جادهی ابریشم: برای زنان و دختران غور و برای عابده، که در هجوم بیامان خشم و خشونت، بر تارک وضع زمانه، در مقام سمبل بیپناهیِ زنان آتش گرفت و سوخت. پروندهی “خودکشی به مثابهی زبان” در کنار اینکه وضعیت تراژیکِ زنان در غور را به روایت گرفته، تلاش کرده است تا عابده از خاطرهی جمعی فراموش نگردد. کسی نتوانست در میان شعلههای آتش به داد او برسد؛ اما میتوان مرگ و سوختن او را چونان زبان عابده و همهی زنانی که اوج بیپناهی را تجربه میکنند، تفسیر و تکثیر کرد.
پروندهیِ “جادهیِ ابریشم” تکاپوی بیشههایی است که مرگ و سکوت را پنهان کرده است. این کوشش مقاومتی علیه صنعت مرگ زیر لوای حاکمیت طالبان، اما همانطور که آدورنو گفته بود: “بازتابِ رنج در هنر، همواره خطرِ زیباییپردازیِ رنج را دارد”؛ لاجرم باید روایت را همچون «سندِ جنایت» ارائه داد، نه “داستانِ غمانگیز”، جادهی ابریشم نیز، اسناد جنایت ارائه میکند».
نوت: نسخهی پی دی اف پرونده غور را از اینجا دانلود کنید.





نظر بدهید