اسلایدر • گفت‌وگو و ترجمه

انگیزه بیدار، نقاش: امروز زن در هنر معاصر تنها یک سوژه نیست، بلکه خودِ روایتگر است

گفت‌وگویی از عادله آذین نظری

انگیزه بیدار بیست‌ساله با بسته‌شدن مکتب‌ها، احساس می‌کرد پاره‌ی حیاتی از زندگی و آینده‌اش از او ربوده شده است. مدتی در ظلمت افسردگی و ناامیدی روزگار گذراند؛ اما کم‌کم نقاشی برایش به پناهگاهی خاموش و امن بدل شد؛ عرصه‌ای که در آن می‌توانست دوباره نفس بکشد، احساس کند و خویشتنِ خویش را به بیان درآورَد. اکنون نقاشی برای او تنها یک هنر نیست، بلکه بخشی از زندگی، امید و هویت تشکیل می‌دهد.

محدودیت‌ها و دشواری‌هایی که زنان افغانستان تجربه می‌کنند، تأثیری عمیق بر جهانِ هنر گذاشته است. او می‌گوید گاهی انسان در ازدحام این تاریکی‌ها احساس خستگی و ناامیدی می‌کند، اما همین دردها سبب می‌شوند احساسات عمیق‌تر و صادقانه‌تری وارد آثار هنری شوند؛ هرچند تحمّل این رنج‌ها آسان نیست.

انگیزه بارها به ترک‌کردن هنر اندیشیده است، اما هربار وقتی دوباره قلم و طراحی را آغاز کرده، دریافته که نمی‌تواند از هنر جدا شود. دیدن دخترانی که از آثارش الهام می‌گیرند و در میان آن‌ها جرقه‌ای از امید روشن می‌شود، برایش انگیزه‌ای بوده تا همچنان ادامه دهد. در آفریده‌های او، درد و امید هم‌زمان حضور دارند؛ زیرا باور دارد رنج، بخشی از واقعیت زندگی مردم افغانستان است، اما در دل هر تاریکیْ باید نوری از امید نیز زنده بماند. او در بیشتر نقاشی‌هایش، چهره‌های زنان را به تصویر می‌کشد؛ چهره‌هایی خاموش، عمیق و اندوهگین که اغلب با پروانه‌ها تزئین شده‌اند. به باور او، پروانه‌ها نماد آزادی، امید و روحی‌ست که می‌خواهد از مرز محدودیت‌ها عبور نماید و رؤیای پرواز را عیناً زندگی کند.

در گفت‌وگوی زیر تلاش شده است به کناره‌های گوناگون زن در نقاشی اشاره شود.

انگیزه‌ی عزیز، به گفت‌وگوی امروزی خوش آمدی! سپاس که زحمت‌های این گفت‌وگو را پذیرفتید.  پرسش نخست این است که چرا تا کنون زن را سوژه‌ی بیشتر نقاشی‌های خود انتخاب کرده‌اید؟

زن برای من تنها یک چهره برای نقاشی نیست؛ زن روایت رنج، استقامت، عشق و خاموشیِ عمیقی‌ست که در جامعه‌ی ما کمتر شنیده شده است. من در چهره‌ی زن، تاریخ ناگفته‌ی بسیاری از دردها و امیدها را می‌بینم. شاید به همین دلیل، بیشتر آثارم ناخودآگاه به سمت زن می‌رود، چون احساس می‌کنم زن خودِ زندگی است.

چه اندازه نقاشی‌‌های شما بازتاب خود شما در نقش یک زن است؟ شما با نقاشیِ زن چه چیزی را می‌خواهید بیان کنید؟

بعضی از نقاشی‌هایم کاملاً بازتاب احساسات و زندگی خودم هستند. شاید مستقیم خودم را نکشیده باشم، اما بسیاری از چهره‌ها و فضاها بخشی از درون و تجربه‌های شخصی من‌اند. من می‌خواهم با نقاشی زن، درون پنهان او را نشان بدهم؛ زنی که همیشه مجبور بوده قوی باشد، حتی وقتی درونش شکسته است. تلاش می‌کنم احساس، سکوت، رؤیاها و مبارزه‌ی زن را به تصویر بکشم؛ چیزهایی که گاهی در واقعیت نادیده گرفته می‌شود. بیشتر تلاش می‌کنم احساسات خاموشی را بیان کنم که بسیاری از دختران تجربه می‌کنند؛ احساس دلتنگی، سکوت، امید، ترس و آرزوهایی که ناگفته مانده‌اند. نقاشی برایم زبان قلب است، چیزی که شاید نتوانم با واژه‌ها بگویمش.

در بسیاری از نقاشی‌های خودت، پروانه‌ها در چهره‌های خاموش قرار دارند،  چه پیام یا نماد پنهان را در آن گنجانیده‌ای؟

پروانه‌ها برای من نماد آزادی، تغییر و روحی هستند که می‌خواهد از محدودیت‌ها عبور کنند. چهره‌های خاموش هم نمایانگر دخترانی‌ است که حرف‌های زیادی در دل دارند؛ اما فرصت بیانش را پیدا نمی‌کنند. سکوتِ این چهره‌ها در حقیقت یک فریاد پنهان است.

از دید خودت زن در هنرهای تصویری و تجسمی در دنیای معاصر چه جایگاهی دارد؟

امروز زن در هنر معاصر تنها یک سوژه نیست، بلکه خودِ روایتگر است. زنان هنرمند توانسته‌اند نگاه تازه‌ای وارد هنر کنند؛ نگاهی که از تجربه‌های واقعی زنانه سرچشمه می‌گیرد و بسیاری از مرزهای سنّتی را شکسته است.

از تجربه‌ای که طی این سال‌ها در نقاشی کسب کرده‌ای؛ آیا تابلو با سوژه‌ی زن مخاطب و خریدار بیشتری دارد؟

معمولاً بله، زیرا چهره و احساس زن بیشتر با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. اما برای من ارزش یک اثر بیشتر از فروش آن است. مهم این است که اثر بتواند احساسی را در دل مخاطب بیدار کند و او را به فکر وادارد.

چقدر نقاشیِ «زن» می‌تواند به بازخوانی مفهوم واقعی زن کمک کند؟

نقاشی می‌تواند زن را بیرون از کلیشه‌هایی که جامعه ساخته، نشان دهد. وقتی هنرْ زن را نه به‌عنوان موجودی ضعیف، بلکه به‌عنوان انسانی مستقل، اندیشمند و مقاوم تصویر کند، نگاه جامعه نیز آرام‌آرام تغییر می‌کند.

با توجه به هنر جهان افرادی چون فریدا کالو، آرتمیزیا جنتیلسکی، مری کسات، لوئیز الیزابت و دیگر نقاشان برجسته‌ی غرب، زنی در افغانستان نیست که جایگاه خاصی در حوزه‌ی نقاشی داشته باشد. شما چقدر در زمینه‌ی رشد خود و هنرجویان تان کوشا بودید تا از دست شما چنین شخصیت‌هایی بیرون بیاید؟

من همیشه تلاش کرده‌ام آنچه را با سختی آموخته‌ام، بی‌دریغ به دختران دیگر منتقل کنم. باور دارم که استعداد در دختران افغانستان کم نیست، بلکه فرصت کم است. اگر امنیت، آزادی و حمایت وجود داشته باشد، دختران این سرزمین نیز می‌توانند در حد بزرگ‌ترین هنرمندان جهان بدرخشند. من وظیفه‌ی خود دانسته‌ام که چراغ هنر را، هرچند کوچک، روشن نگه دارم.

زنی تا حالا در افغانستان یا کم‌ازکم در شرق می‌شناسید که کار برجسته و درخور توجّهی دارد و توانسته است احساس، اندیشه و تجربه‌های زیسته‌ی زنانه را به درستی بازتاب دهد؟

بله، زنان هنرمند زیادی در شرق و افغانستان وجود دارند که با وجود تمام محدودیت‌ها توانسته‌اند درد، هویت و تجربه‌های زنانه را در آثارشان بازتاب دهند. شاید بسیاری از آن‌ها کمتر شناخته شده باشند، اما هنرشان صادقانه و عمیق است و از دل زندگی واقعی می‌آید.

چقدر تا حالا شاهد نقش عاملی زنان در حوزه‌ی هنر بوده‌اید؟

زنان همیشه در هنر نقش داشته‌اند، حتی زمانی که نام و حضورشان نادیده گرفته شده است. من زنان زیادی را دیده‌ام که هنر برای‌شان تنها یک علاقه نبوده، بلکه راهی برای زنده‌ماندن و بیان خویشتن بوده است.

چقدر در زمان کنونی، زنان نقاش قادر استند که با هنر نقاشی به بازنمایی خود و نقش خود در جامعه‌ی که حاکمیت سنتی دارد، کامیاب باشند؟

راه زنان هنرمند هنوز دشوار است، اما هنر یکی از معدود راه‌هایی‌ست که زن می‌تواند با آن صدای خود را به جامعه برساند. هر زنی که امروز در چنین فضایی نقاشی می‌کند، در حقیقت در حال مبارزه با خاموشی و محدودیت است.

چقدر نقاشی می‌تواند در زدودن کلیشه‌های مربوط به جنسیت کمک کند؟

هنرْ قدرتِ تغییرِ ذهنیت را دارد. گاهی یک تصویر می‌تواند بیشتر از صدها سخن تأثیر بگذارد. وقتی زن در نقاشی فراتر از نقش‌های کلیشه‌ای نمایش داده شود، نگاه جامعه نیز کم‌کم انسانی‌تر و عادلانه‌تر می‌شود.

در هنر معاصر نقش زنان را چقدر برجسته می‌دانید؟

نقش زنان در هنر معاصر بسیار برجسته است؛ زیرا آن‌ها تجربه‌هایی را وارد هنر کرده‌اند که سال‌ها نادیده گرفته شده بود. امروز صدای زنان در هنر، صدایی اثرگذار و غیرقابل انکار است.

هنر تا حالا توانسته در بازتولید گفتمان مردانه نقش برجسته‌ای بازی کند، چقدر با این موضوع موافق استید؟

تا حد زیادی موافقم، زیرا در بسیاری از دوره‌ها زن در هنر بیشتر از نگاه مردانه تعریف شده است. اما امروز زنان هنرمند تلاش می‌کنند روایت خود را خلق کنند؛ روایتی که زن را نه از زاویه‌ی نگاه دیگران، بلکه از درون خودش نشان می‌دهد.

با توجه به این که شما شمار زیاد دختران را در کنار تان برای فراگیری هنر گرد آورده‌اید، چه کسی در میان هنرآموزان‌تان است که ظرفیت بزرگ‌شدن دارد؟

در میان شاگردانم دختران زیادی هستند که استعداد و احساس عمیقی نسبت به هنر دارند. بعضی از آن‌ها اگر فرصت رشد و ادامه‌ی مسیر را داشته باشند، می‌توانند به هنرمندان بسیار بزرگی تبدیل شوند. من همیشه تلاش کرده‌ام اعتماد به ‌نفس و امید را در وجودشان زنده نگه دارم.

در گذشته و حالا چقدر با سانسور دچار بوده‌اید، چقدر این سیاست می‌تواند به اصالت و هنریت نقاشی صدمه بزند؟

سانسور یکی از بزرگ‌ترین آسیب‌ها به هنر است، زیرا هنر در آزادی نفس می‌کشد. وقتی هنرمند مجبور شود حقیقت درونش را پنهان کند، بخشی از روح اثر نیز خاموش می‌شود. هنر واقعی زمانی خلق می‌شود که هنرمند بتواند بی‌هراس احساس و اندیشه‌ی خود را بیان نماید.

وقتی نمی‌توانید به مکتب بروید، هنر چگونه جای خالی آموزش و امید را برای‌تان پر می‌کند، به نظر شما چرا بسیاری از دختران امروز به هنر، نویسندگی یا کارهای خلاقانه پناه آورده‌اند؟

هنر باعث شده احساس نکنم کاملاً متوقف شده‌ام. از طریق نقاشی همچنان یاد می‌گیرم، فکر می‌کنم و رشد می‌کنم. هر تابلو برایم مثل یک درس تازه و یک راه برای ادامه دادن زندگی است. چون انسان نمی‌تواند آرزوها و احساساتش را کاملاً خاموش کند. وقتی راه‌های دیگر محدود می‌شود، هنر و نویسندگی تبدیل به امن‌ترین راه برای بیان دردها، امیدها و رؤیاها می‌شود.

اگر دوباره فرصت آموزش و مکتب برای دختران فراهم شود، دوست دارید در کنار درس، هنر را چگونه ادامه بدهید؟ فکر می‌کنید هنر برای دختران امروز افغانستان چه معنا و اهمیتی دارد؟

هنر برای بسیاری از دختران افغانستان تنها یک سرگرمی نیست؛ راهی برای زنده‌ماندنِ روح و حفظ امید است. وقتی بسیاری از درها بسته می‌شود، هنر تبدیل به پنجره‌ای می‌شود که هنوز می‌توان از آن به آینده نگاه کرد. دوست دارم هم‌زمان با ادامه‌ی تحصیل، هنر را به‌صورت حرفه‌ای دنبال کنم، نمایشگاه برگزار کنم و برای دختران دیگر نیز آموزش بدهم تا هیچ دختری احساس نکند استعدادش باید خاموش بماند.

پیام شما به دخترانی که مثل شما رویاهای‌شان نیمه‌کاره مانده چیست؟

می‌خواهم به دختران افغانستان بگویم که حتی اگر راه‌ها سخت و طولانی باشد، نباید رؤیاهای‌شان را فراموش کنند. شاید امروز شرایط دشوار باشد، اما استعداد و امید چیزی است که هیچ‌کس نمی‌تواند از انسان بگیرد. ادامه‌دادن، خودش یک نوع پیروزی است.

در آثار انگیزه‌ی جوان، هنر تنها بازتاب احساسات فردی نیست، بلکه تلاشی آگاهانه برای بازنمایی تجربه‌های زنانه در بستر جامعه‌ی امروز افغانستان است. او توانسته از دل محدودیت‌ها، زبان بصریِ ویژه‌ای برای خود خلق کند؛ زبانی که در آن چهره‌های خاموش زنان و پروانه‌های شناور، به نمادهایی از سکوت، امید، مقاومت و میل به رهایی بدل شده‌اند. تداوم کار او در شرایط دشوار، نشان می‌دهد که چگونه هنر می‌تواند از مرز یک سرگرمی فراتر رفته و به ابزاری برای بیان هویت، حافظه‌ی جمعی و بازآفرینی امید تبدیل شود. نقاشی‌های او، در عین لطافت و سکوت، حامل روایتی عمیق از زیست زنانه‌اند؛ روایتی که می‌کوشد میان رنج و رؤیای پرواز، تعادلی شاعرانه و انسانی برقرار کند. به امید فردای بهتر برای زنان و هنر زنان!

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید