اسلایدر • تحقیقی • گزارشها

نسل‌‌زدایی فرهنگی؛ فشارهای طالبان بر هزاره‌ها برای تغییر مذهب

فرهاد فرهنگ

اعمال فشار و خشونت افسار‌گسیخته‌ی طالبان به هدف تغییر مذهب و هویت‌زدایی از هزاره‌ها در کشور به شیوه‌های مختلف انجام شده است. این اقدامات شامل روش‌های اجبار و سرکوب به هدف تحمیل مذهب حنفی، یکسان‌سازی و تخلیه‌ی فرهنگی از طریق نظام آموزشی، اعمال تبعیض قومی و مذهبی سیستماتیک، ممنوعیت نشر و پخش کتاب و آثار هنری، تخریب هویتِ فرهنگی و تغییر در شیوه‌ی زندگی، می‌باشد.

هدف طالبان از این سیاست، یک‌دست‌سازی مذهبی در کشور و نهادینه‌سازی فرهنگِ اطاعت بدون پرسش و ایدئولوژی جهادیسم، تروریسم و پشتونیسم است. طالبان می‌خواهند فرهنگ‌های متنوّع افغانستان را در کوره‌ی افراط‌گرایی و پشتونوالی با حرارت جهاد، خشونت و انتحاری ذوب کرده و از این طریق یک نسل سربه‌زیر، مطیع، جاهل و از جهان بی‌خبر که غرق در شوق جهاد و انتحار باشند، تقدیم کشور نماید.

بدون تردید تطبیق چنین هدفی، از یک سو فرصت‌های کشور و چندین نسل که سزاوار بهره‌مند‌شدن از زندگیِ مرفه و توسعه‌یافته درخور قرن بیست‌ویکم است را نابود می‌کند، از سوی دیگر پیامدهای وحشناکی را برای جهان مدرن و صلح و امنیت بین‌المللی به دنبال خواهد داشت.

مهم‌تر از همه، فشارهای طالبان بر هزاره‌ها برای تغییر مذهب و فرهنگ‌زدایی، از نظر حقوق بین‌الملل مصداق جنایت علیه بشریت و نسل‌کشی شناخته می‌شود. تخریب عناصر فرهنگی و هویت‌زدایی از یک گروه اجتماعی از نظر بسیاری از حقوق‌دانان معاصر به‌عنوان نسل‌کشی فرهنگی شناخته می‌شود که برخی‌ از مصداق‌های آن را می‌توان در کنوانسیون نسل‌کشی (۱۹۴۸) و اساس‌نامه‌ی دادگاه جنایی بین‌المللی رم (۱۹۹۸) به‌وضوح مشاهده کرد. بنابراین، اقدامات و سیاست‌های طالبان علیه هزاره‌ها را نمی‌توان فقط به مفهوم تغییر اجباری مذهب خلاصه کرد؛ بلکه این اقدامات را باید در یک چهارچوب و تعریف موسع از نسل‌کشی یا فرهنگ‌زدایی تحلیل و تبیین کرد.

نسل‌کشی فرهنگی

اساس‌نامه‌ی دادگاه جنایی بین‌المللی رم (۱۹۹۸)[۱]، جرایمِ نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت را در قلمرو صلاحیت قضایی خود قرار داده و مرتکبان آن را تحت پیگرد قرار می‌دهد. براساس ماده ۶، اساس‌نامه‌ی رم، نسل‌کشی عبارت از ارتکاب هر یک از اعمال ذیل به هدف نابود‌ساختن کل و یا بخشی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی است. این اعمال عبارت‌اند از: «الف) کشتن اعضای آن گروه؛ ب) وارد آوردن صدمه شدید جسمی یا روانی به اعضای آن گروه؛ ج) یک حرکت حساب‌شده‌ی عمدی، به منظور ایجاد شرایط دشوار زندگی برای یک گروه به قصد نابود‌ساختن کل و یا بخشی از آنان؛ د) تحمیل اقداماتی به قصد پیشگیری از زاد و ولد در میان آن گروه؛ هـ) انتقال اجباری کودکان آن گروه به گروهی دیگر».

به همین ترتیب، ماده ۷ اساسنامه‌ی رم، در تعریف «جنایت علیه بشریت» مقرر می‌دارد: جنایت علیه بشریت عبارت است از انجام هر یک از اعمال ذیل به‌عنوان بخشی از یک حمله علیه یک گروه غیرنظامی که به شکل گسترده یا سازمان یافته صورت بگیرد.

الف) قتل؛ ب) نابودسازی؛ ج) برده سازی؛ د) اخراج و یا انتقال اجباری جمعیت؛ هـ) محبوس‌ساختن یا دیگر اشکال محرومیت شدید از آزادی جسمی که نقض‌کننده‌ی مبادی اساسیِ حقوق بین‌الملل باشد؛ و) شکنجه؛ ز) تجاوز جنسی، برده کشی جنسی، فحشای اجباری، حاملگی اجباری، عقیم‌سازی اجباری، و یا هر نوع خشونت جنسی دیگر در همان سطح؛ ح) آزار و تعقیب یک گروه یا جمعیت مشخص، به دلایل سیاسی، نژادی، ملی، قومی، فرهنگی، مذهبی و جنسی؛ ط) ناپدید‌شدن اجباری افراد؛ ک) جنایت نژاد پرستی؛ ی) دیگر اعمال غیرانسانی با خصوصیاتی مشابه که به قصد وارد آوردن عمدی درد و رنج شدید یا آسیب رساندن جدی به بدن، یا سلامت جسمی یا روانی افراد، صورت گیرد.

امیر مهدی‌پور، وکیل دادگستری و مدافع حقوق بشر، در گفت‌وگویی با مجله‌ی حقوق ما (۱۴۰۳)[۲]، می‌گوید: «در کنوانسیون جلوگیری از نسل‌کشی و مجازات آن، نسل‌کُشی به سه نوع متمایز تقسیم شده است: فیزیکی، بیولوژیکی و فرهنگی». او معتقد است، با توجّه به تعریف نسل‌کشی و تعریف فرهنگ که به مجموعه‌ای از باورها، ارزش‌ها، رفتارها، هنرها، قوانین، آداب و رسوم اجتماعی، زبان و ادبیات یک گروه اجتماعی که از یک نسل به نسل دیگر منتقل می‌شود؛ می‌توان «نسل‌کشی فرهنگی» را چنین تعریف کرد: «نسل‌کشی فرهنگی به معنای تضعیف هدفمند و تخریب نهایی ارزش‌ها و شیوه‌های فرهنگی گروه‌های دیگر توسط یک دولت یا یک گروه غالب در یک جامعه است».

از نظر مهدی‌پور، اعمالی مانند اخراج اجباری یا سیستماتیک رهبران گروه‌های مذهبی، ممنوعیت زبان‌های قومی، از‌بین‌بردن و ممنوعیت انتشار کتاب‌ها و آثار هنری، تخریب آثار تاریخی و بناهای یادبود یک گروه یا اقلیت، از مصادیق نسل‌کشی فرهنگی به شمار می‌رود. علاوه براین، همگون‌سازی اجباری هم یکی از مصادیق نسل‌کشی فرهنگی است. یعنی یک گروه و یا اکثریت فرهنگی غالب که قدرت سیاسی دارد، اقلیت‌های مذهبی و قومی دیگری را مجبور به پذیرش مذهب، زبان، هویت اجتماعی، هنجارها و آداب و رسوم خود می‌کنند و قصد دارد تا سبک زندگی گروه خود را به سایر گروه‌ها تحمیل کند.

افزون بر موارد پیش‌گفته، انتقال اجباری کودکان به‌عنوان یکی از مصداق‌های نسل‌کشی در اساس‌نامه‌ی رم گنجانیده شده است. هرچند با انتقال اجباری کودکان از یک گروه به گروه دیگر، فرد یا افرادی از گروه به‌صورت فیزیکی از بین نمی‌روند؛ اما آن‌چه موجب توصیف این عمل به‌عنوان نسل‌زدایی شده است، همان یکسان‌سازی و تخلیه‌ی فرهنگی این کودکان می‌باشد. بنابراین، مرتکبان این عمل قصد دارند با آموزش فرهنگ خودی به کودکان گروه‌های دیگر، آنان را از یادگیری فرهنگ و سنت‌های مادری خود بازدارند تا به این ترتیب با محدود و مضیق کردن گستره آن فرهنگ، در درازمدت به هدف خود که نابودی آن گروه می‌باشد دست یابند.[۳]

طی نزدیک به پنج سال گذشته و همزمان با افزایش نیاز به توسعه و مدرنیسم، طالبان به هدف یک‌دست‌سازی و یک‌پارچه‌سازی کشور از نظر فرهنگی؛ زبان پشتو، مذهب حنفی و شیوه‌های زندگی خود را برای اقوام غیرپشتون و اقلیت‌های مذهبی به‌ویژه هزاره‌ها تحمیل کرده است. مهم‌ترین اقدامات طالبان علیه هزاره‌ها و شیعیان در افغانستان، که در آن می‌توان مصداق‌های نسل‌کشی فرهنگی یا فرهنگ‌زدایی را پیدا کرد عبارت‌اند از: ۱) اجبار و سرکوب به هدف تحمیل مذهب حنفی؛ ۲) یکسان‌سازی و تخلیه‌ی فرهنگی از طریق نظام آموزشی؛ ۳) اعمال تبعیض قومی و مذهبی سیستماتیک؛ ۴ ) ممنوعیت نشر و پخش کتاب و آثار هنری؛ و ۵) تخریب هویت فرهنگی و تغییر در شیوه زندگی. در زیر به تحلیل و توصیف مصداق‌های یادشده با توجه به گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری از وضعیت افغانستان و واقعیت‌های موجود در کشور می‌پردازیم.

۱ . اجبار و سرکوب به هدف تحمیل مذهب حنفی

نخستین شیوه طالبان برای وادار‌کردن هزاره‌ها و شیعیان برای تغییر‌دادن مذهب‌شان از شیعه به سنّیِ حنفی، استفاده از اجبار و سرکوب است. این گروه طی نزدیک به پنج سال در موارد مختلف و در ولایت‌های گوناگون با زور و خشونت اقدام به تغییر مذهب شیعیان کرده‌اند.

دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان[۴]، در یک گزارش خود گفته است که بین ۱۷ جنوری تا ۳ فبروری ۲۰۲۵، حداقل ۵۰ نفر از مردان جامعه‌ی اسماعیلی توسط مقام‌های محلی طالبان، در ولایت بدخشان، مجبور به تغییر مذهب و سنی شده‌اند. براساس این گزارش «این مردان شبانه از خانه‌های‌شان بیرون برده شدند و مورد بازجویی مذهبی قرار گرفتند. کسانی که در مورد تغییر مذهب خود مقاومت می‌کردند، توسط طالبان مورد حمله فیزیکی قرار گرفتند و تهدید به مرگ شدند».

کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی مذهبی بین‌المللی، نیز در گزارش سالانه خود (۲۰۲۵)[۵]، به موضوع وادارکردن جامعه اسماعیلیه‌ها به تغییر مذهب پرداخته است. براساس این گزارش طالبان «در ماه می [۲۰۲۴] ۱۵ نفر از اعضای مسلمانان شیعه اسماعیلی را تحت فشار قرار دادند تا به اسلام سنی روی آورند».

این فشارها برای تغییر مذهب درحالی از سوی مقام‌های محلی طالبان در بدخشان و سایر نقاط دور افتاده کشور اعمال می‌شود که مقام‌های بلندپایه‌ی این گروه طی نزدیک به پنج سال گذشته به صورت سیستماتیک بر علیه هزاره‌ها و شیعیان تبلیغ کرده است. در گزارش سالانه‌ی کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی‌ مذهبی بین‌المللی، در این مورد آمده است: «در جون، سرپرست وزارت تحصیلات عالی [طالبان]، موجودیت سایر جوامع مسلمان در کشور را انکار کرد و اظهار داشت که هر افغان از فقه سنی حنفی پیروی می‌کند».

اسلام جار، والی طالبان در هرات، نیز در کتاب خود «معتمد ما ترید من معتقد ماترید» در مورد شیعیان آورده است: «تشیّع عبارت از گروه قبرپرستان تکفیری هستند که در محبت اهل‌بیت و کینه توزی با صحابه غلو و افراط می‌کنند». همچنین، عبدالحکیم حقانی، قاضی القضات طالبان در کتاب خود «الامارۀ الاسلامیۀ و نظامها» پیروی جز از مذهب حنفی را ذلت دانسته است. علاوه براین، وزارت امر به معروف و نهی از منکر طالبان از مجراهای رسمی ارشاد و هدایت به صورت سیستماتیک سعی دارد که پیروان اهل تشیع را به تغییر مذهب وادار کند.

در نتیجه این تکفیر و تبلیغات منفی، هزاره‌ها و به‌ویژه علمای شیعه‌مذهب در معرض موج از کشتار‌های هدفمند از سوی گروه‌های افراطی و بازداشت‌های پی‌درپی از سوی طالبان قرار گرفتند. در زیر به چند نمونه‌ای از این کشتارها و بازداشت‌ها در هرات اشاره می‌شود:

عید‌محمد اعتمادی، یکی از عالمان دینی هزاره در ۳۰ میزان ۱۴۰۲، در روستای خاشرود ولسوالی انجیل هرات، از نزدیک خانه‌اش نخست توسط افراد مسلح ناشناس ربوده شده و سپس کشته شد.

دو عالم دینی هزاره به نام‌های رجب‌علی اخلاقی و خادم‌حسین هدایتی، در ۲ قوس ۱۴۰۲، توسط افراد مسلح موتور سایکل سوار در شهرک جبرئیل هرات تیرباران شدند.

هشت روز پس از ترور اخلاقی و هدایتی، در ۱۰ قوس ۱۴۰۲، مهاجمان مسلح ناشناس، شش هزاره دیگر به شمول دو عالم دین به نام‌های محمدمحسن حامدی و محمدتقی صادقی را در منطقه کوره ملی مربوط شهرک جبرئیل هرات تیرباران کردند.

به همین ترتیب، شش نمازگزار هزاره به شمول یک عالم دین به نام شیخ عظیم جاوید و یک قاری قرآن به نام علی‌جان رضایی، در ۱۰ ثور ۱۴۰۳، پس از ادای نماز شام در مسجد امام زمان شهرک محمدیه ولسوالی گذره ولایت هرات توسط افراد مسلح موتورسایکل سوار مورد حمله قرار گرفتند و کشته شدند.

همچنین، یک تن از جوانان هزاره بنام حبیب در ۲۱ سرطان ۱۴۰۳، توسط نیروهای طالبان به خاطر اعتراض بر محدودیت‌های این گروه برای مراسم عاشورا در محله‌ی سیدآباد جبرئیل کشته شد.

در تازه‌ترین مورد، در ۲۱ حمل ۱۴۰۵، در حدود ۳۵ نفر از هزاره‌ها و شیعیان در ولسوالی انجیل ولایت هرات توسط تروریست‌ها کشته و زخمی شدند. به‌گفته‌ی منابع محلی، چهار مرد مسلح که لباس سفید امربه‌معروف و نهی از منکر طالبان را به تن داشتند، نخست مردان را از زنان جدا کرده، دست‌های‌شان را بستند و موبایل‌های‌شان را گرفتند. سپس مردان دست بسته را به رگبار بستند. زنان و کودکان حاضر در این صحنه از وحشت اقدام به فرار می‌کنند که آنان نیز مورد هدف قرار می‌گیرند. بیشتر قربانیان هزاره‌ها و شیعه‌های بودند که از شهر هرات و ولسوالی انجیل برای تفریح و زیارت به روستای ده‌میری رفته بودند.

علاوه بر کشتار هدفمند علمای شیعه توسط گروه‌های افراطی سنّی‌مذهب، طالبان به‌صورت سیستماتیک و پیوسته علمای شیعه را تحت نظارت قرار داده و به‌صورت خودسرانه بازداشت و شکنجه می‌کنند. علمای شیعه که طی دو سال اخیر توسط طالبان بازداشت شده‌اند، شامل خداداد احسانی، نماینده آیت‌الله محقق کابلی، محمد آقا روحانی، مسئول مدرسه صادقیه، اکبری مسئول دارالقرآن آل یاسین و حسین عظیمی هستند.

۲ . یکسان‌سازی و تخلیه‌ی فرهنگی از طریق نظام آموزش رسمی (معارف و تحصیلات عالی)

طالبان با سوء استفاده از نظام آموزش رسمی، برنامه‌های گسترده‌ای را برای یکسان‌سازی و تخلیه فرهنگی در افغانستان روی دست گرفته است. این برنامه‌ها شامل ایجاد مدارس دینی سنی در مناطق شیعه‌نشین، وادار‌کردن خانواده‌های شیعه برای فرستادن کودکان‌شان در این مدارس و آموزش عقاید و مناسک مذهب سنی به این کودکان می‌شود.

براساس گزارش سرمنشی ملل متحد به شورای امنیت (۲۰۲۶)[۶]، طالبان به‌صورت مستمر اقدام به ساخت و ساز مدارس دینی به‌ویژه در ولایت‌های شیعه‌نشین کرده است. در جریان دوره‌ی سه ماهه‌ی گزارش دهی، «طالبان ۹ مدرسه‌ی دینی را در ولایت‌های غزنی، وردگ، پکتیا، دایکندی و فراه راجستر و افتتاح کردند. در این دوره در حدود ۱۵ محفل فراغت را در ولایت‌های بدخشان، بلخ، بادغیس، غزنی، سمنگان، فراه، لوگر، پکتیکا، وردگ، کابل و زابل برگزار کردند که در آن ۱۵۶۰ مرد و ۴۱۳ زن فارغ شدند. از این مجموع ۷۰۹ مرد از مدارس جهادی فارغ شده بودند». هرچند ایجاد مدارس با سرعتِ در‌حال‌رشد در مناطق سنی‌نشین نیز یک پدیده‌ی غیرمعمول است و نگرانی‌های جدّی را برای مردم در مورد افزایش بنیادگرایی و گروه‌های جهادی به وجود آورده است؛ با این‌حال ایجاد مدارس سنی حنفی و آموزش بنیادگرایی مذهبی در ولایت‌ها و ولسوالی‌های شیعه‌نشین یک پدیده جدید است. هدف اصلی طالبان از ایجاد مدارس سنی در مناطق شیعه‌نشین آموزش کودکان خانواده‌های شیعه برای تغییر مذهب است. آنان می‌خواهند که کودکان هزاره و شیعه را از عقاید و باورهای مادری‌شان تخلیه کرده و به جایش ذهن آنان را پر از باورها و اعتقادات مذهب سنی حنفی نمایند.

براساس گزارش یوناما در مورد وضعیت حقوق بشر در افغانستان (۲۰۲۵) ، طالبان کودکان خانواده‌های شیعه‌مذهب اسماعیلی در ولایت بدخشان را وادار به یادگیر تعلمیات مذهب سنّی کرده‌اند. در گزارش آمده است که: « بین ۱۷ جنوری تا ۳ فبروری، در ولایت بدخشان، طالبان چندین مدرسه مذهبی در مناطق اسماعیلی در بدخشان ایجاد کرده و کودکان خانواده‌های اسماعیلی مذهب را وادار می‌کنند که فرزندان خود را برای دریافت آموزش‌های مذهب سنی ثبت نام کنند».

نهاد حقوق بشری رواداری[۷]، نیز سال گذشته تحقیقی را در مورد «وضعیت شیعیان اسماعیلی» در افغانستان منتشر کرد. این گزارش که به ابعاد مختلف وضعیت شیعیان اسماعیلی در افغانستان پرداخته است، در مورد آموزش اجباری به نقل از یکی از مصاحبه شوندگان خود می‌نویسد: «طالبان در مراکز ولسوالی‌های اسماعیلی‌نشین در ولایت بدخشان مدارس دینی ایجاد نموده و روستاها را برای حضور اجباری کودکان سهمیه‌بندی کرده‌اند. آن‌ها کودکان اسماعیلی را به این مدارس می‌برند و برای‌شان فقه حنفی را تدریس می‌کنند. هم‌چنین، برای هر مسجد امام تعیین نموده و در داخل این مساجد صنف‌های تدریس فقه حنفی راه‌اندازی کرده‌اند. امامانی که این صنف‌ها را پیش می‌برند، به‌صورت ماهوار از سوی طالبان معاش دریافت می‌کنند».

براساس این تحقیق، یک طالب در پیام صوتی به اداره‌ی امر به معروف و نهی از منکر طالبان در بدخشان گفته است که: «اسماعیلیان کافر هستند و باید مسلمان شوند. ما در ایجاد مدارس با مشکل مواجه هستیم، تمام توان ما ایجاد یک مدرسه بوده است. اگر شما همکاری و امکانات فراهم کنید، ما می‌توانیم مدارس بیشتری ایجاد کنیم و افراد بیشتری از پیروان این مذهب را مسلمان سازیم».

علاوه بر آموزش اجباری کودکان شیعه در مدارس سنی، طالبان رویکرد تغییر مذهب از طریق آموزش اجباری در دانشگاه‌ها را نیز اعمال می‌کند. طالبان دانشجویان شیعه در دانشگاه‌ها را به شیوه‌های مختلف تحت فشار قرار می‌دهند که تعلیمات مذهب سنی را یاد بگیرند و فرایض دینی خود را مطابق مذهب سنی حنفی به جا آورند. کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی مذهبی بین‌المللی ( ۲۰۲۵)، در گزارش سالانه خود دریافته است که: «طالبان تلاش‌های خود را برای سانسور باورهای مذهبی که با تفسیر آن‌ها از شریعت اسلامی متفاوت است، گسترش داده‌ و نظام آموزش افغانستان را برای مطابقت با ایدئولوژی خود بازسازی کردند».

یکی از دانشجویان در دانشگاه بامیان با ارسال یک پیام صوتی به رسانه افغانستان انترنشنل[۸] گفته است: طالبان دانشجویان در خوابگاه دانشگاه بامیان را تحت فشار قرار داده‌اند تا مذهب خود را تغییر دهند و مطابق احکام مذهب اهل‌‌سنّت نماز بخوانند. او می‌گوید این سخت‌گیری‌ها در حالی اعمال می‌شود که بخش عمده‌ی دانشجویان این دانشگاه را پیروان مذهب شیعه تشکیل می‌دهند. این دانشجو می‌گوید: «طالبان در دانشگاه بامیان تغییرات زیادی آورده‌اند. در لیلیه بیشتر از ۹۰ فیصد بچه‌های شیعه است که فعلاً مجبور می‌شوند که نماز را به پنج وقت ادا کنند، پشت آن‌ها جماعت کنند، و گپ مهم دیگر این‌که بعد از هر نماز سخنرانی می‌کند که الله را چطوری خوشحال کنیم. مثلاً می‌گویند که الله را با شهادت خوشحال کنیم. این چیزها بعد از چند مدت روی مفکوره ما تأثیر می‌کند و همچنان اگر کسی بدون ریش و کلاه و این چیزها که اصلاً در ساحه‌ی پوهنتون باشد مجازات شدید دارد. همچنین از ما تعهد گرفته که مذهب سنّی را بپذیریم و همچنان باید قبول کنیم و پنج وقت نماز ادا کنیم و نباید طبق مذهب و رسوم خود در پوهنتون و بیرون از آن رفتار کنیم».

گرفتن تعهّد از دانشجویان برای پذیرش و پیروی از مذهب سنی حنفی، ابزار فشار جدیدی است که همزمان با آغاز سال آموزشی ۱۴۰۵، به دانشجویان شیعه مذهب در دانشگاه‌ها تحمیل می‌شود. وزارت تحصیلات عالی طالبان، در آغاز سمستر جدید به همه‌ی دانشجویان تعهدنامه توزیع کرده و از آنان به صورت کتبی تعهد و امضا گرفته است که با رهبر طالبان بیعت می‌کند، لباس مورد نظر طالبان را می‌پوشد، ریش خود را اصلاح نمی‌کند و مذهب حنفی را می‌پذیرد. در بند ششم این تعهدنامه آمده است که: «با توجه بر این‌که مردم افغانستان پیرو مذهب اهل‌سنّت والجماعت در مذهب امام صاحب اعظم ابوحنیفه (رح) هستند، طبق خواست نظام، من نیز تابع مذهب مذکور می‌باشم و اطاعت می‌کنم». این بند حقوق مذهبی دانشجویان متعلق به سایر مذاهب از جمله شیعه دوازده امامی و اسماعیلیه که درصد قابل ملاحظه از محصلان در دانشگاه‌های دولتی را تشکیل می‌دهد نادیده می‌گیرد.

کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی‌ِ مذهبی بین‌المللی، گفته است که طالبان سیاست‌های آموزش اجباری مذهبی و بنیادگرایانه خود را با استفاده از اجبار در دانشگاه‌ها و مدراس عملی می‌کنند. این گزارش از قول وزیر تحصیلات عالی طالبان در سال ۲۰۲۴ نوشته است که: «زیر‌سوال‌بردن سیاست‌های طالبان عملی قابل مجازات است». با توجه به این تهدیدها همه‌ی دانشجویان به شمول دانشجویان شیعه مذهب در افغانستان مجبور به پذیرفتن دستورات و آموزش اجباری طالبان است.

۳ . اعمال تبعیض قومی و مذهبی سیستماتیک

طالبان با محروم نگه‌داشتن هزاره‌ها از مشارکت در فعالیت‌های سیاسی، نهادهای حکومتی و خدمات دولتی، آن‌ها را تحت فشار قرار می‌دهند که مذهب خود را تغییر دهند. این سیاست به شیوه‌های مختلف از جمله محرومیت از گماشته‌شدن در معاونیت‌های رئیس‌الوزرا، وزارت‌خانه‌ها، والیِ ولایت‌ها، فرمانده قول اردوها و همچنین به‌عنوان قاضی از دادستان کل الی محاکم استیناف و ابتدائیه را شامل می‌شود.

طالبان در برخی موارد حتی اعتقاد به مذهب حنفی را شرط اصلی انتخاب در ادارات دولتی از جمله وزارت امربه معروف و نهی از منکر تعیین کرده‌اند. براساس جریده شماره (۱۴۸۳) که به‌تازگی به توشیح رهبر طالبان رسیده و توسط وزارت عدلیه[۹] این گروه به نشر رسیده، آمده است که: «مبلّغ باید مسلمان و حنفی‌مذهب باشد». پیش از این نیز طالبان برای تعیین قاضی‌ها و سایر کارمندان دولتی، شرط مذهب حنفی را ذکر کرده‌اند. این گروه هرچند در استخدام بست‌های اداری هنوز اعتقاد به مذهب حنفی را به‌صورت رسمی اعلان نکرده است؛ اما به‌صورت ضمنی و در عمل این شرط را تطبیق می‌کنند. زیرا تا کنون هیچ فردی شیعه مذهب در موقعیت‌های بلند دولتی تعیین نشده است.

کارمندان شیعه مذهب و افراد دارای تحصیلات عالی آن هرچند در حکومت طالبان هرگز شانس دست‌یابی به موقعیت‌های بلند دولتی را نمی‌یابند. با این‌وضع، حتی کارمندان برحال شیعه‌مذهب در بست‌های پایین‌رتبه‌ی اداری در مناطق اکثریت شیعه و هزاره‌نشین نیز وادار می‌شوند که خلاف اعتقادات مذهبی خود عمل کنند و مذهب حنفی را بپذیرند.

یک باشنده‌ی ولسوالی لعل‌وسرجنگل ولایت غور، که یک منطقه‌ی کاملاً هزاره و شیعه‌نشین است، به جاده ابریشم می‌گوید: «مقام‌های محلی طالبان در ولسوالی لعل‌وسرجنگل استادان دارالمعلمین و همچنین استادان لیسه زراعت را تحت فشار قرار می‌دهند که مذهب خود را تغییر دهند و سنّی شوند».‌‌ به‌گفته‌ی باشندگان این ولسوالی، طالبان در سخنرانی‌های رسمی خود به استادان، شاگردان و سایر مردم می‌گویند که مذهب شیعه درست نیست و شما گمراه هستید. آنان باورها و مراسم مذهبی شیعیان را مورد تمسخر و استهزا قرار می‌دهند و به آنان به‌صورت علنی می‌گویند که مذهب تشیّع را ترک و به مذهب حنفی روی بیاورید.

دکتر حفیظ شریعتی سحر، پژوهشگر ادبیات و فرهنگ هزاره‌ها، در صفحه فسبوک خود (۸ ثور، ۱۴۰۵)[۱۰] نوشته است که یکی از دانشجویان شیعه در افغانستان در مقطع فوق لیسانس در امتحان پذیرفته شده بود؛ اما دانشگاه نام او را ثبت نمی‌کند. او به نقل از این دانشجو نوشته است: «وقتی شکایت کردم و چندبار به مسئولان مراجعه کردم، یکی از آنان گفت که از ملای دانشگاه، نامه بیاورد که سنّی شده است». آقای سحر نوشته است این دانشجو بعد از شنیدن این درخواست ناامید می‌شود و ترک تحصیل می‌کند.

در تازه‌ترین مورد، روزنامه‌ی هشت صبح،[۱۱] از قتل یک کارمند اسماعیلیه در وزارت داخله طالبان به دلیل «تبعیض مذهبی» خبر دادند. فرید نصرت، که در وزارت داخله طالبان کارمند بود، در ۱۰ ثور سال روان، در دفتر کارش به قتل رسیده است. این رسانه‌ گفته است که فرید احمد، باشنده‌ی اصلی ولسوالی شغنان ولایت بدخشان بود و در نتیجه حساسیت‌های مذهبی و قومی از سوی طالبان به قتل رسیده است.

در یک مورد جدید دیگر، عصمت‌الله امیری از باشندگان دایکندی که همراه پدر مریض خود در شفاخانه ۳۵۰ بستر «عینو مینه» قندهار برای تداوی مراجعه کرده بوده، از تبعیض داکتران شکایت می‌کند. او در ۱۰ ثور، ۱۴۰۵، پیامی به صفحه‌ی اجتماعی فسبوک[۱۲] خود گذاشت و گفت: «۱۱ روز قبل پدرم در دایکندی زمین خورد و دستش از بازو شکست. او را با هزار امید و نگرانی به شفاخانه عینو مینه‌ی قندهار آوردم. حالا یک هفته است که در بستر شفاخانه افتاده؛ پیرمردی که شب و روز از شدّت درد خواب ندارد و فقط با آه و سکوت روزهایش را می‌گذراند». او می‌گوید سرانجام بعد از یک هفته به پدرش نوبت عملیات رسید اما با وجود شش ساعت انتظار ماندن مریض در اتاق عملیات او را بدون جراحی از آنجا بیرون کردند. امیری می‌گوید داکتران نزدیک به ده مریض دیگر را که نوبت‌شان بعد از پدرش بودند، عملیات کردند اما پدرش را به دلیل هزاره‌‌بودن جراحی و تداوی نکردند.

۴ . ممنوعیت نشر و پخش کتاب و آثار هنری

براساس گزارش سرمنشی ملل متحد به شورای امنیت (۲۰۲۵)[۱۳]، مقام‌های طالبان در ماه سپتامبر، بررسی‌های گسترده‌ای را در مورد منابع درسی نظام آموزش افغانستان انجام دادند. در نتیجه این بررسی‌ها، ۵۱ موضوع از جمله: «ارزش‌های مدنی، حقوق بشر، اسلام شیعه و ارجاعات به نهادهای بین‌المللی، از برنامه‌های درسی مکاتب کشور از صنف اول الی دوازدهم حذف شدند». علاوه براین، ۱۸ مضمون از جمله موضوعات مرتبط با مذهب شیعه از نصاب آموزش عالی افغانستان حذف گردید.

مطابق به گزارش سرمنشی ملل متحد (۲۷ فبروری ۲۰۲۶)، وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان در ماه نوامبر (۲۰۲۵) به نویسندگان، ناشران و صاحبان کتاب‌فروشی‌ها دستور داده است که پیش از نشر آثار و کتاب، پیش‌نویس آن با کمیسیون ارزیابی این وزارت شریک شود. محتوایی که با قوانین طالبان مطابقت نداشته باشد، ویرایش می‌شود. این وزارت به کتاب‌فروشی‌ها دستور داده است که کتاب‌های ممنوعه به شمول کتاب‌های مذهب شیعه را نفروشند. طالبان همچنین نشر تصاویر موجودات زنده را ممنوع کرده‌اند. براساس گزارش یوناما، این محدودیت با شدت‌های مختلف حداقل در ۲۵ ولایت کشور اعمال شده است.

کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی مذهبی بین‌المللی نیز در گزارش سالانه (مارچ ۲۰۲۵)، دریافته است که: «وزارت تحصیلات عالی طالبان سال ۲۰۲۴، یک کمیته‌ای را برای بررسی و حذف کتاب‌هایی که با تفسیر آنان از فقه اسلامی حنفی مغایرت داشتند، را ایجاد و پس از مدتی تدریس صدها عنوان کتاب از جمله کتاب‌های مرتبط با دموکراسی، نظام‌های سیاسی و حقوق زنان را ممنوع اعلان کردند». علاوه براین، طالبان هزاران عنوان کتاب را از کتاب‌فروشی‌ها و انتشارات کابل به دلیل تناقض با نظام طالبان و اسلام جمع‌آوری و ضبط کردند. معاون وزیر اطلاعات و فرهنگ طالبان این اقدامات را به‌عنوان جلوگیری از گسترش ایدئولوژی‌های مضر توجیه کرد.

همچنین یوناما در گزارش خود تحت عنوان «وضعیت حقوق بشر در افغانستان»[۱۴] که یک دوره‌ی سه‌ماهه از (اکتوبر تا دسمبر ۲۰۲۳) را تحت پوشش قرار می‌دهد آورده است: «در ۱۴ دسامبر وزارت تحصیلات عالی طالبان، طی مکتوبی به همه‌ی دانشگاه‌ها و مؤسسات تحصیلات عالی دستور داد که همه کتاب‌های خلاف فقه مذهب حنفی را از کتاب‌خانه‌های خود بردارند. این کتاب‌ها شامل کتاب‌های مربوط به عقاید شیعه، احزاب سیاسی و سایر کتاب‌های مربوط به دولت پیشین می‌شد.

۵ . تخریب هویت فرهنگی و تغییر در شیوه‌ی زندگی

تخریب هویت فرهنگی و تغییر در سبک و شیوه‌ی زندگی مردم افغانستان به‌ویژه هزاره‌ها، یکی از اهداف اصلی حاکمیت طالبان در دوره‌ی اول و دوم را تشکیل می‌دهد. این گروه در دوره‌ی اول (۱۹۹۶- ۲۰۰۱) خود تندیس‌های بودا در بامیان که نماد از شکوه و هویت فرهنگی هزاره‌ها به شمار می‌رود را تخریب کردند. پس از تسلّط مجدد در سال ۲۰۲۱، نیز این گروه اقدامات مختلفی را جهت تخریب نمادهای فرهنگی هزاره‌ها از جمله تخریب تندیس‌های شهید عبدالعلی مزاری در بامیان و کابل، تغییر نام‌های جاده‌ها و سایر اماکن عمومی که به احترام بزرگان هزاره‌ نام‌گذاری شده بود و همچنین تخریب مساجد و قبرستان‌های آنان، روی دست گرفتند.

علاوه براین، طالبان طی نزدیک به پنج سال گذشته، محدودیت‌ها و ممنوعیت‌های گسترده‌ای را برای جلوگیری از برگزاری محافل فرهنگی، تجلیل از نمادهای تاریخی و باستانی و همچنین رسم‌ورواج‌های مذهبی، فرهنگی و اجتماعی هزاره‌ها و شیعیان وضع کرده است. موسیقی، نواختن دمبوره، سرودن و خواندن شعر، تجلیل از جشن‌های باستانی مانند نوروز و یلدا، دوختن و پوشیدن لباس‌های محلی خاص هزارگی و یادبود از مراسم‌های مذهبی اصلی ترین ویژگی‌های فرهنگ هزارگی را تشکیل می‌دهد. بااین‌حال، طالبان طی بیش از چهار سال گذشته این عناصر و مولفه‌های فرهنگی هزاره‌ها را هدف قرار داده و برای از‌بین‌بردن آن اقدامات مختلفی را انجام داده است.

طالبان نواختن و شنیدن موسیقی، تجلیل از نوروز و شب یلدا را به‌طور قطع ممنوع کرده‌اند. آنان همچنین برای برگزاری مراسم‌های مذهبی شیعیان محدودیت‌های زیادی از جمله در ایام سوگواری دهه‌ی محرم، شب قدر و غیره وضع کرده‌اند. این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها تأثیرات و پیامدهای ویرانگری برای فرهنگ جامعه هزاره و شیعه در پی خواهد داشت. در صورت که این وضعیت ادامه یابد، نسل‌های بعدی بسیاری از عناصر و مولفه‌های فرهنگی از جمله موسیقی، تجلیل از نوروز، لباس‌های محلی هزارگی و برگزاری مراسم‌های مذهبی خود را فراموش خواهند کرد.

کمیسیون ایالات متحده در امور آزادی مذهبی بین‌المللی، در گزارش سالانه‌ی (مارچ ۲۰۲۵) خود، دریافته است که: «مقامات طالبان در طول سال [۲۰۲۴] زنان هزاره را به اتهام “بدحجابی” دستگیر کردند و در دوران بازداشت، آن‌ها را مورد آزارواذیت، شکنجه و خشونت قرار دادند». زنان و دختران هزاره یک نوع پوشش خاص، که ویژگی فرهنگی آنان است، را دارند. آنان لباس و چادرهای دست‌دوزی شده و مزین با نقش و آثار هنری را می‌پوشند، اما طالبان به این نوع پوشش برچسب بدحجابی می‌زنند و در تلاش از‌بین‌بردن آثار فرهنگی هزاره‌ها هستند. این گروه در سال‌های اخیر زنان و دختران را به بهانه‌ی عدم رعایت حجاب از دشت برچی غرب کابل به‌صورت خودسرانه بازداشت و مورد آزارواذیت قرار می‌دهند تا آنان از پوشیدن لباس‌های سنتی و فرهنگی خود دست بکشند.

افزون براین، براساس گزارش سالانه‌ی دیدبان حقوق بشر (۲۰۲۶)[۱۵]، وزارت امربه‌معروف و نهی از منکر طالبان، مقررات‌های بیشتر به هدف محدودکردن آزادی بیان برای زنان و دختران وضع کرده است. این مقررات زنان را از آوازخواندن و حتی تلاوت قرآن در مکان‌های عمومی منع می‌کند. در گزارش سالانه‌ی دیدبان حقوق بشر آمده است کسانی‌که از این دستور سرپیچی کند، مورد سوء استفاده و بازداشت‌های خودسرانه قرار می‌گیرند.

در این گزارش همچنین به محدودیت‌های طالبان در گشت‌وگذار زنان و دختران در افغانستان پرداخته شده است. در گزارش آمده است که «مقام‌های طالبان محدودیت‌های بیشتری را بر گشت‌وگذار آزادانه زنان و دسترسی به فضاهای عمومی، وضع کرده است. قوانین طالبان، مقررات سخت‌گیرانه‌ای را در مورد نحوه‌ی پوشش به زنان و دختران تحمیل کرده است».

به همین ترتیب، طالبان محدودیت‌های گسترده‌ای را درباره‌ی گردهمایی‌های فرهنگی و مذهبی هزاره‌ها وضع کرده است. این محدودیت‌ها شامل ممنوعیت برگزاری مراسم محرم، شب‌های قدر، نماز عید و شب‌زنده‌داری و ختم قرآن سر قبر مرده می‌شود. دیدبان حقوق بشر، در گزارش سالانه خود (۲۰۲۶)، به سیاست‌های طالبان در قبال این محدودیت‌ها اشاره کرده است. در این گزارش آمده است که: «مقام های محلی طالبان در بامیان، مانع گردهمایی‌های مذهبی هزاره‌ها می‌شوند و کتاب‌های مذهبی آنان را ممنوع کرده است». علاوه بر گردهمایی‌های مذهبی، برگزاری برنامه‌های فرهنگی دنبوره و موسیقی نیز ممنوع بوده و تخطی از آن پیگرد جزایی دارد.

به‌طور خلاصه، طالبان طی نزدیک به پنج سال گذشته، اقدامات متنوع و گسترده‌ای را به هدف نسل‌کشی فرهنگی بر جامعه‌ی هزاره و شیعیان در افغانستان اِعمال کرده است. شماری از این اقدامات از جمله: اجبار و سرکوب به هدف تحمیل مذهب حنفی، یکسان‌سازی و تخلیه‌ی فرهنگی از طریق نظام آموزشی، اعمال تبعیض قومی و مذهبی سیستماتیکپ، ممنوعیت نشر و پخش کتاب و آثار هنری، تخریب هویت فرهنگی و تغییر در شیوه‌ی زندگی، طبق معیارهای بین‌المللی و در چهارچوب اساس‌نامه‌ی رم، از جمله مصداق‌های نسل‌کشی و جنایت علیه بشریت محسوب می‌شود.

منابع:

[۱] – International Criminal Court. (1998). Rome Statute of the International Criminal Court. https://www.icc-cpi.int/

[۲] –  مجله حقوق ما. (۱۴۰۳، ۱۱ ثور). نسل کشی و مصادیق آن در ایران. مجله حقوق ما، ۲۱۸٫

[۳]  – حبیبی مجنده، م، و روستایی، ع. (۱۳۹۳). «بررسی نسل‌زدایی فرهنگی در حقوق بین‌الملل با تأکید بر قضیه فلسطین». حقوق تطبیقی، ۱۰، ۲، (۶۷- ۸۴).

[۴] – UNAMA & UNHRC. (2025). Update on the human rights situation in Afghanistan: January-March 2025. United Nations.

[۵] – U.S. Commission on International Religious Freedom. (2025). Annual report 2025.

[۶] – United Nations Secretary-General. (2026, February 27). The situation in Afghanistan and its implications for international peace and security. UN General Assembly & Security Council.

[۷]  – نهاد رواداری. (۲۰۲۵، دسامبر). وضعیت حقوق بشری شیعیان اسماعیلی در افغانستان. گزارش ویژه.

[۸] – https://www.facebook.com/watch/?v=1328871885829916

[۹] – https://moj.gov.af/dr/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86-%

[۱۰] – https://www.facebook.com/100001336000120/posts/26684139687880536/?app=fbl

[۱۱] – https://8am.media/eng/aliban-employee-killed-religious-discrimination-office/

[۱۲] – https://www.facebook.com/reel/1662911518170329/?app=fbl

[۱۳] – United Nations Secretary-General. (2025, December 3). The situation in Afghanistan and its implications for international peace and security. UN General Assembly & Security Council.

[۱۴] – UNAMA. (2023). Update on the human rights situation in Afghanistan: October-December 2023. United Nations.

[۱۵] – Human Rights Watch. (2026). World report 2026: Events of 2025. https://www.hrw.org/

 

 

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید