اسلایدر • جامعه و سیاست

راه‌های تشدید خشونت

پروفیسور کریستین ریدر

از آن‌جا که ترکیه‌ی جوان بر «جمهوری‌خواهی، سکولاریسم، اصلاح‌طلبی، ملی‌گرایی و اقتصادِ برنامه‌ریزی‌شده» تمرکز داشت، بسیار موفق‌تر از دیگر کشورهایی که از امپراتوری عثمانی پدید آمده اما هم‌چنان تحت سلطه‌ی استعمار باقی مانده و ظاهرا هنوز برای خودگردانی آماده نبودند، شکوفا شد. در این میان، مسیر اصلاحات آن‌جاهایی که ابتدا در شهرها پذیرفته شد، به‌روشنی از فضای سیاسی آن زمان متمایز بود؛ زیرا در دوران الفتریوس ونیزلوس (۱۸۶۴–۱۹۳۶)، قرار بود به زیان ترکیه «یونان بزرگ»ی شکل گیرد که حتا در دوران باستان نیز هرگز وجود نداشت، امری که در نهایت به دیکتاتوری متاکساس (۱۸۷۱–۱۹۴۱) انجامید.

در مجارستان، رومانی، اسپانیا و پرتغال نیز دیکتاتورها به قدرت رسیدند: هورتی (۱۸۶۸–۱۹۵۷)، آنتونسکو (۱۸۸۲–۱۹۴۶)، فرانکو (۱۸۹۲–۱۹۷۵) و سالازار (۱۸۸۹–۱۹۷۰). همگی آنان هم‌دوره‌ی مصطفی کمال آتاتورک (۱۸۸۱–۱۹۳۸) بودند؛ همان‌گونه که بنیتو موسولینی (۱۸۸۳–۱۹۴۵) و آدولف هیتلر (۱۸۸۹–۱۹۴۵) نیز بودند که رویدادها را با حکومت‌های ترور، جنگ‌های افراطی و حتا نسل‌کشی رقم زدند.

در مقابل، برای کمال آتاتورک بیش از همه مدرنیته، گسترش آزادی‌های فردی و نوعی تمدن‌مندی، که زندگی روزمره را آسان‌تر سازد، در اولویت قرار داشت: «کشورهای گوناگونی وجود دارند، اما تنها یک تمدن وجود دارد و شرط پیشرفت ملت، مشارکت در همین یک تمدن است.»

در مقابل، در جهان اسلام، به‌ویژه امین الحسینی فلسطینی (۱۸۹۵/۹۷–۱۹۷۴)، برجسته شد. او به‌عنوان مفتی اورشلیم و صدای رادیکال اخوان‌المسلمین، که در مصر شکل گرفته بود، خواسته‌ی مرکزی نژادپرستانه‌ی «همه‌ی یهودیان را هر جا که یافتید بکشید» را تبلیغ می‌کرد؛ چرا که آنان را نه فقط مسوول «بدبختی فلسطین»، بلکه مسوول «بدبختی جهان» می‌دانست و معتقد بود که تنها رهبر قدرت‌مندی مانند هیتلر می‌تواند از آن جلوگیری کند. از این‌رو از سال ۱۹۴۱ در برلین اقامت داشت و واحدهای مسلمان اس‌اس را سازمان‌دهی کرد، زیرا هیتلر شیفته‌ی روحیه‌ی مبارزه‌ی پاک‌دینانه و تا سرحد مرگِ پشتون‌هایی بود که در افغانستان با بریتانیایی‌ها می‌جنگیدند و نیز تحت تاثیر فیلم هالیوودی «Bengali» قرار داشت. در نتیجه‌ی این ارج‌گذاری، تبلیغات نازی همواره تصاویر مثبتی از اسلام ارایه می‌داد.

گروه‌هایی مانند حماس، حزب‌الله، جهاد اسلامی، القاعده یا رهبران سازمان آزادی‌بخش فلسطین هم‌چنان به دیدگاه‌های افراطی الحسینی و مخالفت او با طرح تقسیم سازمان ملل برای اسراییل/فلسطین استناد می‌کنند. ظاهرا برای تروریست‌های چپ‌گرای آلمانی همکار نیز این مساله مشکلی ایجاد نمی‌کرد. کشتار هولناک حماس علیه یهودیان در ۷ اکتبر سال ۲۰۲۳ با ۱۲۰۰ کشته، به‌هرحال به‌طرزی تکان‌دهنده یادآور افراط‌گری‌های پیشین جوخه‌های مرگ آلمان است

اما به گفته‌ی فیلسوف سوری، صادق العظم (۱۹۳۴–۲۰۱۶)، که در تبعید در برلین درگذشت و یکی از صداهای مهم «روشنگری در اسلام» بود، اکنون تنها «اقلیتی» وجود اسراییل را رد می‌کند. او تاکید می‌کرد که باید آگاه بود کشورهای مسلمان هرگز «احزاب سیاسی با برنامه‌های نژادپرستانه» نداشته‌اند و مفاهیمی چون «یهودستیزی» و «ملتِ همگنِ قومی» از اروپا وارد شده‌اند.

با توجه به صدها هزار مهاجری که از کشورهای همسایه به اسراییل آمدند، این کشور را نمی‌توان یک پروژه‌ی استعماری غربی دانست؛ چرا که تا آن زمان، برای نمونه، حدود ۸۰ هزار یهودی در بغداد زندگی می‌کردند. میان‌رودان (بین‌النهرین) و مصر از کهن‌ترین پایگاه‌های دیاسپورای آنان بوده‌اند.

ویژگی بارز خشونت‌های افراطی امروز این است که به‌جای تکیه بر نظام‌های اعتقادی دنیوی، مانند فاشیسم یا کمونیسم، بار دیگر به دین متوسل می‌شوند. حتا حمله‌ی روسیه به اوکراین نیز از سوی کلیسای آن به‌عنوان «جنگ مقدس» تقدیس می‌شود.

به گفته‌ی مارک یورگنس‌مایر، جامعه‌شناس دین، این «جهانی‌شدن خشونت دینی» به‌آسانی از سوی رهبران، جنگ‌سالاران، اینفلوینسرها یا ملاها تحریک می‌شود؛ کسانی که احساسات مذهبی را دست‌کاری می‌کنند، چه در میان جهادی‌ها، یهودیان مسیحایی، طالبان یا شبه‌نظامیان مسیحی در ایالات متحده.

از نظر تمدنی، تعیین‌کننده آن است که چه تعداد از مردم به «روندهای دموکراتیک و حقوق بشر» پایبند می‌مانند.

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید