نویسنده: عارف پژواک
نظام آموزش عالی افغانستان در حال تجربهی یک پاکسازی ایدئولوژیک و بیسابقه قرار دارد. حذف ۱۸ رشتهی تحصیلیِ مرتبط با اندیشههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگیِ مدرن و ممنوعیتِ تدریسِ نزدیک به ۷۰۰ عنوان کتاب از نصاب تحصیلات عالی کشور، آموزش عالیِ افغانستان را به سمت تضعیف و نهایتاً محو علوم انسانی، طبیعی و همهی رشتههای مرتبط با دانش، فناوری و انتقادی مدرن سوق میدهد. فاجعهبارتر از این، جایگزینیِ رشتههای تحصیلی مدرن و پویا با دروس مذهبی سنتی و افراطی است. این تغییرات، جایگاه و کیفیت آموزش عالی افغانستان را از سطح دانشگاههای درحالرشد، به اعماق جهل و خرافات سقوط خواهد داد. بنابراین؛ دستکاریهای طالبان در نظام آموزشی و تحصیلات عالی کشور، نه یک اصلاحِ مطابق با شرایط روز و اقتضائات بازارکار، بلکه یک بازسازی ایدئولوژیک با هدف ایجاد نسل همسو با خوانش خاص و بستهی این گروه متحجّر از اسلام است که آیندهی علمی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی افغانستان را به مخاطره میاندازد.
بخش اول: سیاستهای بنیادگرانهی طالبان در مورد آموزش
وزارت تحصیلات عالی طالبان، دستکم دو دستورالعمل برای دانشگاهای دولتی و خصوصی افغانستان صادر کرده است. براساس این دستورالعملها، یک تعداد از مضامین اساسی و واحدهای درسی از نصاب تحصیلات عالی کشور حذف و محدودیتهای بیسابقهای در تدریس کتابها و منابع درسی اعمال شده است. نسخههای از دو دستورالعمل طالبان که در تاریخ ۲۵ و ۲۶ سنبله ۱۴۰۱، توسط وزارت تحصیلات عالی این گروه نشر شده، نشان میدهد که تدریس ۱۸ مضمون درسی و ۶۷۹ عنوان کتاب درسی در دانشگاههای افغانستان ممنوع شده است.
- حذف رشتههای تحصیلی مدرن
وزارت تحصیلات عالی طالبان در یک اقدام بیپیشینه، ۱۸ مضمون کلیدی را از نصاب تحصیلات عالی افغانستان حذف کرده است. این مضمونها عبارتاند از: حقوق اساسی افغانستان، جنبشها و جریانهای سیاسیِ اسلامی، حکومتداری خوب، نظامهای انتخاباتی، نظام سیاسی افغانستان، جامعه شناسیسیاسی افغانستان، برنامه و توسعه، حقوق بشر و دموکراسی، تحلیل قانون اساسی افغانستان، جهانیشدن و توسعه، تاریخ ادیان، جامعهشناسیِ زنان، فلسفهی اخلاق، آزارواذیت جنسی، تنوّع استخدام برابر جندر، رهبری گروههای کوچک، ارتباطات جندر و نقش زنان در ارتباطات عامه. این مضمونها یا واحدهای حذفشده از نصاب تحصیلات عالی طالبان را میتوان به چند دسته از مضمونهای حقوقی، سیاسی، فلسفی، زنان و جریانهای اجتماعی و مدنی تقسیم کرد.
حقوقی: مضمونهای حقوقی شامل حقوق اساسی افغانستان، تحلیل قانون اساسی افغانستان و حقوق بشر و دموکراسی میشود. در جهان توسعهیافتهی کنونی دسترسی به دانش حقوقی، که در واقع تعیینکنندهی روابط فرد با جامعه، حکومت و همه تشکّلهای انسانی و حقوقی دیگر است، یک نیاز اساسی شهروندان به شمار میرود. حذف این رشتههای اساسی، بهتدریج شکاف دانش حقوقی دانشجویان و جامعه را وسیعتر و عمیقتر میسازد. عدم آگاهی مردم به دانش حقوقی باعث میشود که آنان نسبت به حقوق اساسی، حقوق بشر و حقِّ داشتنِ یک قانون اساسیِ مدرن، معلومات و درک لازم را نداشته باشند. بنابراین؛ غافلنگهداشتن مردم از حقوق اساسی آنان و تبلیغ گستردهی افکار بستهبندیشده توسط طالبان پیش از پیش جامعه و بهویژه جوانان را برای اهداف رادیکال رژیم طالبان آماده میسازد.
سیاسی: واحدهای حذفشدهی سیاسی شامل مضمونهای نظام سیاسی افغانستان، نظامهای انتخاباتی، حکومتداری خوب، توسعه، جهانیشدن و دموکراسی است. این مضامین درحالی از نصاب تحصیلات عالی افغانستان حذف میشود که در جهان مدرن، مشارکت سیاسی بهعنوان یک حق اساسی شهروندان به رسمیت شناخته شده است. میزان مشارکت سیاسی در یک کشور ارتباط مستقیم با مشروعیت و محبوبیت نظام سیاسی برای مردم دارد.
هدف طالبان از حذف مضمونهای سیاسی کاملاً واضح است: این گروه مخالف هرگونه فعالیت سیاسی و مشارکت سیاسی شهروندان در افغانستان است. به عبارت دیگر، طالبان برای شهروندان و نهادهای مدنی حقِّ فعالیت سیاسی و حتی اجازهی اعتراض و شکایت علیه تصمیمها و سیاستهای خود را نمیدهد. چنین رویکردی نسبت به حکومتداری، با هیچکدام از نظامهای سیاسی امروزی شباهت ندارد. نظامهای سیاسی یا دولتهای مدرن براساس قرارداد اجتماعی که در قالب قانون اساسی تبلور یافته است، اداره میشود. حکومت یا نهادهای اداری براساس رضایت مردم، نخست از طریق قانون اساسی و ثانیا از طریق انتخابات صلاحیت و قدرت را به عهده میگیرد. حکومتها حیثیت نهادهای ارائه خدمات برای مردم را دارند نه اعمال سلطه برای شهروندان. بدین جهت، دولتها باید براساس قانون و رضایت مردم ایجاد گردد و استمرار یابد.
زنان: واحدهای حذفشدهی مرتبط با زنان شامل مضمونهای؛ جامعهشناسیِ زنان، ارتباطات جنسیتی، نقش زنان در ارتباطات عامه، تنوع استخدام و برابری جنسیتی، آزارواذیت جنسی و جنسیّت و توسعه است. حذف چنین مضمونهای از نصاب آموزشی و تحصیلات عالی افغانستان، آشکارا بیانگر تبعیض سیستماتیک و نادیدهگرفتن حقوق زنان توسط رژیم سرکوبگر طالبان است. طالبان علاوه براینکه، حکومت و نهادهای اداری را از حضور زنان پاکسازی کرده است، حتی نمیخواهد نام آنان در لایههای صفحات کتابها و حقوق آنان موضوع بحث کلاسهای درسی در دانشگاهها باشد. مضمونهای حذفشده نقش اساسی در بهرسمیتشناسی حقوق زنان و افزایش سطح آگاهیِ جامعه نسبت به رعایت و پاسداری از چنین حقوقی دارد. بنابراین، طالبان نمیخواهند زنان و مردم از حقوق زنان آگاهی داشته باشند، تا زنان مانند سایر شهروندان جامعه ادعای برای مشارکت در سیاست و حکومتداری و همچنین برخورداری از امتیازهای آن نداشته باشند.
جریان های اجتماعی و مدنی: مضمونهای مرتبط با جریانهای اجتماعی و مدنیِ مدرن شامل واحدهای مانند جنبشها و جریانهای سیاسی اسلامی، رهبری گروههای کوچک و جامعه شناسی سیاسی افغانستان است. طالبان با توجه به خوانش رادیکال و بدون توجه به معیارهای پذیرفتهشده از اسلام، خود را تنها گروه برحق اسلامی میپندارد که صلاحیت سلطه و حکومت بر مسلمانان را دارد. بنابراین، طالبان از مطالعه و تدریس جنبشهای اسلامیِ رقیب، که نهایتاً عدم مشروعیت حکومت آنان را افشا میکند، هراس دارند.
فلسفی: واحدهای فلسفی حذفشده شامل مضمونهای فلسفهی اخلاق و تاریخ ادیان است. گروه طالبان بهصورت مشخص از هرگونه تفسیر عقلانی، معیاری و موشکافانه از دین، حکومتداری و واقعیتهای زندگی هراس دارند. به صورت قطع طالبان این واقعیت را درک کردهاند که هرگونه بررسی عقلانی، موشکافانه و منطقی از دین و پدیدههای اجتماعی باعث افشای حقیقت و براندازی نظام فکری و سیاسی آنان میشود. مطالعه و تدریس مضمونهای فلسفی مانند فلسفهی اخلاق به ارزیابی و بررسی رفتارها و سیاستهای طالبان براساس معیارهای فلسفی میانجامد که در نتیجه جنبههای غیراخلاقی آن را آشکار میسازد. به همین دلیل، طالبان تلاش میکند با حذف رشتههای فلسفی، جلو هرگونه محکزدهشدن با ابزارهای عقلانی، شفاف و پذیرفته شده را، بگیرد.
- حذف کتابهای درسی مدرن
براساس مکتوبی از سوی طالبان ۶۷۹، عنوان کتابهای درسی دانشگاهی از نصاب تحصیلی وزارت تحصیلات عالی حذف شده است. بیشتر این کتابها توسط متخصصان و استادان مسلکی در حکومت پیشین بهعنوان منابع درسی در نصاب تحصیلی وزارت تحصیلات عالی شامل شده بود. بخش دیگر از این کتابها توسط استادان و دانشگاهها بهعنوان منابع درسی برای استادان و دانشجویان معرفی شده بود که در طول سمسترها تدریس میشد. طالبان گفته است که این کتابها از سوی دانشگاههای دولتی کابل، علوم طبیی کابل، تعلیم و تربیهی کابل، پول تخنیک کابل، هرات، جوزجان، بلخ، ننگرهار، قندهار، شیخ زاید، پکتیا، البیرونی، دانشگاه بینالمللی اسلامیِ افغان و آکادمی علوم به کمیتههای بررسی نصاب تحصیلی این گروه معرفی شده است. هیئت بررسی طالبان از میان منابع معرفی شده ۶۷۹ عنوان کتاب آن را مخالف شریعت و سیاست خود تشخیص داده و به دانشگاههای مذکور دستور داده است که تدریس آن را متوقف کنند.
براساس مکتوب شماره (۹۵۵)، وزارت تحصیلات عالی طالبان، که به تاریخ ۴ سنبله ۱۴۰۴ به نشر رسیده است، کمیتههای بررسی نصاب متشکّل از علمای مذهبی و استادان رشتههای شرعیات بوده است.
در مکتوب مذکور آمده است: «کمیتههای مسلکی متشکّل از علمای کرام و استادان رشتههای شرعیات و ثقافت اسلامی طی چندین دور به منظور ملاحظه و بررسی کتب و مواد درسی نهادهای تحصیلی کشور دایر گردید تا کتب و مواد درسی پوهنتونهای کشور را از لحاظ عقیدوی، فکری، مذهبی، پالیسی، کلتوری، و محتوای علمی مورد ملاحظه و بررسی قرار دهند».
این مکتوب افزوده است: «با درنظرداشت موارد فوق الذکرریال تااکنون یک تعداد کتب و مواد درسی پوهنتونها از طریق کمیتههای مسلکی توسط علمای کرام و استادان دعوتشده در تفاهم با استادان رشتههای مربوطه مورد ملاحظه و بررسی قرار گرفته است، که منجمله به تعداد ۶۷۹ عنوان کتب و مواد درسی از جانب علمای کرام و استادان یاد شده رد گردیده است».
این مکتوب که با امضای «شیخ الحدیث ضیاء الرحمن الاریوبی» معین علمیِ وزارت تحصیلات عالی طالبان به دانشگاههای کشور ارسال شده است، از آنان خواسته شده که در تطبیق این دستورالعمل همکاری کنند. در مکتوب آمده است: «انتظار میرود مسئولین محترم پوهنتونها، لیست ارسالی را از طریق خویش با پوهنځیها و دیپارتمنتهای مربوطهشان شریک نموده به استادان و مسئولین دیپارتمنتها تفهیم نمایند تا کتب بدیل آن را، که با اصول شرعی و پالیسی نظام در تضاد نباشد، عجالتاً الی تعیین کتب بدیل از طریق کمیتهها در برنامههای مربوطه استفاده نمایند».
کمیتههای بررسی نصابهای آموزشی و تحصیلات عالی طالبان، چنانکه در بالا ذکری از آن رفت، متشکّل از افراد متخصص، کارشناس و محقق نبوده است؛ بلکه فقط چند مولوی و استاد رشتهی شرعیاتاند که هیچگونه آگاهی، تخصص و دانشی در مورد نیازهای بازار کار و ضرورت کشور به نیروی انسانی ماهر را ندارند. درحالیکه اعضای این کمیتهها باید متشکّل از متخصصان، کارشناسان، محققان، کارآفرینان و کارفرمایان، که دانش و تخصص لازم در مورد رشتههای مورد نیاز با توجه به نیازهای بازارکار و توسعهای، انکشافی، نهادهای حکومتی، نهادهای خصوصی، شرکتها و کمپنیهای تجاری داشته باشند، میبود. اما در کمیتههای بازنگری نصاب تحصیلی طالبان به چنین نیازی اصلاً توجه نشده است. هدف طالبان از بازنگری نصاب تحصیلی، هماهنگساختن منابع تحصیلی با ایدئولوژی خودشان است. به همین دلیل، اعضای این کمیتهها توسط رهبر طالبان انتخاب شده و بیشتر آنان در تحجّر و افراطگرایی از نوابغ زمان خود هستند. آنان با درنظرداشت منافع ایدئولوژیک، سیاسی و قومی خود، هر کتاب یا متنی را که در تضاد با ایدئولوژی طالبان و خردهفرهنگ پشتون یافتند، از نصاب تحصیلی حذف کردند. بنابراین، کتابهای که به زبان فارسی نوشته شده، ناشران ایرانی چاپ کرده و محتویات آن مملو از واژهها و مفاهیم مرتبط با زنان، دموکراسی و حقوق بشر هستند، بهصورت هدفمند از نصاب تحصیلی طالبان حذف میشود.
پیش از این نیز وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان یک لیست طولانی از کتابهای فلسفی، سیاسی، اجتماعی و حتی دینی شماری از فیلسوفان، دانشمندان و نویسندگان را منتشر کرده بود. بعضی از این کتابها متعلق به نویسندگان پرآوازه مانند یووال نوح حراری و عبدالکریم سروش بودند و شماری دیگر به نویسندگان کشور مانند بصیر احمد دولت آبادی، جعفر مهدوی و سایر سیاستمداران افغانستان تعلق داشت. وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان با همکاری نیروهای استخبارات این گروه، در چند مرحله به کتابفروشیها و انبارهای ناشران کتاب در کابل و ولایتها یورش بردند و کتابهای ممنوعشده را جمعآوری و ضبط کردند.
بخش دوم: تحلیل انگیزه و ایدئولوژی اقدامات طالبان
- بنیاد گرایی: طالبان از تفکر انتقادی و هرگونه دانشی که مبانیِ فکریِ این گروه را به چالش بکشد، ترس دارد و مانع ترویج و گسترش آن میشود. این گروه طی چهار سال گذشت، بهصورت سیستماتیک محدودیتها و ممنوعیتهایی را در نظام آموزشی و تحصیلات عالی افغانستان اعمال کرده است. این اقدامات باعث تضعیف آزادی بیان، تفکر انتقادی و گسترش اندیشههای مدرن شده و برعکس افکار و ایدئولوژی بستهبندی شده، افراطی و مذهبی طالبان را ترویج میکند.
براساس یک گزارش که یونیسف و یونسکو در ۸ اکتوبر ۲۰۲۵ (۱۶ میزان ۱۴۰۴)، بهصورت مشترک در مورد وضعیت آموزش و پرورش در افغانستان منتشر کرده است؛ مضمونهای علوم دینی بهصورت چشمگیری در مکاتب و دانشگاههای افغانستان افزایش یافته است. یافتههای گزارش نشان میدهند که در سال ۲۰۲۵، یک سلسله از مکتوبها و فرمانهای رسمی توسط طالبان صادر شده است که به مکاتب دستور میدهد تا ساعتهای درسی مضمونهای آموزش زبان و علوم اجتماعی را کاهش داده و به جای آن علوم دینی را جایگزین کنند.
در گزارش یونیسف آمده است: «براساس نصاب آموزشی جدید، مضمونهای اسلامی در حدود نیم از ساعتهای درسی را تشکیل میدهد. در مکتبهای دولتی این به معنای این است که زمان بیشتر به تعلیمات اسلامی اختصاص داده شود».
در نصاب تحصیلی دانشگاههای افغانستان نیز تغییرات مشابهی اعمال شده است. یافتههای گزارش یونیسف و یونسکو نشان میدهند که: «تغییرات در نصاب تحصیلات عالی در سال ۲۰۲۵، باعث حذف صدها عنوان کتاب درسی و ۱۸ مضمون به شمول حقوق بشر، علوم سیاسی و برابری جنسیتی نگرانیها دربارهی آزادی آکادمیک و مرتبط با دانشگاه را افزایش داده است».
مکتوب شماره ۹۵۵، وزارت تحصیلات عالی طالبان منتشره ۴ سنبله، ۱۴۰۴، تدریس ۶۷۹ عنوان کتاب را در همه دانشگاههای افغانستان ممنوع کرده است. این مکتوب از دانشگاههای دولتی و خصوصی کشور خواسته است که کتابهای شرعی و اسلامی را جایگزین تدریس کتابهای حذف شده نمایند.
پس از حاکمیت طالبان در ۲۴ اسد ۱۴۰۱، و تغییرات که در پالیسیهای آموزشی و تحصیلات عالی افغانستان به وجود آمد، کیفیت آموزش و مشارکت دانشجویان در دانشگاهها به صورت قابل ملاحظهای کاهش یافته است. براساس گزارش یونیسف و یونسکو: «آموزش عالی، تغییرات اساسی را از جمله کاهش ورودی دختران از ۲۷ درصد در سال ۲۰۱۹ به صفر در سال ۲۰۲۴، را متحمل شده است. حضور پسران نیز در این دوره کاهش چشمگیر؛ یعنی در حدود ۴۰ درصد داشته است».
از جانب دیگر، طالبان تلاش دارند نصاب تحصیلات عالی کشور را کاملاً اسلامی بسازد. ترکیب اعضای کمیتههای بازنگری نصاب تحصیلات عالی متشکل از مولویها و استادان شرعیات دانشگاه کابل، بیانگر همین موضوع است. عدم حضور استادان، کارشناسان و متخصصان برای نیاز سنجی بازارکار و نیازهای انکشافی، نشاندهنده نادیدهگرفتن اهمیت رشتههای علمی مدرن و ضرورت توسعهی ملّی میباشد. افغانستان بهعنوان یک کشور عقبمانده نیاز شدید به رشتههای تحصیلی دارد که برای توسعه و انکشاف آن لازم است.
برعکس، طالبان با افزایش مضمونهای مذهبی، دانشگاههای افغانستان را تا سطح یک مدرسهی دینی تقلیل دادهاند. امیری (اسم مستعار)، دانشجوی رشتهی اقتصاد در دانشگاه کابل به جاده ابریشم میگوید: «ما در این سمستر مجموعاً ۸ مضمون داریم که دو مضمون آن عقاید اسلامی و تجوید دینی است.» او میافزاید «به دلیل افزایش مضامین اسلامی ما چیزی از رشته اقتصاد یاد نمیگیریم. دانشگاه و استادان فقط به مضامین اسلامی اهمیت میدهد و روی مضامین دیگر زیاد توجه نمیکند».
- فارسیستیزی و قومگرایی: طالبان بهصورت آشکار سیاستهایی را در پیش گرفتند که به مرور باعث تضعیف و حذف زبان فارسی و دستآوردهای علمی و فرهنگی اقوام غیرپشتون در افغانستان میشود. حذف آثار فارسی ایرانی، تضعیف دستآوردهای علمی و تعلیق دانشگاههای هزارهها بخشی از این پروژه به شمار میرود.
شمار زیاد از کتابهای ممنوعشده چاپ ناشران ایرانی از جمله انتشارات دانشگاه تهران، انتشارات سمت، نشر نی، میزان، قدس، قومس، جامعهشناسان، امیرکبیر، وزارت آموزش و پرورش ایران، وزارت امور خارجه ایران، صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر ناشران ایرانی است. در میان لیست منتشرشده، نام یک تعداد ناشران خارجی دیگر از جمله بنیاد آسیا، یواسآیدی و برخی از انتشارات کشورهای عربی نیز به چشم میخورد. طالبان این سیاست فارسیستیزانه را در حالی در پیش گرفته است که منابع نظام تحصیلات عالی و اکثر دانشگاههای افغانستان متکی به زبان فارسی است. اکثریت منابع علمی به زبان فارسی ترجمه شده است و با ممنوعیت تدریس کتابهای فارسی، اختلال شدید در پیداکردن و جایگزینی منابع جدید برای دانشگاههای افغانستان به وجود خواهد آمد. زیرا در افغانستان فرهنگ و مسلک ترجمه خیلی رشد نکرده و استادان دانشگاهها در حال حاضر قادر نیستند منابع درسی و دستآوردهای علمی جدید را به زبان فارسی دری یا پشتو برگردان نمایند. بنابراین، اقدامات فارسیستیزانه طالبان نهتنها آسیبهای جدّی را بر نظام تحصیلات عالی افغانستان وارد میکند، بلکه نشاندهندهی یک نوع تبعیض و دشمنی آشکار با زبان فارسی، که زبان اصلی اکثریت باشندگان این سرزمین میباشد، نیز است.
علاوه بر سیاست فارسیستیزی، طالبان اقدامات سیستماتیک مشخص برای حذف و بهحاشیهراندن فرهنگ، دستآوردها و مراکز علمی اقوام غیرپشتون بهویژه هزارهها را روی دست گرفته است. این اقدامات بهصورت مشخّص به هدف حذف هزارهها از عرصههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و به ویژه فرهنگی انجام شده است. در بخش فرهنگی و علمی، رژیم طالبان طی چهار سال گذشته نخست، مضمونهای مرتبط با مذهب تشیّع را از نصاب آموزشی و تحصیلی مکاتب و دانشگاههای افغانستان حذف کرد. دوم، تعداد زیاد از استادان هزاره را از دانشگاههای افغانستان از جمله دانشگاههای کابل، بغلان، بلخ و بامیان اخراج کردند. سرانجام، طالبان اقدامات سیستماتیک و هدفمندی را برای تحتفشارقراردادن و در نتیجه تعلیق فعالیت دانشگاههای کشور بهویژه هزارهها انجام دادهاند. براساس یک نامهی منتشرشده با امضای ندامحمد ندیم، وزیر تحصیلات عالی طالبان، این گروه فعالیت چهار دانشگاه خصوصی به شمول دانشگاههای قلم، استقامت، دنیا و ابنسینا را به حالت تعلیق درآوردهاند. براساس این نامه، «ریاست تحقیق و ارزیابی امور علمی و کمیته موظف تأیید میکند که دانشگاههای مذکور برای یک سال تعلیق شود». این نامه افزوده است «اگر در جریان یک سال شرایط را پوره نکنند، جوازهای فعالیت آنها لغو شود».
یک منبع، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، در مورد احتمال تعلیق دانشگاه ابن سینا (شعبه مرکزی کابل) به جاده ابریشم میگوید: «تعلیق دانشگاه ابنسینا انگیزهی سیاسی دارد. طالبان دانشگاه ابنسینا را تحت فشار قرار میدهد تا مالکیت آن را از ادارهی هزارهها خارج کرده و به یک خریدار پشتون یا تاجیک واگذار نماید». دانشگاه ابنسینا یکی از معتبرترین دانشگاههای افغانستان است که طی بیش از یک دهه فعالیت خود، دستآوردهای علمی قابلتوجّهی را کسب کرده است. این دانشگاه خوشنام، علاوه بر دورهی لیسانس، هرساله دانشجویان زیادی را از مقطع ماستری فارغ میکند. بیشتر دانشجویان دورهی ماستری دانشگاه ابنسینا، استادان دانشگاهها و کارمندان دولتی هستند. این دانشگاه حتی طی چهار سال حاکمیت طالبان، مراحل ارزیابی «تضمین کیفیت و اعتباردهی» خود را به شکل موفقانه سپری کرده است. بااینحال، طالبان تصمیم به تعلیق دانشگاه ابنسینا گرفته است.
یک منبع دیگر نیز، که نخواست نامش در گزارش ذکر شود، به جاده ابریشم گفت: «طالبان شعبهی برچی دانشگاه کاتب را تعطیل کرده است. اکنون در شعبهی برچی دانشگاه کاتب فقط کورس زبان انگلیسی فعال است. طالبان به دانشگاه کاتب گفته است که هر دانشگاه در یک ولایت فقط اجازهی فعالیتِ یک شاخه را دارد». این محدودیتها برای دانشگاههای ابنسینا و کاتب را فقط میتوان با انگیزه یا هدف سیاسی تفسیر کرد. زیرا هیچ بهانهی غیرسیاسی دیگر، بهرغم دستآوردها و موفقیتهای علمی دانشگاههای مذکور، وجود ندارد.
- تبعیض سیستماتیک علیه زنان: یکی از اصول اساسی سیاست طالبان در مخالفت با زنان و بهویژه حضور و مشارکت آنان در صحنههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی طراحی شده است. این ویژگی را اگر نتوان بهعنوان هسته یا دال مرکزیِ گفتمان سیاسی طالبان فرض کرد، بدون تردید یکی از عناصر اصلی آن است. در واقع سیاستهای طالبان با اعمال تبعیض، حذف، محرومیت از حقوق انسانی و ناپدیدسازی زنان از همه عرصههای زندگی اجتماعی، شناخته میشود.
این گروه طی چهار سال گذشته زنان را از صحنههای سیاسی، اداری، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی بهصورت سیستماتیک ناپدید کرده است. طالبان با صدور فرمانهای متعدد حق فعالیت سیاسی، اجتماعی، کار، سفر، تفریح، ورزش و آموزش را از زنان گرفته است. براساس این فرمانها زنان اجازه کار در بیرون از خانه و آموزش بالاتر از صنف ششم را ندارند.
در تازهترین مورد طالبان حق هرگونه فعالیت فرهنگی از جمله نوشتن کتاب و تولید آثار علمی و پژوهشی از زنان را نیز گرفته است. زنان، علاوه براینکه حق ندارند در محضر عام حرف بزنند و صدای آنان عورت شمرده میشود، آنان حق ندارند کتاب بنویسند؛ زیرا آثارشان از نصاب درسی دانشگاهها حذف شده است. از جمله ۶۷۹ عنوان کتاب حذفشده توسط کمیتههای بررسی نصاب تحصیلی طالبان، دستکم ۱۴۰ عنوان کتاب آن مربوط به زنان است.
اضافه براین، گفته میشود که طالبان در یک حکم جداگانه به همهی دانشگاههای افغانستان دستور داده است که تدریس کلیهی آثار و کتابهای که نویسندهی آن زنان هستند، ممنوع میباشد. همچنین تدریس همهی مضمونهای که دربارهی زنان و یا مرتبط با زنان هستند در دانشگاههای افغانستان ممنوع است. این مضمونها عبارتانداز: نقش زنان در ارتباطات عامه، ارتباطات جنسی، آزارواذیت جنسی، جامعهشناسی زنان، حقوق بشر و دموکراسی، جنس و توسعه و تنوّع استخدام برابر جنسی.
پیشازاین، طالبان استادان زن را بهصورت سیستماتیک از دانشگاههای افغانستان اخراج کرده و عملاً استخدام زنان در بستهای استادی متوقف شده است. یافتههای گزارش یونیسف و یونسکو نشان میدهد که سیاستهای آموزشی طالبان باعث کاهش چشمگیر استادان زن در دانشگاههای دولتی و خصوصی افغانستان شده است. در گزارش یونیسف و یونسکو آمده است: «تعداد استادان زن در دانشگاههای افغانستان ۷۰ درصد کاهش یافته است». با توجّه به محدودیتها و پالیسیهای وضعشده از سوی طالبان، از جمله نوع پوشش خاص، عدم اختلاط زنان و مردان، اشتراک و حضور در نماز جماعت، کلاسهای مذهبی و عدم انتقاد از سیاستهای این گروه، زنان قادر نیستند که در دانشگاهها به تدریس ادامه دهند.





نظر بدهید