حافظ
از معلمی که صحبت میشود، بسیاری از مردم یکراست از جایگاه معنوی آنان میگویند. «معلمی مقدس است، معلمی عشق است، ملعمان وارثان پیامبراناند» و دیگر تعریف و تمجیدهای معنوی از این قبیل در وصف معلمین بسیاراند. همهی اینها بر جایگاه معنوی معلم متمرکز است، اما اگر به خانه و زندگی معلمین نگاه کنیم، به درآمد و سطح رفاه آنان نگاه کنیم، وضعیت آنان چطور است؟ آیا این وارثان پیامبر، که زندگی عینی آنان فراموش شده است، نانی برای خوردن دارند؟
بسیاری از مردم انتظار دارند که در کودکستان و مکتب و دانشگاه، یعنی در زیر دست معلم، بچههایشان چیزی یاد بگیرند. از کلاس معلم، بچههای خامشان مردان پخته بیرون شوند و فردا اگر نه وضعیت کشور و جامعه را، دستکم اوضاع خانواده را تغییر بدهند. مردم انتظار دارند که بچههایشان در کلاسهای معلم یاد بگیرند که فردا چطور یک خانواده را نان بدهند و یک کشور فقیر را به رفاه و دارایی برسانند.
اما در کنار آن امیدهای درخشان، آیا در حال حاضر کسی از روزگار خانواده و بچههای گرسنهی معلمین خبر دارند؟ طالبان معاش آنان را کم کرده و مردم کرایهی خانه را بالا بردهاند. طالبان معاش را با تاخیر حواله میکنند و صاحبان خانهها کرایه را اولِ ماه میخواهند. بچههای معلمین هزینهی رفتن به مکتب ندارند و مردم متوقع است که بچههایشان از کلاس معلمین، نخبه بیرون شوند.
همین چند روز پیش مناسبتی به نام «روز معلم» بود. در روز معلم از معلمین به خوبی و بزرگی یاد میکنند. در شبکههای اجمتاعی، تحصیلکردهها و فرهنگیان و نویسندگان از خاطرات سالهای دور، از اولین معلمهای خود مینویسند. از آنان قدردانی و سپاسگزاری میکنند. اما از واقعیت عینی زندگی معلمین در حاکمیت طالبان کمتر گفته میشوند. از اینکه طالبان در روز معلم، قدردانی از معلمین را ممنوع کرده، معاشات آنان را با تاخیر حواله میکنند، امتیازات آنان را حذف و معاشات آنان را کم کردهاند، به ندرت یاد میشود.
در این گزارش، نه به جایگاه معنوی معلمین، بلکه به زندگی روزمرهی آنان پرداخته شده است. در حاکمیت طالبان از روزگار معلمینی گفته شده است که بچههایشان گرسنهاند و کرایهی خانه ندارند.
طالبان معاش معلمین را کم کردهاند
طالبان حدود بیشتر از ۷۰۰ افغانی از معاش معلمین کم کردهاند. یکی از معلمهای لیسهی عبدالرحیم شهید از غرب کابل، که خواست هویتش محفوظ بماند، به هفتهنامهی جادهی ابریشم گفت که طالبان هفتصد و چند افغانی را، از «بست معلمین» کم کردهاند.
طالبان از «امتیاز کادری» معلمین نیز کم کردهاند. «در دوران جمهوریت، معلمینی با اسناد لیسانس دوهزار و معلمینی با اسناد فوق لیسانس چهار هزار افغانی امتیاز داشت. اما طالبان این امیتازات معلمین را کم کردهاند. از لیسانس یک هزار و از فوق لیسانس به گمانم دو هزار کم کردهاند».
افزون بر آنها، طالبان امتیازات «قدم» معلمان را نیز حذف کردهاند. «پیش از طالبان معلمین بعد از هر دوسال خدمت، یک قدم رتبه میگرفت که ۲۵۰ افغانی امیتاز مالی داشت. اما طالبان امتیازات بست و قدم را حذف کرده است. یعنی در چهار سال حاکمیت طالبان، هیچ معلمی ارتقای بست و قدم نگرفته است.
منبع میافزاید برای یک معلمی که معاشش کرایهی خانهاش هم نمیشود، کمکردن هفتصد وچند افغانی از معاش ماهانهاش ظلم است. «همان هفت صد برای ما خوب بود. وقتهایی پیش میآید که یک روپیه در خانه پیدا نمیشود. هفتصد حداقل چندشبی نان خشک ما میشد».
طالبان حوالهی معاش معلمین را به تاخیر انداختهاند
چندین معلم از غرب کابل به هفتهنامهی جادهی ابریشم گفتند که طالبان پرداخت معاش معلمین را حدود یک ماه به تاخیر انداختهاند.
به گفتهی آنان، در دوران جمهوریت معاش معلمین همیشه پیش از آخرشدن ماه حواله میشد. در تاریخهای بیستوچند هر ماه معاش معلمین همیشه حواله میشده است تا آنان سرِ ماه کرایهی خانه و قرض دکان و هر معاملهای که منتظر حوالهشدن معاش گذاشته شده بودند را سر وقت پرداخت کنند.
اما حالا طالبان معاش معلمین را با یک ماه تاخیر حواله میکنند. یکی از آن معلمین گفت امروز که شانزدهم ماه میزان است، هنوز معاش ماه سنبلهی معلمین حواله نشده است. «ما هنوز معاش ماه سنبله را نگرفتهایم. معاش ماه سنبله را در تاریخهای بیستوچند ماه میزان حواله میکنند».
بسیاری از معلمین پول پسانداز ندارند. به سختی از دکان و نانوایی سر کوچه نان و سودا قرض میبرند. آخر ماه باید قرض دکان و کرایهی خانه را پرداخت کنند. اما طالبان معاش آنان را سر ماه حواله نمیکنند. اکنون در حاکمیت طالبان، یخن معلمین، که در اسلام وارث پیامبران خوانده شده است، هر ماه به دست دکانداران و صاحبان خانهها است. آنان پول میخواهند، اما اینها ندارند.
فشار ریش، لنگی و امتحانات دینی
طالبان کتوشلوارپوشیدن را ممنوع کردهاند. میگویند که معلمین باید پیراهن و تنبان بپوشند. باید کلاه سر کنند و باید ریش بگذارند.
آنان نمیگذارند که معلمین موهایشان را به سبک دلخواهشان کم کنند. یک معلم باید سرشان را باب دل طالبان کم کنند، لباسشان را باب دل طالبان بپوشند و ریششان را باب دل طالبان بگذارند.
اما فشار طالبان بر معلمین به اینجا تمام نمیشود. بعد از ریش و کلاه و پیراهن و تنبان، آنان باید امتحان دینی هم بدهند.
طالبان از معلمین امتحان دینی میگیرند. از آنان اصول دین، اجزای نماز و گاهی حتا شیوههای قرائت قرآن را میپرسند. بسیاری از معلمین جوان، پیشینهی تحصیلات حوزوی نداشته و شیوههای قرائت قرآن را نمیدانند. یا اگر از آنان امتحان عملی قرائت بگیرند، آنان به سبک دلخواه و مورد پسند طالبان قرائت نمیتوانند. از نظر طالبان آن معلمان، که مثلا حوزهی تحصیلات و مضمون درسیشان کیمیا و فیزیک و هنر و ریاضیات است، بیدین حساب میشوند.
معاش کم، هزینههای زیاد
معلمین یکی از فقیرترین قشر جامعه است. درآمد معلمی کم و زحمت معلمی زیاد است. درست است که برای معلمی پاداشهای معنوی زیادی قایل شده، اما در زندگی روزمره بچههای معلمین گرسنهاند.
بسیاری از معلمین در تمام طول زندگیشان صاحب یک خانهی حتا کوچک هم نمیشوند. هر سال مصارف و هزینهها زیاد میشود، اما معاش معلم ثابت است. خود معلمین هم با هر سالی که میگذرد پیرتر میشوند. اگر وضعیت همینگونه ادامه پیدا کند، زمانی میرسد که معلمین پیر و بازنشسته، دیگر عصای دستشان را هم نمیتوانند بخرند.
«خانه پیدا میشود اما برای ما نه»
در این روزها کرایهی خانه در کابل بهطور بیسابقه قیمت شده است. مهاجر زیاد میآید، خانهکاری، به خصوص در غرب کابل متوقف است و طالبان تحت عنوان سرککاری خانههای زیادی را هم خراب کردهاند.
بسیاری از مردم بیخانهاند. حتا مواردی نقل شده است که برخی از مهاجرینی که از ایران آمده بودند تا دو ماه پیش از بیخانگی در زیر خیمه زندگی میکردند.
معلمینی که خودشان خانه ندارند، بسیار نگراناند. حداقل سه معلم از غرب کابل به هفتهنامهی جادهی ابریشم گفتند که چندین روز شده است که آنان دنبال خانه میگردند اما پیدا نمیشوند.
یکی از آنان میگوید «چندین روز است که دنبال خانه میگردم. کرایهی خانهای را که حالا مینشینم بالا برده است. به صاحبخانهام گفتم که با من مراعات کن، گفت که کرایه خانه بالا رفته و او نمیتواند با آن کرایه خانه بدهد. یا باید بالا کنم یا باید بیرن شوم».
منبع میگوید بیشتر از یک هفته شده است هر روز که از صنف دانشآموزان بیرون میشود گاهی پیاده و گاهی با دوچرخه دنبال خانهی کرایی میگردد. زن و بچهاش هم دربهدر دنبال خانه میگردد، اما هنوز خانه پیدا نشده است. «خانه پیدا نمیشود. پیدا میشود ولی برای ما نه. من ۹ هزار معاش میگیرم، پنجنفر در خانوادهایم و کرایهی یک خانهی دواتاقهی قدیمی را هشت هزار میگویند».
او میگوید که از ۹ هزار معاش معلمی، اگر هشت هزار را کرایهی خانه بدهد، این پنجنفر در طول یک ماه فقط یک هزار افغانی خواهند داشت. در کابلی که هیچ راه درآمد دیگری نیست، هیچ کمک دولتیای هم نیست، در سراسر یک ماه، پنج نفر با یک هزار افغانی چه کار کنند؟
این در حالی است که براساس نیاز روزافزون جامعه، معلم نهتنها باید بیخانه نباشد، بلکه باید در خانه نیز «اتاقی از آنِ خود» داشته باشد تا با فکر جمع و دور از شلوغی و سروصدا هر روز برای رشد دانشآموزان خود آمادگی بگیرند. اما در کابل تحت کنترول طالبان، معلمین نهتنها اتاقی از آن خود ندارند، بلکه هزینهی کرایهی خانه نیز ندارند. «خانه پیدا میشود، اما برای معلمین نه».





نظر بدهید