای مردم خود هویت ببخشند تا دیگر از هویت هزاره‌گی‌شان نه شرم داشته باشند و نه ترس.

احمدی: فکر می‌کنم که عدالت‌خواهی، احیای هویت و یکجا‌شدن تکه‌پاره‌های هزاره از اهداف شورا بوده است. مؤسسین شورا و دکتر ساکایی چه اهدف و آرمان‌هایی برای شورا در نظر گرفته بودند؟

مسکین کاوی: شورا در مانیفست خویش دو موضوع مهم را به‌عنوان اهداف بزرگ در نظر گرفته است و در این راه از شروع تاکنون مبارزه دارند:

اول: احیای هویت هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان

دوم: وحدت و همبستگی تمام هزاره‌ها باحفظ باورهای مذهبی و اعتقادی‌شان روی محور هزاره.

من باور دارم که هزاره‌ها پیش از آن‌که از آدرس مذهب‌شان مورد ظلم و بی‌عدالتی قرار گرفته باشند، بیشتر به نام هویت هزاره مورد تجاوز، و ستم قرار داشته‌اند. در یک مقطع تاریخی، هزاره‌های اهل تشیّع را قتل عام می‌کنند؛ اما در دیگر طرف، هویت میلیون‌ها هزاره‌ی اهل‌سنّت را کتمان می‌کنند و این هویت‌ستیزی در یک فرایند سیستماتیک و دراز‌مدت انجام می‌شود. هزاره‌ستیزی و هزاره‌هراسی را حکومت‌های قومی چنان در میان مردم نهادینه کرده بودند که یک فرد عادی در دورترین نقطه‌ی افغانستان برای بقای خود وخانوده‌‌اش آماده بود هر هویتی را بالای خود بگذارد؛ اما از هویت پرافتخار هزاره‌گیِ خویش ترس داشته و انکار نماید.

رهبریِ شورا تلاش کرده است تا جلوی هزاره‌ستیزی و هزاره‌گریزی را بگیرد و پیام هویت‌خواهی را برای مردم افغانستان اعلان دارد که ما هزاره هستیم و به هزاره‌بودن خود افتخار می‌کنیم. الحمد‌للّه تاکنون این صدای برحق، توسط مردم ما بسیار با شور و شعف زایدالوصفی مورد استقبال قرار گرفته است و امروز موضوع احیای هویت هزاره‌های سنّی به واقعیت غیرقابل‌انکار تبدیل شده است.

احمدی: در راستای یکجا‌شدن تکّه‌پاره‌های گم‌شده‌ی هزاره‌ها کارهای ماندگاری انجام شده است. از جمله، برنامه‌های متعددی در کابل به همین منظور برگزار گردید. فکر می‌کنم دکتر ساکایی در برگزاری این برنامه‌ها نقش مهمّی داشت؟

بلی، رهبریِ شورا بعد از ایجاد شورا، تلاش‌های زیادی را انجام داد. محافل و نشست‌های مختلفی را در جهت آگاهی‌دهی هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان و پیوند‌زدن هزاره‌های سنّی، اسماعیلی و جعفری انجام داد. این تلاش‌ها باعث شد یک وحدت‌نظر، همبستگی و معرفت عمیق و بنیادی بین هرسه شاخه‌ی مذهبیِ هزاره‌ها مخصوصاً در بین نسل جوان و آگاه هزاره‌ها برای تعیین سرنوشت مشترک‌شان شکل گیرد. از طرفی، رهبریِ شورا در مدت مبارزه مستمر‌شان برای تمام اقوام افغانستان ثابت کردند که هزاره را بعد از این به شیعه و شیعه را به هزاره منسوب و منحصر نسازید؛ هزاره‌ها به‌عنوان یک قوم بزرگ با میلیون‌ها انسان دارای مذاهب مختلف می‌باشند، اما در تعیین سرنوشت‌شان مشت واحد خواهند بود.

نقش مرحوم استاد ساکایی در کنار تمام دوستان اعضای رهبری شورا، برازنده و قابل‌ستایش است. استاد با دانش بیشتر و آگاهی بیشتر نسبت به تمام اوضاع گذشته، حال و آینده‌ی افغانستان، در این راستا رهنما، مشاور و حمایت‌گر خوبی بود. آرمان و اهداف آن بزرگ‌مرد، مشعلِ راه ما و کسانی‌که بعد از ما در مسیر عدالت‌خواهی قدم برمی‌دارند، خواهد بود.

احمدی: اگر کمی در مورد ساختار و اهداف عملیِ  شورا صحبت کنید؛ یعنی بگویید که پالیسی شورا چگونه تعیین و تدوین می‌شد؟

مسکین کاوی: باید بگویم که شورا دارای تشکیلات منظّم می‌باشد. رئیس، معاونین، منشی، سخنگو و کمیته‌های مختلف را دارا است. هر یک سال در شرایط مساعد، انتخابات برگزار شده و در ساختار شورا تغییرات به وجود می‌آید.

تمام اهداف، مقاصد و رویکردِ عملیِ برنامه‌های شورا در منشور شورا تذکّر داده شده است. جلسات رهبری شورا هر یک هفته بعد به‌صورت حضوری و آنلاین، میان اعضای رهبری شورا برگزار می‌شود. هیأت رهبری، اجندای مورد ضرورت را مطرح و اعضای رهبری شورا در آن مورد بحث و بعد از فیصله‌ی اکثریت، صورتِ تطبیقیِ عملی را به خود می‌گیرد.

احمدی: با توجّه به تحقیقاتی که شورا انجام داده است، نفوس هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان چقدر است و در کدام ولایت‌ها سکونت دارند؟

مسکین کاوی: رهبریِ شورا با اعضای خویش در سطح ولایات، ولسوالی‌ها و قصبات در سال ۱۳۹۶ تا سال ۱۳۹۷، یک تحقیق میدانی در سطح کشور انجام داد. تحقیق را از طریق مراجعه به راپورهای رسمیِ نهاد‌های دولتی و بین‌المللی انجام داد. [این تحقیق] نفوس هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان را در حدود چهار میلیون نفر تثبیت کرده است، نتیجه‌ی این تحقیق در یک نشست بزرگ مردمی در شهر کابل با حضور شخصیت‌های سیاسی، علمی، فرهنگی و رسانه‌ها گزارش داده شد.

هزاره‌های سنّی در ولایاتی چون کابل، پروان، پنجشیر، بامیان، لغمان، غور، بادغیس، هرات، فاریاب، جوزجان، سرپل، بلخ، سمنگان، بغلان، کندز، تخار و بدخشان زندگی دارند.

احمدی: چرا این جمعیت بزرگ مجبور شده‌اند که کتمان هویت کنند؟ مهم‌ترین دلایل اجتماعی، سیاسی و فرهنگیِ آن چه بوده است؟

مسکین کاوی: طوری‌که شما می‌دانید و من قبلاً در این مورد اشاره کرده‌ام، هزاره به‌صورت عموم، بعد از کشتار دسته‌جمعی توسط عبدالرحمن خان، دچار وحشت‌ناک‌ترین وضعیت در افغانستان شدند. هزاره‌ها به جرم هزاره‌بودن مورد ظلم، تعدّی، شکنجه و ستم مضاعف قرار گرفتند. این ستم تنها توسط حکومت‌ها صورت نگرفته است؛ بلکه جریان‌های قومیِ متعصّبی نیز در میان جامعه وجود داشت که برای هر هزاره‌ای در هر نقطه‌ی افغانستان مشکل ایجاد می‌کرد. از توهین و تحقیر شروع می‌شد تا هر نوع عملی که بتواند هزاره‌ها را تهدید و مورد فشار روحی و جسمی قرار بدهند. روی این ملحوظات، هزاره‌های سنّی به دلیل آن‌که بتوانند این ظلم و توهینات اجتماعی را کاهش دهند، به کتمان هویت‌شان روی آوردند؛ لذا پروسه‌ی توهین، تحقیر و تهدید دوامدار، در طول سال‌ها انجام شد. بحث کتمان هویت هزاره‌های سنّی هم در دراز‌مدت انجام شده است. البته شما می‌دانید که هزاره‌های سنّی‌مذهب در ولایات و مناطق مختلف به‌صورت پراگنده، بین دیگر اقوام زندگی می‌کنند. این امر یکی از دلایل دیگری کتمان هویت این مردم شده است؛ چون نسبت به اقلیت‌بودن‌شان، اکثریت رسم و رواج‌های‌شان، حتی لهجه‌ی هزاره‌گی خویش را از دست داده‌اند.

از طرفی، چون هزاره‌های سنّی به دلیل داشتن مذهب و اعتقادات مشترک با دیگر اقوام سنّی‌مذهب، در ساحات زیست‌شان و زندگی همسایگی در دهات، باعث شده است روابط خویشاوندی، ازدواج‌های دوامدار بین این مردم و دیگر اقوام صورت بگیرد. این امر باعث شده تا یک فرزند هزاره، که به زبان و طرز فکر مادرش بیشتر علاقه دارد تا پدرش، زبان و لهجه‌ی هزاره‌گی خویش را از دست داده و حالا علاقه دارد تاجیک باشد تا هزاره …

در مکتب و کوچه‌بازار هنوز هم، بچه‌های خورد‌سال این مردم به نام هزاره مورد توهین، تحقیر و تمسخر و استهزا قرار می‌گیرند.

احمدی: دیدگاه دکتر ساکایی در این مورد چه بود و چه دلایلی داشت برای این‌که چرا هزاره‌های اهل‌سنّت هویت‌شان کتمان شده است؟

مسکین کاوی: همه‌ی ما اعضای رهبریِ شورا، به شمول استاد ساکایی، باور‌مان این بود که چگونه بتوانیم به این مشکل تاریخی رسیدگی نموده و مردم خویش را نجات دهیم. برای ما بحث هویت‌خواهی‌مان، امتیاز نبوده و نیست؛ بلکه امر دینی-تاریخی است که ما را وا‌داشت تا از جبری که بر مردم‌مان به نام هزاره در طول سالیان متمادی صورت گرفته است، جلوگیری کرده و برای مردم خویش آگاهی دهیم که تنها راه نجات شما از این توهین و تحقیر‌های اجتماعی، آگاهی از هویت تاریخی و قومی است. امتناع حضور در مسائلِ سیاسی کشور، همه‌وهمه ریشه در کتمان هویت شما دارد؛ پس بیایید به هویت خویش برگردید، متحد شوید تا دیگر شاهد ظلم و بی‌عدالتی‌ها نباشید.

احمدی: شورا تا چه اندازه در آگاهی‌دهی هویت هزاره‌های اهل‌سنّت موفق بوده است؟ چه موانع و مشکلاتی در مسیر شورا بوده است؟

مسکین کاوی: شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنّت، در مدت بیش از ده‌سال، فعالیت‌های چشم‌گیری انجام داده است. مهم‌ترین بحثْ مطرح‌کردن بحث هزاره‌های اهل‌سنّت افغانستان است. تا قبل از ایجاد این شورا، اکثریت هزاره‌های اهل‌سنّت از هویت خویش یا آگاهی نداشتند و یا جرأت ابراز هویت خویش را نداشتند. از طرفی و مهم‌تر از همه، اکثریت مردم افغانستان نمی‌دانستند هزاره‌های اهل‌سنّت هم وجود دارند؛ جز کسانی‌که در مناطق‌شان با هزاره‌های اهل‌سنّت همسایه بودند. هزاره‌های اهل تشیّع و اسماعیلی، چنان از هزاره‌های اهل‌سنّت دور افتیده بودند که حتی در آغازین روزهای فعالیت شورا، اصلاً باور نمی کردند که هزاره‌ی سنّی هم باشد. متاسفانه استبداد و ستم ملی در افغانستان باعث شده بود تا سرکوب‌ها را به شیعه و شیعه را به هزاره تلفیق نمایند، واین دلیل‌شان باشد تا در هر زمان با رویکرد متحجرانه‌ی مذهبی، بر این ملّت باعزّت ظلم روا دارند.

قطعاً با مشکلات بسیار جدّی و زیادی مواجه بودیم و هستیم. هزاره‌های اهل‌سنّت سال‌های درازی، مخصوصاً بعد از انقلاب کمونیستی در افغانستان و تشکیل احزاب اسلامی، سربازان گم‌نام رهبران دیگر اقوام بودند. تاوان جهاد و مقاومت را بیشترین فرزندان هزاره‌های سنّی پرداختند، اما امتیاز سیاسی‌شان را دیگر اقوام مخصوصاً برادران تاجیک بردند. در دوره‌ی جمهوریت، هزاره‌های اهل‌سنّت برای کاندیدان اقوام غیرهزاره، مخصوصاً تاجیک‌ها، صندوق‌های رأی بودند، اما در تقسیمات قدرت همیشه نا دیده گرفته شدند. وقتی شورا ایجاد شد، داعیه‌ی عدالت‌خواهی و حقوق‌خواهیِ ما آغاز شد. حاکمان و قدرت‌مندانی که از این مردم سال‌ها به نام مذهب و زبان، استفاده‌ی ابزاری کرده بودند، شوکه شدند. با روش‌های مختلف خواستند مانع این حرکت و این داد‌خواهیِ عدالت‌محور شوند؛ اما جوانان با درک و درد شورا، در مقابل هرگونه توطئه ایستادند و از موقف خود پا پس نکشیدند. توطئه‌ها هنوز هم ادامه دارد و به‌زودی خاتمه نخواهند یافت؛ اما مردم ما حالا به هوشیاری خود رسیده‌اند، برای احیای هویت‌شان و هبستگی درون‌قومی با تمام هزاره‌ها، از هیچ تلاشی دست‌بردار نخواهند بود.

احمدی: یکی از مشکلات مذهب گفته شده است. آیا مذهب بر هویتْ برتری داشته است؟ دیدگاه دکتر ساکایی در مورد مذاهب مختلف هزاره‌ها چه بود؟

مسکین کاوی: دقیقاً، مذهب عنصر مهم و ارزش‌مندی میان جوامع اسلامی، مخصوصاً مردم افغانستان بوده و می‌باشد. یکی از دلایل مهمّی که توانستند هزاره‌ها را از هم جدا سازند، همین موضوع اعتقادی و مذهبیِ مختلف هزاره بوده و می‌باشد. جریان‌های ستمگر در گذشته، حال و آینده، کوشش کرده‌اند و می‌کنند تا هزاره‌ها را از این زاویه ضربه بزنند. موضوع اختلاف مذهبی را در میان هزاره‌ها، مانند گذشته‌ها دامن زدند که هزاره‌ها نتوانند به اتحاد و همبستگی برسند. اما من باور دارم که دیگر فصل تفرقه و جدایی گذشته است و دشمنان مردم ما نمی‌توانند در این توطئه‌ی موفق شوند. نسل آگاه امروز ما حالا به این موضوع پی برده‌اند و فریب کسانی‌که دنبال تفرقه‌اندازیِ هزاره‌ها به نام مذهب هستند، را نمی‌خورند. ما به یاری خداوند بزرگ در ایجاد همبستگیِ واقعی میان تمام هزاره‌هاموفق خواهیم شد.

در مورد دیدگاه جناب استاد ساکایی باید خاطر‌نشان کنم که استاد به معنی واقعی یک انسان آگاه، دانشمند و خردمند بود. ایشان در ضمیر و باور‌شان تفاوت مذهبی را ارزش نمی‌دانست. برای‌شان انسان‌بودن و انسانیّت مهم‌تر از هر موضوعی بود، آن‌ها طرفدار برابری، عدالت اجتماعی و زیست مسالمت‌آمیز میان تمام اقوام افغانستان به‌خصوص هزاره‌ها بودند. استاد باور داشت که بالای هزاره‌هابه جرم هزاره‌بودن ظلم شده است. نباید از ظلم و ظالم حمایت کرد؛ بلکه باید کنار مظلوم ایستاد و دست ظالم را کوتاه ساخت؛ ولو هر کس از هر قوم و هر مذهب و اعتقادی که باشد.

احمدی: دکتر ساکایی چندی پیش در غربت در گذشت. آیا تا آخرین لحظه‌های زندگی‌اش عضو شورا بود؟

مسکین کاوی: بلی، خداوند بر استاد ساکایی مرحوم خوبی نماید. ایشان مصاب یک مریضی لاعلاج شدند که متأسفانه وفات کردند. مرحوم استاد از آغازین روز‌های ایجاد شورا تا آخرین روزهای وفات‌شان در شورا بودند. حتی‌المقدور، تا زمانی‌که کابل تشریف داشتند، حضوری در اکثر جلسات شورا اشتراک می‌کردند، در مباحث سهم می‌گرفتند و منحیث عضو شورا نظریات موافق و مخالف خویش را داشتند. رهبریِ شورا هم ایشان را زیاد محبت و احترام می‌کردند. بعد از سقوط جمهوریت در اکثریت جلسات آنلاین شورا حضور داشتند و همکاری می‌کردند.

احمدی: درگذشت دکتر ساکایی برای شورای هزاره‌های اهل‌سنّت و مردم هزاره چه پیامدی دارد؟

مسکین کاوی: طوری‌که شما خود بهتر می‌دانید، هر آدمی در جای خودش مؤثریت دارد. وقتی‌که آن شخص یک آدم باسواد، دانشمند، آگاه و اهل درک و درد باشد، قطعاً نبودش تأثیرات منفی بالای هم‌فکرانش، خانواده، مردم و حتی یک کشور می‌گذارند. استاد ساکایی شخصیت صادق و وفادار به آنچه که می‌دانست، بود و آن‌چه می‌گفت از روی خرد و فهم‌شان بود. به‌عنوان یک شخصیت علمی و آکادمیک بسیار تأثیر بزرگ بین جامعه‌ی علمی هزاره داشتند. حتی می‌توانم بگویم می‌توانست نقطه‌ی اعتماد و اتکای هزاره‌های اهل‌سنّت و دوازده امامی باشد. نبود‌شان ضایعه‌ی بزرگی محسوب می‌شود. ای‌کاش چند مدتی دیگری زنده می‌بودند تا یک‌سری اهداف شورا تحقق می‌یافت. هزاره‌های اهل‌سنّت بیشتر به احیای هویت خویش می‌رسیدند و اتحاد بین هزاره‌گی بیشتر شکل می‌گرفت، اما راه و هدف استاد زنده است و ادامه دارد. هر آرمان و هدفی که روزی بتواند هزاره‌ها را متحد کند، من قطعاً باور دارم روح استاد شاد خواهد شد.

احمدی: شورا تاکنون چه تأثیری بر هزاره‌های اهل‌سنّت داشته است، از حیث هویت تاریخی، سیاسی و اجتماعی؟

مسکین کاوی: با ایجاد شورای سراسری هزاره‌های اهل‌سنّت تغیرات بزرگ و ارزش‌مندی در میان هزاره‌های اهل‌سنّت به وجود آمد. تا قبل از ایجاد شورا کمتر کسی اطلاعات دقیق از تاریخ گذشته و هویت خویش داشتند. اگر کسانی هم می‌دانست که ما هزاره هستیم؛ اما چون اطلاعات کامل از دیگر نقاط و محلات هزاره‌های اهل‌سنّت نداشتند، فکر می‌کردند تنها همین مجموعه‌ی کوچکی که آن‌ها هستند، هزاره‌ی اهل‌سنّت افغانستان هستند. اما با ایجاد شورا و حضور نخبگان از ولایات و مناطق مختلف، فعالیت‌های چشم‌گیرِ شورا باعث گردید این تکّه‌پارچه‌های پراگنده در افغانستان به هم پیوند بخورند و از همدیگر اطلاع حاصل نمایند. امروز هویت‌خواهیِ هزاره‌ی سنّی به یک گفتمان و موضوع جدّی در بین این مردم تبدیل شده است. در تمام سطوح، از دانشگاه تا بازار، همه در صدد پیدا‌کردن قومای خود هستند. حالا بعد از این همه فعالیت‌های شورا، همه‌ی مردم افغانستان و حتی مردمان جهان مخصوصاً آن‌هایی که به موضوع افغانستان توجّه دارند، می‌دانند که در افغانستان هزاره‌های اهل‌سنّت وجود دارد. این خود، تأثیرات جدّیِ سیاسی و اجتماعی است که به وجود آمده است.

احمدی: اُفق و آینده‌ی شورای هزاره‌های اهل‌سنّت چیست؟ مهم‌ترین چالش‌ها فراروی آن چیست؟

مسکین کاوی: رهبری شورا با تلاش‌های پیگیر و خستگی‌ناپذیرِ برای رسیدن به اهداف خویش ادامه می‌دهد و امیدوار هستیم که روزی بتوانیم بازیابی هویت را در میان هزاره‌های اهل‌سنّت به مرحله‌ای برسانیم که دیگر کسی از هویت خویش فرار نکند، وحدت و همبستگی هزاره‌ها به وجود آید و شاهد باشیم که روزی در افغانستان عدالت‌اجتماعی تأمین گردد، برابری و برادریِ واقعی شکل گیرد، تبعیض و ستم جای خویش را به شهروندباوری تغییر دهد و هیچ‌کس برای داشتن هویت، مذهب و غیره، مورد تبعیض قرار نگیرد.

به نظر من چالش جدّی پیش روی فعالیت‌های شورا مزاحمت و دست‌اندازی تکّه‌داران قومی در افغانستان خواهد بود. چون تکه‌داران قومی در افغانستان می‌دانند هر قدر مردم به آگاهی نزدیک شوند و حقوق خویش را در ابعاد مختلف بدانند، برای این تکه‌داران قومی کسی اعتماد نمی‌کند. این چالش تنها پیش روی شورا نیست؛ بلکه رهبران مذهبی و قومی از ایجاد و حرکت‌های روشنگرانه و حق‌خواهانه در افغانستان نگرانی دارند و به روش‌های مختلف نمی‌گذارند مردم به حق سرنوشت خویش برسند؛ اما من باور دارم ما از هر موانع خواهیم گذشت و از حق مردم خود دفاع خواهیم کرد.

احمدی: به‌عنوان آخرین سؤال: سقوط و وضعیت جدیدی که در کشور خلق شد، چه تأثیری بر  فعالیت‌های شورا داشته است؟ آیا دکتر ساکایی بر تداوم فعالیت شورا تأکید داشت؟

مسکین کاوی: بلی، سقوط جمهوریت و تغییر بزرگ سیاسی‌ای که در افغانستان به وجود آمد، بالای فعالیت‌های شورا تأثیرات منفی به وجود آورد. مثلاً شورا فعلاً در افغانستان به‌صورت رسمی نمی‌تواند فعالیت داشته باشد. دفتر مرکزیِ شورا بسته شد، نمایندگی‌های شورا در ولایات فعلاً به‌صورت علنی فعالیت نمی‌توانند؛ این خود مشکل جدّی برای شورا است. اما فعالیت‌های شورا برای آگاهی‌دهی مردم به‌صورت غیر‌رسمی و آنلاین ادامه دارد و در این راستا زیاد مشکل وجود ندارد.

بلی استاد ساکایی تا آخرین روز‌های حیات‌شان هم خود‌شان فعّال بودند و هم بر تداوم این هدف تأکید داشتند.

در مورد نویسنده

Avatar photo

محمد احمدی

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید