ادبیات • فرهنگ و هنر

علی حسین نایل و مسئله معارف در هزاره‌جات: معرفی یک سند تاریخی

معصومه نظری، پژوهشگر اسناد تاریخی

به احترام یاد مرحوم علی‌حسین نایل و در پاسخ به درخواست برخی دوستان، این یادداشت کوتاه را به معرفی یکی از اسناد کمترشناخته‌شده مرتبط با او اختصاص می‌دهم. متأسفانه فرصت چندانی برای نگارش یک مطلب مفصل درباره‌ی جایگاه فکری نایل دست نداد، اما شاید انتشار این سند بتواند قدم کوچکی در مسیر شناخت او باشد. نکته‌ای که قابل یاداوری می دانم، این است که این یادداشت قرار نیست تحلیلی از وضعیت معارف در هزاره‌جات دهه‌ سی خورشیدی ارائه دهد. هدف صرفاً معرفی یک سند تاریخی است. سندی که به خودی خود اطلاعات ارزشمندی در دل دارد. در واقع اگر پیگیری‌های نایل در باب تعلیم و آموزش در هزاره‌جات نبود، این سند هم احتمالاً به وجود نمی‌آمد. حساسیت و دغدغه‌ی او نسبت به وضعیت تعلیم و آموزش در آن زمان، وزارت معارف را واداشت تا به این مسئله واکنش رسمی نشان دهد.

مرحوم نایل در بسیاری از جراید و مجلات آن زمان قلم می‌زد. یکی از این نشریات، جریده‌ی وطن بود که در سال ۱۳۳۰ توسط میرغلام محمد غبار بنیان‌گذاری شده بود. نایل در شماره‌ی ۴۱ این نشریه، مورّخ پنجم جدی ۱۳۳۰ سؤالی را مطرح کرده بود که باعث شد وزارت معارف وقت واکنش نشان دهد و توضیحاتی کتبی جهت نشر در همان جریده به ریاست مستقل مطبوعات ارسال کند. شوربختانه به نسخه‌ی شماره‌ی ۴۱ وطن، که پرسش نایل در آن درج شده بود، دسترسی پیدا نکردم تا دقیقاً بدانم زمینه‌ی آن پرسش چه بوده است. اما به نظر می‌رسد مرحوم نایل مقاله‌ای درباره‌ی وضعیت معارف و مکاتب در کشور نگاشته بوده و در این اثناء پرسشی در خصوص تعداد مکاتب مناطق دورافتاده، از جمله هزاره‌جات مطرح کرده باشد. به لطف اسناد باقی‌مانده – که شامل دو مکتوب و اصلِ جوابیه‌ی وزارت معارف است – می‌دانیم که او به طور مشخص از وزارت معارف پرسیده بود:

 

«آیا در نقاط دوردست و کوهستانی مملکت ما، مثل هزاره‌جات، کُنرها و بدخشان، مکاتب ابتدائی موجود است یا نه؟ اگر موجود است، به چه تعداد و در کجاها؟»

مرحوم نایل با دانش کاملی که از وضعیت معارف در هزاره‌جات داشت، با این سؤالِ ساده اما دقیق، سیاست‌های تبعیض‌آمیز حکومت را نشانه گرفته بود و وزارت معارف را وادار کرد تا با شتاب، پاسخی رسمی ارائه دهد. پاسخی که در عین حال بیش از هر چیز، نوع نگاه دولت نسبت به تأسیس مکاتب در مناطق دوردست افغانستان به‌ویژه هزاره‌جات را عیان می ساخت. با یک نگاه سطحی به این پاسخ در می‌یابیم که مردم مناطق دوردست خصوصا هزاره جات در آن زمان تا چه اندازه از خدمات آموزش ابتدایی محروم بوده‌اند. از سوی دیگر، لحن دفاعی این جوابیه نیز تأمل‌برانگیز است. وزارت معارف در تلاش است هرگونه انتقاد احتمالی را پیشاپیش خنثی کند و اقدامات خود را کافی و عادلانه جلوه دهد. برای نمونه، در سطور ششم و هفتم این سند تأکید شده است که دولت بر اساس قوانینی معیّن که اساس آن بر مساوات و برابری گذاشته شده، اقدام به تأسیس مکاتب در مناطق مختلف می‌کند. در ادامه نیز تصریح می‌شود که « اذهان در طرز عمل وزارت معارف نباید شوب و مشوش باشد»

این جمله، به‌روشنی نشان می‌دهد که در ذهنیت دستگاه دولتی، انتقاد و پرسشگری روشنفکرانی چون نایل، نه به‌عنوان یک حق شهروندی، بلکه نوعی ناآگاهی، بی‌اعتمادی و تشویش اذهان عمومی تلقی می‌شد که باید اصلاح شود. در نهایت وزرت بار مسئولیت خود را به طبیعت و اقلم منتقل می‌کند و  مشکلات جغرافیایی، پراکندگی آبادی‌ها، وجود درّه‌ها، راه‌های دشوار و «عدم مساعدت شرایط اقلیمی» را به‌عنوان مهم‌ترین توجیهات کمبود مکاتب در این مناطق ذکر کرده است.

همچنین وزارت معارف با استناد به اعداد و ارقام کلی، در تلاش است تصویری مثبت از اقدامات خود ترسیم کند. برای مثال، به هفت باب مکتب ابتدایی در هزاره‌جات اشاره می‌کند که هر یک با ظرفیت ۵۰۰ نفری، صرفاً دو الی دو و نیم صد شاگرد جذب کرده‌اند. این نکته به‌گونه‌ای القا می‌کند که گویا مردم هزاره خود، علاقه‌ای به فراگیری علم و آموزش نداشته‌اند. درحالی‌که ارقام و آمار مربوط به این نواحی زمانی معنا پیدا می‌کند که نیاز آموزشی در مقایسه با جمعیت سنجیده شود؛ و مهم‌تر از آن باید با تعداد مکاتبی که در دیگر نقاط افغانستان دایر بوده‌اند مقایسه شود، تا بتوان میزان آن «عدالت» و «مساوات»ی که وزارت معارف مدعی‌اش بود را در عمل اندازه گرفت. خصوصاً در آن زمان، تاسیس مکاتب دهاتی به‌عنوان راهکاری برای مناطق کم‌جمعیت در نظر گرفته شده بود، اما در هزاره‌جات حتی یک مکتب دهاتی نیز تأسیس نشده بود.

به‌طور کلی می توان این طور بیان کرد که پرسش نایل با زبانی ساده و صریح، افزون بر آنکه تبعیض در هزاره‌جات را در عصر «شکوفایی افغانستان» برجسته کرد، مطالبه‌ای روشن برای عدالت در عرصه‌ی آموزش و تعلیم نیز بود. سندی که در ادامه متن آن معرفی می‌شود، اطلاعات ارزشمندی برای پژوهشگران حوزه‌ی معارف در بر دارد. اطلاعاتی که ممکن است در منابع آن روزگار، با این سطح از جزئیات نیامده باشد. اصل این سند، به همراه مکتوب وزارت معارف، ضمیمه‌ی مکتوبی از ریاست مستقل مطبوعات، خطاب به میرمحمّد صدیق فرهنگ، مدیر مسئول جریده‌ی وطن است. چنان‌که پیشتر اشاره شد، این جوابیه برای نشر در همان جریده ارسال شده بود و در شماره‌ی ۴۷ وطن، مورخ ۱۸ دلو ۱۳۳۰ تحت عنوان «مکتوب از ریاست مطبوعات: توضیح از طرف وزارت معارف» به چاپ رسید.

متن سند:  پاسخ وزارت معارف به پرسش علی حسین خان نایل 

توضیح از طرف وزارت معارف
در شماره ۴۱ تاریخی ۵ جدی جریدۀ وطن، سؤالی از طرف آقای علی‌حسین‌خان نایل از وزارت معارف شده بود که آیا در نقاط دوردست و کوهستانی مملکت ما، مثل هزاره‌جات، کنرها و بدخشان، مکاتب ابتدائی موجود است یا نه؟ اگر موجود است، به چه تعداد و در کجاها و غیره؟
بناءً به عرض اطلاع خوانندگان جریده، مطالب ذیل توضیح می‌شود:
وزارت معارف در تعمیم معارف و تأسیس مکاتب در تمام مناطق افغانستان، از روی قوانین معیّن که اساس آن بر مساوات و برابری گذاشته شده است، حرکت می‌کند و شرایط تأسیس مکاتب، چه ابتدائی و یا بلندتر، در هر جا که موجود شود، به تأسیس مکاتب می‌پردازد. من‌جمله، از شرایط مُهمّه تأسیس مکاتب ابتدائی در یک منطقه این است که اقلأ ششصد خانه در شعاع یک کروهی[۱] مکتب واقع باشد، تا نظر به حساباتی که پیش وزارت معارف موجود است، اقلأ سالانه (۴۰) نفر شاگرد جدید در صنف اوّل مکتب شامل شده بتوانند تا مکتب دوام کند. در غیر این‌صورت، مکتب ابتدائی دوام نتوانسته و بعد از یکی دو سال سقوط می‌کند.
مناطق هزاره‌جات و دیگر حصّه‌های کوهستانی که آبادی‌های آن پاشان افتاده، عدم مساعدت شرایط اقلیمی، راه‌های دشوارگذار و حایل بودن درّه و دریا بین قراء و مکتب، بر مشکلات وزارت معارف افزوده است. اما وزارت معارف این مشکلات را مانع نشر معارف درین حصّه ندانسته و برای حل مشکلات، تا حدّ امکان، با وسائل ممکنه ولو غیرعادی و پرمصرف‌تر هم بوده، توسّل جسته و مکاتب را در آن حِصص بسط داده است.
مثلاً در هزاره‌جات، امروز هفت باب مکتب رسمی موجود و یک مأموریت معارف، اگرچه نظر به تعداد مکاتب از تشکیل عادی او بلندتر است، دائر است تا در توسعه مکاتب بکوشد. فعلاً، هفت باب مکتب ابتدائی مربوط حکومت کلان هزاره‌جات در مواضع ذیل موجود است:

در مرکز حکومت کلان دایزنگی
در قریه تگاب برگ
در مرکز حکومت کلان بهسود
در قریه دامن
در مرکز حکومت یکاولنگ
در قریه سرخ
در مرکز حکومت لعل و سرجنگل

مکاتب مذکور، اگرچه از نقطه نظر تشکیل، هر کدام برای پنجصد نفر گنجایش دارد، مگر به سبب پاشان بودن آبادی‌ها، در هر مکتب بیشتر از دو الی دو[و] نیم‌صد شاگرد شامل نشده‌اند. اما وزارت معارف به این مکاتب قناعت نداشته و در صدد است از یک طرف به اصلاح مکاتب موجوده توجّه نموده و از طرف دیگر، یک تعداد مکاتب دهاتی را در حصّه‌هایی که تکاشف نفوس[۲] و شرایط تأسیس مکاتب شش صنفی موجود است، تأسیس نماید. در سال جاری، به این نظریۀ اخیر خود بنابر بعضی پیش‌آمدها موفق نشد و در نظر است سال آینده یک تعداد مکاتب دهاتی در منطقه هزاره‌جات تأسیس نماید.
همچنان، در حکومت اعلی بدخشان، اگرچه اوضاع طبیعی و کوهستانی این منطقه هم جمعیت و آبادی‌ها را از هم متفرّق داشته است، شش باب مکتب شش صنفی و یک باب مکتب دهاتی تا حال تأسیس شده است:

مکتب ابتدائی شهران خاش
مکتب ابتدائی جرم
مکتب ابتدائی بهارک
مکتب ابتدائی کِشِم
مکتب ابتدائی شغنان
مکتب ابتدائی درواز
مکتب دهاتی واخان

تعداد طلّاب در مکاتب بدخشان بالنسبه بیشتر است و در هر مکتب تعداد طلّاب بین سه و سه [و] نیم‌صد می‌رسد. تنها در مکتب درواز و واخان به سبب کمی جمعیّت منطقه، تعداد شاگردان کمتر است.
کذا در درّه کنرها، هفت باب مکتب شش صنفی رسمی در مواضع ذیل موجود است:

مکتب چغه سرای
مکتب درّۀ پیچ
مکتب کنر خاص
مکتب درّه فرار
مکتب چوکی
مکتب شیوه جمالی
مکتب درّه نور

تعداد طلّاب در هر کدام ازین مکاتب بین سه و سه[و] نیم‌صد می‌رسد. پنج باب مکتب اوّل‌الذکر مربوط به حکومت کلان کنرها و دو باب دیگر که عبارت از مکتب شیوه‌جمالی و مکتب درّه نور باشد، اگرچه در درّه کنرها واقع است، مگر از نقطه نظر تشکیل و نزدیکی آن به مرکز، تحت اثر مأموریت معارف کنرها نبوده و مستقیمأ به مرکز مدیریّت معارف شرقی ارتباط دارد.
در کنرها، علاوه بر مکاتب شش‌صنفی فوق، در سال جاری، پنج باب مکاتب دهاتی نیز در مواضع ذیل افتتاح شده است:

نرنگ کنرها- ننگلام پیچ کنرها- چپه درّه کنرها- سرکانی کنرها- شیگل کنرها- روی هم رفته، مکاتب به اساس نفوس و جمعیّت تأسیس می‌شود و وسعت اراضی، اگر جمعیّت آن کم و پاشان می‌باشد، برای تأسیس مکاتب شش‌صنفی مساعد شده نمی‌تواند. اما قرار پلانی که وزارت معارف روی دست گرفته است، در حصّه‌های کم جمعیّت مکاتب دهاتی تأسیس می‌کند و دامنۀ این مکاتب را هر ساله نظر به اعتبار مالی که به وزارت معارف داده شود، توسعه می‌بخشد.
این چند سطر به غرض معلومات خوانندگان گرامی جریده تحریر شد، تا اینطور تصوّر نشود که در مناطق مذکور مکتب نیست و یا عدم موازنۀ مکاتب در مناطق مبنی بر اساسات غیر علمی و کیفی است. بلکه وزارت معارف در تعمیم معارف بر اساس سنجش و خیر عمومی مملکت عمل می‌کند. اذهان در طرز عمل وزارت معارف نباید شوب و مشوّش باشد. [۳]
نقل مطابق اصل است.

[امضاء:] «فرهنگ»[۴]

 

[۱] . کروه واحد اندازه‌گیری مسافت است. هر سه کروه برابر با یک فرسنگ است. به عبارتی، یک میل معادل یک کروه می‌باشد.

[۲] . به معنی شناسایی جمعیت، آگاهی از تعداد نفوس

[۳] . متن سند آمده در این نوشتار، با حفظ امانت به اصل سند بازنویسی شده است. اگرچه تعداد سطور با سند اصلی مطابقت ندارد و برای سهولت در خوانش، مطالب به‌طور پیوسته تایپ شده‌اند.

[۴] . این امضا جدا از متن سند است.