اسلایدر • جامعه و سیاست • حقوق بشر • نسل‌کشی

فاجعه و فراموشی؛ یادی از قتل‌عام در مزارشریف

علی عدالت

۱۷ اسد سال ۱۳۷۷ خورشیدی، برای من و خانواده‌ام یک روز سیاه و هولناک است. در آن‌ روز کوچک‌ترین مامایم برای همیشه ناپدید شد. از آن روز تاکنون نه خبری از مرگ او داریم و نه از زنده ماندن‌اش. مامایم تقریبا ۲۰ ساله بود و سه روز قبل از سقوط شهر مزار شریف به دست طالبان، در قالب نیروهای حزب وحدت، به آن شهر رفته بود. مادرم زمانی‌که خبر شد مزارشریف به دست طالبان افتاده و کوچک‌ترین برادرش نیز در آن شهر بوده است، آرامش‌اش را به صورت کامل از دست داد. به یاد دارم که مادرم شب‌ها تا صبح گریه می‌کرد و در پناه ناله‌ها و گریه‌هایش، کوچک‌ترین برادرش را جستجو می‌نمود. اما برادرش هرگز برنگشت. مادرم سال‌ها منتظر است تا برادرش برگردد؛ اما تا به امروز او همچنان ناپدید است. غم و اندوه گم‌شدن برادر، مادرم را پیر کرد. در ظرف یک‌سال موهای سرش سفید شد و دچار مشکل قلبی گردید که تاکنون از آن رنج می‌برد. درد و رنج مادری که در کودکی رنج بی‌مادری و یتیمی را دیده بود، در جوانی سه فرزندش را از دست داده و در میان‌سالی نیز برادرش را از دست داد، برای کسانی قابل درک است که در افغانستان زندگی کرده باشد و شاهد این همه فجایع در زندگی‌اش باشد.

وقتی شهر مزار شریف سقوط کرد، طالبان دست به کشتار گسترده‌ی مردم، خصوصاً هزاره‌ها زدند. در گزارشی از دیده‌بان حقوق بشر که در سال ۱۹۹۸ میلادی نشر شده، آمده است که گروه طالبان در آن شهر بیشتر از دو هزار نفر، که عمدتاًغیرنظامی بودندّ را کشتند. در یک گزارش آسوشتیدپرس در این مورد نیز گفته شده است که در پنج ماه نخست، طالبان در شهر مزار شریف بیشتر از ۱۵هزار نفر از هزاره‌ها را کشتند که عمدتاً غیرنظامی بودند. برخی از رهبران حزب وحدت، آمار قربانیان شهر مزار شریف را بیش از از ۱۲هزار نفر گفتند. بیشتر قربانیان این کشتار را هزاره‌های غیرنظامی تشکیل می‌داد.

آمارها در این مورد ضد و نقیض است. اما قدر مسلم این‌ست که گروه طالبان در آن زمان در شهر مزارشریف دست به کشتار گسترده‌ی مردم زدند و هزاره‌ها اصلی‌ترین موضوع قتل‌عام و نسل‌کشی آن‌ها بودند. فرمان قتل‌عام هزاره‌ها در آن زمان توسط ملّا عبدالمنان نیازی، که والی طالبان در بلخ بود، صادر شد. نیازی به هزاره‌ها گفته بود یا سنّی شوند یا این‌که همه کشته می‌شوند، در نهایت هزاره‌ها به‌صورت گسترده کشته شدند. طالبان به هیچ‌کسی، حتا زنان و کودکان رحم نکردند و همه را از دم ‌تیغ گذراندند.

هزاران نفر در جریان جنگ توسط طالبان کشته شدند. در ۱۸ اسد همان سال، طالبان در شهر مزارشریف، تلاشی خانه‌به‌خانه را آغاز کردند. در جریان تلاشیِ خانه‌به‌خانه، هزاران نفر بازداشت شدند. در گزارش بی بی سی آمده بود که طالبان ۴ هزار و ۵۰۰ نفر را از مزارشریف بازداشت کردند و آنان را به شبرغان، هرات و قندهار منتقل کردند. در جریان انتقال، صدها زندانی در میان کانتنرها از بین رفتند.

در یک مورد گفته می‌شد طالبان هزاره‌ها را داخل کانتنر انداخته و بعداً کانتنر را تیر باران کردند. اجساد قربانیان، روزها در خیابان‌ها و شفاخانه‌ها باقی ماندند. طالبان اجازه نمی‌دادند مردم اجساد کشته‌شدگان را دفن خاک کنند. تعدادی از قربانیان نیز بعداً به‌صورت دسته‌جمعی دفن خاک شدند.

با گذشت ۲۷ سال از آن رویداد، هنوز هم هیچ یک از عاملان آن رویداد مورد بازپرس قرار نگرفته است. طالبان اکنون با همان پیشینه‌ی تاریک و خون‌بار در افغانستان حاکم است. هیچ‌کسی نمی‌تواند حتی از قتل و کشتار افراد ملکی توسط گروه طالبان در شهر مزار شریف، بامیان و یکه‌اولنگ یاد کنند. طالبان کوشش می‌کنند به تمام فجایع گذشته‌شان خاک بپاشند؛ اما ممکن نیست. هنوز هم نجات‌یافتگانِ نسل‌کشی و قتل‌عام مزارشریف زنده‌اند. خانواده‌های قربانیان، آن روزها را دقیق به یاد دارند و هرگز فراموش نخواهند کرد.

در طول ۲۰ سال حکومت آقای کرزی و اشرف غنی، به این مسایل پرداخته نشد. میلیون‌ها دالر در عرصه‌ی حقوق بشر مصرف شد و ده‌ها نهاد ملی و بین‌المللی در عرصه حقوق بشر در افغانستان فعالیت داشتند. حتی اداره‌ای با تشکیلات عریض و طویل به نام «کمسیون مستقل حقوق بشر» در افغانستان فعالیت داشت؛ اما در مورد قتل عام مزارشریف توسط طالبان هیچ کاری انجام نشد. حتی گزارشی مستندی که نشان دهد چه تعداد از مردم ملکی در آن شهر توسط طالبان کشته شدند، وجود ندارد. در‌حالی‌که زمینه و فرصت برای تحقیق در این زمینه وجود داشت و نهادهای حقوق بشری در این زمینه بودجه و امکانات وافر نیز در اختیار داشتند. در مورد قتل‌عام هزاره‌ها و قتل و کشتار افراد ملکی در شهر مزار شریف، فقط چند گزارش غیرمستند وجود دارد که به‌درستی نمی‌تواند تمام جوانب پنهان و ابعاد گسترده‌ی آن فاجعه بزرگ انسانی را بازگو کند. خاطرات بازماندگان آن نسل‌کشی و برخی از گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌ها نیز همه‌ی مسایل در این مورد را بازتاب نمی دهد.

میزان قتل و کشتار افراد ملکی و خصوصاً هزاره‌ها در شهر مزار شریف گسترده بود. بدون هیچ تردیدی هزاره‌ها به صورت هدف‌مند و مشخّص در آن زمان مورد نسل‌کشی قرار گرفتند. اما در کنار هزاره‌ها؛ تاجیک‌ها و ازبیک‌ها نیز به‌صورت گسترده قتل‌عام شدند. قتل‌عام‌شدگان عمدتاً غیرنظامی؛ به شمول زنان  وکودکان بودند. در کنار آن هزاران نظامی مربوط به حزب وحدت، جنبش ملی و جمعیت اسلامی نیز در شهر مزار شریف کشته شدند.

با گذشت ۲۷ سال از آن رویداد هولناک، نیاز است به ابعاد گسترده و پنهان آن پرداخته شود. نهادهای بین‌المللیِ مدافع حقوق بشر مکلف به راه‌اندازی یک تحقیق گسترده به منظور دریافت و بازتاب واقعیت‌ها در این مورد است. خانواده‌های قربانیان چشم به راه تأمین عدالت در این مورد است. اگر چنین چیزی ممکن نباشد، برای تاریخ ضرور است تا یک گزارش مفصل در مورد رویداد مزارشریف وجود داشته باشد تا نسل‌های آینده بدانند که چه تعداد از انسان‌های بی‌گناه، به جرم قومیت و مذهب مورد خشم و خشونت قرار گرفتند و چگونه به‌صورت فجیع قتل‌عام و نسل‌کشی شدند.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید