اسلایدر • تحقیقی • گزارشها

بی‌تدبیری و بی‌مسئولیتی سفارت طالبان در تهران؛ گزارش میدانی از سفارت افغانستان در تهران

زرین‌تاج شاری

این روزها که اخراج اجباری مهاجران افغانستانی از ایران و بدرفتاری و برخوردهای غیرانسانی با آن‌ها از سوی پولیس ایران، با قدرت تمام انجام می‌شود، بخش زیادی از مهاجران افغانستانی به خاطر کارهای مختلف؛ از جمله گرفتن پاسپورت، تمدید پاسپورت، تثبیت هویت، گرفتن عقدنامه، تأیید اسناد و… به سفارت افغانستان در تهران مراجعه می‌کنند. این سفارت، روزانه با حجم زیادی از مراجعه‌کنندگان روبه‌رو است. یافته‌های هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم نشان می‌دهند که به خاطر بی‌تدبیری، بی‌مسئولیتی و سوء مدیریت مسئولان سفارت امارت اسلامی طالبان در تهران، نه‌تنها کار مراجعه‌کنندگان به موقع انجام نمی‌شود، بلکه کرامت انسانی و حقوق فردی آن‌ها نیز زیر پا می‌شوند. این گزارش، روایت میدانی و چشم‌دید‌ها و تجربه‌های مراجعه‌‌کنندگان است که بر چالش‌ها، کاستی‌ها و بی‌مسئولیتی‌های سفارت طالبان انگشت می‌گذارد.

  1. عدم سیستم نوبت‌دهی

بزرگ‌ترین چالش و مشکلی که مراجعه‌کنندگان با آن روبه‌رو هستند، نبود سیستم نوبت‌دهی در بخش‌های توزیع پاسپورت‌های الکترونیکی، تمدیت پاسپورت‌ها، واریزی هزینه‌های پاسپورت، تمدید پاسپورت، عقدنامه، تثبیت هویت و تأیید اسناد، و غیره است. در این بخش‌ها، نه نوبت‌دهی آنلاین وجود دارد و نه نوبت‌دهی حضوری که بتوانند از ازدحام بی‌مورد و وقت‌تلف‌کن جلوگیری کنند و بتوانند هم کار مراجعه‌کنندگان را به موقع انجام دهند و هم کرامت انسانی و حقوق فردی آن‌ها را رعایت کنند. تمامی مراجعه‌کنندگان از نبود سیستم نوبت‌دهی انترنتی یا حضوری، شکایت دارند و مسئولان سفارت طالبان در تهران را مقصر این وضعیت می‌دانند. به گفتۀ محمدعلی، یکی از مراجعه‌کنندگان برای گرفتن پاسپورت: «طالبان روزنانه تا یک میلیون دالر از مراجعه‌کنندگان این‌جا درآمد دارند؛  اما برای نظام‌مند کردن و سیستماتیک ساختن شیوۀ کار، هیچ تدبیری نیندیشیده‌اند.»

او با اشاره به انبوهی از مردم در پشت‌ دروازه‌های بخش صدور پاسپورت الکترونیکی سفارت و بی‌نظمی آنجا، گفت: «نتیجۀ این بی‌تدبیری این است. شما نگاه کنید، این هول‌دادن‌ها و این فشار جمعیت را، ممکن است کودکان، نوزدان، زنان و ناتوان‌ها زیر پا شوند و آسیب ببینند. اگر چنین شود، چه کسی مسئول است؟»

میرویس پوپل‌زی، دیگر مراجعه‌کنندۀ بخش توزیع پاسپورت الکترونیکی، نیز از وضعیت موجود شکایت می‌کرد. او که برای گرفتن پاسپورت، سه روز متوالی مراجعه کرده بود، به خاطر بی‌نظمی موجود و بی‌تدبیری امارت اسلامی نتوانسته بود حتا نوبت مراجعه دریافت کند، به هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم گفت: «کاش یک دستگاه نوبت‌دهی با یک کارمند دم دروازۀ ورودی بخش پاسپورت بگذارند که هر کسی، نوبت بگیرد و بر اساس نوبتش مراجعه می‌کرد. به خدا، این چه وضعیت است؟ شما خودتان نگاه کنید.»

وقتی دو نفر از کارمندان بخش نظم سفارت افغانستان، از منظم کردن مراجعه‌کنندکان عاجز بودند و بی‌نظمی و ازدحام، در پشت دروازه‌های بخش پاسپورت غیرقابل کنترول شده بود، یکی از مراجعه‌کنندگان، گفت: «این‌ها حالا می‌فهمند که چه غلطی کرده‌اند که افغانستان را گرفته‌اند. شولۀ خود را خورده، پردۀ خود را نکردند، به اداره آمدند. این هم از مدیریت‌شان.»

تمامی کسانی که هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم با آن‌ها صحبت کرده است، از نبود نظم اداری و سیستم نوبت‌دهی شکایت داشته‌اند. تمامی آن‌ها خواستار این بودند که در تمامی بخش‌ها، یا نوبت‌دهی انترنتی و یا نوبت‌دهی حضوری فعال شود تا نه خودشان چنین  کلافه و سردرگم بشوند که در نهایت، مجبور شوند دروازه‌ها را ببندند و مردم را پشت‌دروازه‌ها بگذارند و گوشی برای شنیدن صدای آن‌ها نداشته باشند و نه مردم سرگردان شوند و کارشان به موقع انجام نشوند.

  1. نداشتن کارمند نظم

به گفتۀ مراجعه‌کنندگان، یکی از کاستی‌هایی که در سفارت امارت اسلامی در تهران وجود دارد، نبود کارمند نظم است. وقتی سیستم نوبت‌دهی ندارند، حداقل کسانی را می‌داشتند که مردم را منظم می‌کردند و به پرسش‌های آنان پاسخ می‌دادند. مردم ساعت‌ها پشت دروازه‌های سفارت، در گرما و آفتاب می‌مانند، بدون این‌که کسی برای‌شان بگوید، کارشان انجام می‌شود یا نه. اگر نمی‌شود دلیلش چیست و اگر می‌شود، تحت چه شرایطی. مردم، در گرما و آفتاب، در بی‌نظم‌ترین حالت ممکن منتظر می‌مانند تا دروازه‌ها باز شوند و مانند سیل هجوم بیاورند و بازهم از خشونت کار بگیرند، چند نفر را لت‌وکوب کنند و دروازه را بازهم ببندند.

احمد شعیب، مهاجر افغانستانی در ایران که دارای پاسپورت خانوار و تذکرۀ الکترونیکی بود و از استان اصفهان به سفارت مراجعه کرده بود که بتواند برای خودش و فرزندانش پاسپورت دریافت کند، به هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم گفت: «مه دو شب است که پیش سفارت می‌خوابم؛ ولی هنوز حتا فرم هم دریافت نکرده‌ام. اینجا پشت دروازۀ بسته ایستاده‌ایم. حتا کسی نمی‌آید که بگوید تکلیف شما چیست تا از این بلاتکلیفی نجات پیدا کنیم. در سایت می‌گذارند که برای فلانی‌ها پاسپورت توزیع می‌کنیم؛ اما اینجا کسی پاسخگو نیست. نه دروازه را باز می‌کنند و نه خودشان می‌آیند و به مردم می‌گویند، چه کنند و چه نکنند.»

در میان مراجعه‌کنندگان، دانشجویانی هم حضور داشتند که برای گرفتن پاسپورت مراجه کرده بودند. سید مهدی، دانشجوی رشتۀ حقوق در یکی از دانشگاه‌های ایران، از کاشان مراجعه کرده بود. او به هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم گفت: «مردم خودشان هم مشکل دارند، نه نظم را رعایت می‌کنند و نه نویت را. هر کسی فکر می‌کند باید کار او اول انجام شود. این است که کسی که ساعت پنج صبح صف گرفته و کسی که ساعت نه این‌جا رسیده، جایگاه‌شان یکی است؛ اما مشکل اصلی از این‌ها [طالبان] است. زمینۀ این بی‌نظمی و خرتاخری را این‌ها فراهم کرده.»

او با اشاره به کاستی‌های سفارت افغانستان در تهران، افزود: «من از ساعت هفت صبح تا حالا (ساعت یازده صبح) این‌جا ایستاده‌ام؛ اما نه یک مسئول آمده این‌جا و به مردم چیزی گفته باشد و نه یک مأمور آمده که مردم را منظم کند و بگوید که چه کار کنید یا نکنید. کاش می‌آمدند، نوبت می‌دادند و می‌گفتند، دو هفته بعد بیایید. ما همین کار را می‌کردیم.»

  1. حضور مأموران ایرانی و تحقیر و لت‌وکوب مردم

یکی از مسائل دیگری که مردم از آن شکایت دارند، حضور مأموران ایرانی در بعضی مواقع، برای نظم مردم یا برای آگاهی‌دهی از پروسۀ کار در بین مراجعه‌کنندگان است. مردم می‌گویند، سفارت هر کشور، خاک هر کشور حساب می‌شود، در خاک افغانستان، سربازان ایرانی چه حق دارند که بیایند و به مردم افغانستان فحش و دشنام بدهند و حتا آن‌ها را لت‌وکوب کنند. به گفتۀ یکی از مراجعه‌کنندگان که نخواست نامی از او برده شود: «اینا بیرون از این‌جه هر کار و هر برخوردی با ما می‌کنن. آن کم است که ده این‌جه هم می‌آورن که ما را تحقیر کنن؟»

روز چهارشنبه، ۱۹ سرطان ۱۴۰۴خ. دختر خانم هفده‌هجده ساله‌ای، برافروخته و خشمگین از بخش توزیع پاسپورت الکترونیکی سفارت افغانستان در ایران، به کوچۀ هرات برآمده و خطاب به مردان افغانستانی‌ می‌گفت: «دیگه وقت شما می‌گویین غیرت دارین، نمی‌دانم مردانگی دارین، برین داخل، ببینین خانم‌ها را ایرانی‌ها در داخل سفارت‌شان چگونه لت‌وکوب می‌کنن.» او در حالی که نفس‌نفس می‌زد و از دروازۀ بخش توزیع پاسپورت دور می‌شد، افزود: «این‌جا غیرت شما کجاس؟ یک نفر نیسته که بگوید شما به چه حقی خانم‌های ما را لت‌وکوب می‌کنین؟»

او همچنین، افزود: «ما ره طالبا اصلاً بکشن، حداقل از کشور ماست؛ اما ده داخل سفارت‌مان، به ایرانی‌ها نسپارن که لت‌وکوب کنن.»

برای مراجعه‌کنندگان سؤال است که چرا طالبان، برای نظم و ادارۀ مراجعه‌کنندگانش افرادی را استخدام نمی‌کنند تا نظم را به وجود بیاورند و به آن‌ها کمک کنند که دست به دامن نیروهای امنیتی ایران می‌شوند.

  1. ناآگاهی مردم و عدم آگاهی‌دهی درست از سوی سفارت

یکی از مشکلاتی که مردم دچار آن است، عدم آگاهی اکثریت مهاجران افغانستانی است. این مسئله باعث شده است که بسیاری‌ها برای کاری مراجعه کنند که شرایط انجام آن را ندارند. مثلاً برای دریافت پاسپورت یا تمدید پاسپورت یا تثبیت هویت یا مسائل دیگر، مراجعه می‌کنند و ساعت‌ها در صف می‌ایستند و ازدحام و بی‌نظمی به وجود می‌آورند؛ اما در حقیقت شرایط لازم و کافی را ندارند که یکی از آن کارها برای‌شان انجام شوند. از سویی، چون کسی هم نیست که به سؤال‌های‌شان پاسخ بدهد، سرگردان می‌شوند.

به گفتۀ یکی از مراجعه‌کنندگان که نخواست نامی از او برده شود، این مسئله هم دامن کارگزاران سفارت طالبان را می‌گیرد؛ زیرا این‌ها باید شناخت کافی از جامعۀ مهاجرت افغانستان در ایران داشته باشند و برای جلوگیری از سرگردانی مردم و آوردن نظم و انظباط در اداره و در بین مراجعه‌کنندگان، تدبیری بیندیشند. به باور او، وقتی مردم بی‌نظم باشند، هم وقت کارمند گرفته می‌شود و هم وقت مردم. در نتیجه، بدون این‌که کاری انجام شود، زمان می‌گذرد و سرگردانی مردم برای روزهای دیگر تمدید می‌شود.

مراجعه‌کنندۀ دیگری، با انتقاد از عمل‌کرد سفارت طالبان، به هفته‌نامۀ جادۀ ابریشم، گفت: «همه می‌دانیم که این‌ها با سیستم‌سازی آشنا نیستند؛ اما کاش از درآمد همین‌جا استفاده می‌کردند و به نهادها یا کسانی می‌سپردند که حداقل سیستم مراجعه کردن یا همان نوبت‌دهی را عیار می‌کردند تا مردم از این آشفتگی و مسخره‌بازی نجات پیدا می‌کردند.»

این روزها، در بخش‌های صدور پاسپورت، تمدید پاسپورت، واریزی هزینه‌ها و سایر بخش‌ها، با صحنه‌های آزاردهنده و تأسف‌باری روبه‌روییم؛ صحنه‌هایی که هرچند از چشم رسانه‌ها تا حد زیادی پوشیده می‌مانند؛ چون کسی اجازۀ ثبت و ضبط آن‌ها را ندارند؛ اما چشمان مراجعه‌کنندگان آن‌ها را می‌بینند و به حافظه می‌سپارند. چیزی که در این میان، تأسف‌بارتر است، بی‌تدبیری و بی‌مسئولیتی مسئولان طالبان در سفارت این گروه در تهران است. با وجود امکانات مدرن امروزی و درآمد بالایی که از این اداره دارند، اما هرگز نتوانسته‌اند، نظم و سیستمی را به وجود بیاورند و زمینۀ بی‌نظمی مراجعه‌کنندگان و سرگردانی و اذیت‌شدن آن‌ها را بگیرند و خدمات مناسب و به موقع، به آن‌ها ارائه کنند.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید