روایت “افتتاح نیمهتمام”
نویسنده: غلام اصغر عزیزی
سوم نوامبر، سالروز تلاش برای اعلام موجودیت «جنبش زنان افغانستان برای برابری» به رهبریِ ظریفه یعقوبی، نشانهی تلاقی دو نیروی متضاد در افغانستان است؛ تضاد سرکوب مطلق سیستماتیک طالبان و ارادهی سرسخت نسل جدید برای برابری و عدالت. اقدام طالبان در برهمزدن مراسم و بازداشتهای متعاقب آن در کابل، نهتنها یک رویداد امنیتی؛ بلکه نشانهای از هراس رژیم از سازماندهی مدنی، بهویژه در محوریت زنان بود. در چهارمین سالگرد این واقعه، مقاومت زنان به اصلیترین چالش داخلی و بزرگترین بحران مشروعیت بینالمللی برای حکومت طالبان تبدیل شده است.
حاکمیت طالبان، بهجای دولتداری، یک نظام تبعیض ساختاری و منظم را بر زنان اعمال کرده است که تحلیلگران آن را “آپارتاید جنسیتی” توصیف میکنند.
فرمانهای پیدرپی محدودیت طالبان، زنان را از تحصیل (بالاتر از صنف ششم)، اشتغال در نهادهای دولتی و غیردولتی، حق سفر بدون محرم و حتی حضور در فضاهای عمومی (پارکها، حمامها) حذف کرده است. این حذف، فراتر از محدودیت، یک استراتژی ایدئولوژیک برای محو کامل هویت اجتماعی زن است.
تجربهی تلخ بازداشت ظریفه یعقوبی و همکارانش، و گزارشهای متعدد از شکنجه، زندان و اعترافگیری اجباری از دیگر فعالان زن، نشان میدهند که طالبان مبارزات زنان را در حکم یک تهدید امنیتی درجه اول میبینند و با قهر و خشونت فزاینده به آن پاسخ میدهند.
روایت “افتتاح نیمهتمام” جنبش زنان افغانستان برای برابری در سال ۲۰۲۲، در حقیقت، سرآغاز یک مبارزهی شکستناپذیر بود. جنبشهای زنان، علیرغم نبود پشتوانهی مالی و حمایت سیاسی، در شرایط پنهانی توانسته است بهعنوان بزرگترین چالش و سدّراه تطبیق اهداف شوونیستی این گروه قرار گرفته و آهسته و پیوسته اهداف اساسیشان را دنبال مینمایند.
ظریفه یعقوبی، یکی از فعّالین حقوق زن و بنیانگذار جنبش زنان افغانستان برای برابری در صحبتی میگوید که: “طالبان با چهرههای خشن و وحشت بر افغانستان مسلّط شد، همهی آرزوها و خوشبختیهای مردم بهخصوص زنان افغانستان را به یغما برد، رفاه و آسایش را از مردم سلب کرد، با مردم، جوانان و زنان با شلاق و گلوله سخن گفت، تمامی تودهها و اقشار مختلف را به گروگان فکری گرفت و سالها تلاش مردم افغانستان در جهت تحقق رؤیاهاشان را به خاک سیاه مبدّل کرد.
کارآگاهان بر این باورند که: این گروه دشمنیِ عجیبی با زنان و دختران افغانستان روی دست گرفت، خواستند صدای زنان و فعّالین حقوق زن را با شلّاق و شکنجه و حبس و کشتن خاموش سازد، اما زنان مبارز با فعالیتهای منسجم و خطرپذیری زیاد، مانع تحقق اهداف ایدیولوژیک این گروه در سرکوب زنان گردید.
این فعال حقوق زن، از برنامهریزیها و قبولی خطرات افتتاح “جنبش زنان افغانستان برای برابری” در غرب کابل، تحت حاکمیت گروه طالبان به خبرگزاری جاده ابریشم میگوید که “روز موعود فرارسیده بود، ایستادگی در برابر چکمههای سرکوب در وجود زنان مبارز جوانه میزد. باور و احساس نسبت به آغازِ پیکار در برابر ستمپیشهگان زمان، عمیقتر و دقیقتر میشد. گرچند قبل از این نیز فعالیتها و برنامههای اعتراضی در خیابانهای کابل بهصورت گسترده توسط زنان مبارز و جنبشهای عدالتخواهی تحت عنوان “نان، کار، آزادی” برگزار میشد و اما بسنده نبود و برای تداوم و انسجام فعالیتهای زنان، نیاز به نهادها و چترهای زیادی احساس میگردید که برای افتتاح رسمی این جنبش، تصمیمها نهایی، عزمها جزم، گذار از توحّش و انحصار و محرومیت بهسوی آزادی و عدالتخواهی در وجود همهی اعضا و بنیانگذاران جنبش، متبلور بود و صدها خطر را بهجان خریده بودیم؛ اما در روز اعلام وجود این جنبش، طولی نکشید که نیروهای طالبان با چهرههای عبوس، خشمگین و لباسهای بلند وارد سالن شدند، خبرنگاران را بیرون کردند و تلاش کردند برنامه را متوقف سازند؛ ولی ما مقاومت کردیم، برنامه ادامه یافت و تصاویر و فیلمهای مراسم، شجاعانه برای جهان ارسال شد”.
در آن محفل گروه طالبان پس از اندکی مقاومتِ زنان، آنها را لتوکوب و تعدادی را بهشمول ظریفه یعقوبی بنیانگذار این جنبش، گرفتار و به حوزه منقل نمود.
ظریفه و تنِ چندی از همکارانش پس از این افتتاح، که ۴۰ روز زندان و شکنجه گروه طالبان را تحمل کرد، با ابراز امیدواری یادآور میشود که: “با وجود تمام این سختیها، و با اینکه افتتاحیه جنبش هرگز تکمیل نشد، اما فعالیت آن هیچگاه متوقف نگردید”.
فعالان زن با شجاعت و خطرپذیری، توانستهاند صدای خود را از داخل مرزها به جامعه بینالملل برسانند و موضوع زنان افغانستان را بهعنوان مسأله اصلی حقوق بشری حفظ کنند. این امر مانع از عادیسازی روابط جامعه جهانی با طالبان و به رسمیت شناخته شدن آنها شده است.
در پی سرکوب تظاهرات خیابانی، مبارزه به اشکال خلاقانه و پنهانی (آموزش زیرزمینی، شبکهسازی و مقاومت نرم در فضای مجازی) سوق داده شده است. این انعطافپذیری، توانایی طالبان برای خاموشکردن کامل صدای اعتراض را از بین برده است.
مبارزهی زنان مستقیماً مدعای ایدئولوژیک طالبان مبنی بر حکومت بر اساس “شریعت” را به چالش میکشد. این فعالان نه تنها خواستار حقوق انسانی؛ بلکه خواهان آزادی بیان، حق مشارکت سیاسی و حاکمیت بر سرنوشت خود هستند، حقوقی که اساس استبداد طالبانی را هدف قرار میدهد.
در فرآیند سخن، همانطور که چهارسال ایستادگی اثبات کرده است، هیچ تهدید، زندان، شکنجه یا تبعیدی نمیتواند ارادهی آگاه و سازمانیافته برای آزادی را خاموش کند. در مواجهه با یک رژیم زنستیز، مبارزه زنان افغانستان برای برابری، اکنون نه یک خواستهی اجتماعی؛ بلکه بزرگترین چالش استراتژیک در مسیر حاکمیت طالبان است.
این جنبش با قلبی پر از امید و اراده، نهتنها برای حقوق زنان افغانستان؛ بلکه برای آزادی و عدالت همه مردم کشور مبارزه میکند. حمایت مستمر جامعه جهانی از این جنبش، ضامن آیندهای است که در آن صدای بیصدایان، سرانجام پیروز خواهد شد.





نظر بدهید