اسلایدر • روایت • گزارشها

زهرا عالمی، دختری در ننگرهار در نیمه‌ی راه رسیدن به تیم کرکت بانوان

 

در بیست سال وقفه‌ی حضور نیروهای طالبان در صحنه‌ی زمامداری افغانستان، دختران را بال و پری برای پرواز به آنسوهای خیال فراهم آمد. دختران اندک اندک با نخ‌های خیال‌شان قماش رؤیا می‌بافتند و این رؤیاها را آرام آرام با گذر از سرزمین سنگلاخ دشواری‌ها، به واقعیت تبدیل می‌کردند. اما به‌محض دومین دوره‌ی حضور رژیم طالبان، دامن همه‌ی رؤیاهای زنان و دختران را آتش گرفت و صدها برابر وحشت و اضطراب و یأس آن‌ها را بلعید و فرسنگ‌ها راه آن ها را از لمس رؤیاها و حس امیدهای‌شان دور کرد؛ دوره‌ای که هرچه خواسته‌ی دختران است و هرچه به واقعیت زندگی آن‌ها نزدیک‌تر و به انسانیت آن‌ها قرین‌تر است، تبدیل به میوه‌ی ممنوعه شده است: آموزش، ورزش، هنر و حتی تفریح و گشت‌وگذار و روزمره‌ترین امر زندگی، اینک برای آنها بدل به آرزو شده است.

در آستانه‌ی چهارمین سال حضور تاریک این وارثان جنگ و تفنگ و خون‌آشامان جهان، دخترانی هستند که در پس پرده‌ی حضور، در رؤیارویی با هراس از هر پیش‌آمد ممکن، ممنوعه‌های‌شان را دنبال و مراقبت می‌کنند. چنان‌که زهرا عالمی، دختری در ننگرهار، در تلاش برای تحقق آرزوهایش است که اکنون جزء از آرزوهای ممنوعه‌اش شده است؛ دختری که پیش از تنگ‌ترشدن عرصه‌ی آموزش، توانست تنها تا صنف نهم درس بخواند.

زهرا مشتاق بازی کرکت است. از کودکی این بازی را دوست داشت و آرزوی آموختن شگرد‌ها و قانون‌های این بازی را مشتاقانه در ذهنش می‌پروراند و گاهی هم با دوستانش به‌گونه‌ی غیرحرفه‌ای بازی می‌کرد. در جریان درس‌های مکتب هم، با تمام شوق و ذوقی که داشت، فقط می‌توانست تماشاچی باشد. او خود می‌گوید: «من در زمان جمهوریت در مسابقات کرکت که در داخل مکتب ما اجرا می‌شد اشتراک داشتم؛ ولی نظر به این‌که سنم کم بود و تمرینات کم داشتم، نتوانستم شامل تیم کرکت دختران شوم».

اما سه سال پیش از فراغتی که در فقدان آموزش بر او تحمیل شد، صرفا به تمرین کرکت مصروف گردید. از این‌که هیچ ورزشگاه و میدان بازی زنانه در محل زندگی او فعال نیست، با استفاده از یوتیوب توانسته معلومات مورد نیازش را پیرامون آن بیشتر کند. او تیمی از دختران علاقه‌مند به کرکت را گردهم آورده و روزانه تمرین کرکت می‌کنند.

در آغاز این تیم کوچک، در حویلی خانه تمرین می‌کردند؛ اما زمانی که حس ‌کردند این فضا برای‌شان کوچک است، به باغ و مکان‌های عمومی‌تر دیگر تمرین کردند که البته با تهدید روبه‌رو شدند. «چندین باری که خواستیم در پارک یا بعضی از مکان‌های عامه تمرین کنیم، تهدید شدیم. بالم گرفته شده و منع شدیم».

پس از این تهدید، زهرا و هم‌تیمی‌هایش مخفیانه و بی هیچ امکاناتی این ورزش را دنبال می‌کنند. به‌گفته‌ی زهرا، سرتیم این دختران: «من که شیفته‌ی بازی کرکت می‌باشم با جمعی از هم‌تیمی‌هایم در افغانستان در جاهای که ورزش ناممکن است، به‌صورت مخفیانه به تمرینات ما ادامه می‌دهیم، نی زمین بازی داریم نی امکانات و نی امنیتی که بتوانیم آزادنه تمرین کنیم. هیچ زمینه‌ای برای دختران کرکت وجود ندارد و نی حمایت‌کننده موجود می‌باشد که من و همم‌تیمی‌هایم را حمایت کنند».

آرزوی این دختران بازی در تیم کرکت دختران است که فعلا در تبعید به‌ سر می‌برند. زهرا دوست دارد زیر بیرق سه‌رنگ کشورش در نقش یک بازیکن کرکت بدرخشد و از این راه برای مردمش افتخارآفرینی نماید. زهرا می‌گوید: «من می‌خواهم تا وقتی که زمینه برایم مساعد می‌شود، به تمرینات خود همراه تیم خود ادامه بدهم و توکل به الله دارم که حتماً روزی شرایط مساعد خواهد شد که بتوانم با دختران تیم کرکت افغانستان همگام شده و برای وطن خود دست آوردهایی داشته باشم».

دختران فراوانی چون زهرا عالمی در درون کشور محروم از ادامه‌ی ورزش و بازی‌های دلخواه‌شان هستند. محرومیت از آموزش بخشی از این محرومیت‌هاست. با گذشت هر روز، حلقه‌ی محدودیت‌ها برای زنان تنگ‌تر می‌شود. زنان و دختران در خانه‌های‌شان به دنبال روشنایی هستند. برخی سوزن‌دوزی می‌کنند و برخی دیگر مطالعه می‌کنند و صنف‌ها برخط/ آنلاین زبان و دیگر مهارت‌ها را دنبال می‌کنند. در این میان دخترانی که آرزوی ورزش و کارهای میدانی دارند، فضا نیاز دارند که از آن محروم هستند.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید