اسلایدر خبری گزارشها

هرات زنده است؛ تقابل نور و ظلمت

زرین‌تاج شاری

تقریباً پنج سال است که جامعه‌ی افغانستان گرفتار یک زخم است؛ زخم ناسوری به نام طالب که با میکروب افراطیت و تمامیت‌خواهی و بدویت و تحجر، پیکر این اجتماع را متألم، رنجور، منزوی و آشفته ساخته است و درد طاقت‌فرسا و رنج تحمل‌ناپذیر آن، مردم را از کار، تحصیل، ترقی و رفاه باز داشته و هر روز آزار و رنج بیشتری را تحمیل می‌کند. این درد و رنج، با گذشت زمان تحمل‌ناپذیرتر و کشنده‌تر شده و مردم را به فغان آورده است. این زخم، در روزهای گذشته، از ولایت هرات سر باز کرده و به شکل سرکوب، محدودیت‌های اجتماعی و بازداشت‌ زنان همگام با خشونت و بربریت و رفتارهای غیرانسانی، عود کرده و خود را آشکار ساخته است. اعتراض مدنی امروز (سه‌شنبه ۱۹ جوزا) هزاره‌های جبرئیل هرات، فغانی‌‌ست‌ استخوان‌سوز و فریادی‌ست رهایی‌بخش، در واکنش به عود این زخم و درد تاریخی.

آنچه امروز در هرات اتفاق افتاد، تقابل نور و ظلمت بود و تقابل آزادی و اسارت، انسانیت و  بربریت، آگاهی و جهالت، ارزش‌های انسانی و ضد ارزش‌ها، فرهنگ و تحجر، و در نهایت، تقابل جامعه‌پذیری و ضد جامعه‌پذیری. این تقابل، در هیأت یک اعتراض مدنی و مسالمت‌آمیز به‌وسیله‌ی زنان و مردان سربلند و آگاه منطقه‌ی جبرئیل هرات، برای تحقق حقوق اساسی، مدنی و اولیه‌شان «تحصیل، کار، آزادی» در برابر سیاست‌های ضدانسانی و ضداخلاقی گروه طالبان، به انجام رسید، و با تأسف، تا این‌جای کار، پس از یک نمایش و دوئل تقریباً سه ساعته، تفنگ و چماق حرف آخر را زدند و صدای آخر را در کوچه‌های خاکی و تنگ این محله‌ی هزاره‌نشین ولایت هرات پیچیدند. به‌گفته‌ی بی‌بی‌سی، چوب و چماق و گلوله‌های مأموران طالب سر و دست بیش از ۳۰ تن از معترضان را شکسته و بدن‌شان را شکافته‌اند. حداقل جان یک کودک و یک زن معترض را نیز گرفت و خون سرخِ آن‌ها را بر خاک و سیمان جاده‌ها افشاند تا نشانه‌ای باشد از بربریت، افراطیت، جهالت، ظلم و تمامیت‌خواهی حاکمان قبیله؛ همان حاکمانی که از آزادی، آگاهی، توانمندی و حضور زنان، می‌هراسند و پنج سال است که آن‌ها را سرکوب کرده و از صحنه‌های اجتماعی و اقتصادی و علمی و آموزشی رانده‌اند؛ همان تاریک‌اندیشانی که آگاهی زنان را مساوی با رسوایی و نابودی‌شان می‌پندارند؛ همان حاکمانی که با مدنیت و عدالت بیگانه‌اند و به تنها چیزی که می‌اندیشند، سلطه و تمامیت‌خواهی قبیله‌ای است. برای رسیدن به اهدف‌شان، زنان را به اسارت کشانده و آزادی فردی و اجتماعی آن‌ها را گرفته‌اند.

آری، تا این‌جای کار، تفنگ و تفنگ‌به‌دوشان متحجر و شب‌اندیش قبیله، حرف آخر را زده‌اند، مردان و زنان هزاره‌ی جبرئیل- همان منادیان مدنیت و آزادی و آگاهی و برابری‌ـ را کشته، زخمی، سرکوب و بازداشت نموده و صدای رسای «تحصیل، کار، آزادی» را در گلوی آن‌ها خفه کرده‌ تا باشد که سلطه‌ی شب را تداوم ببخشند و خورشید آزادی و آگاهی و عدالت را در چاه جهالت و ظلمت به بند بکشانند و از طلوع صبح برابری در این کوی و برزن، خبری نباشد.

این دوئلِ تقریباً سه ساعته، هرچند کوتاه بود و خونین و هرچند چهره‌ی مردمی شهرک جبرئیل را اکنون نظامی کرده؛ اما تلنگر روشنی بود به تاریک‌اندیشان و جلادان قبیله و حتی به جهان و جهانیان که «هرات زنده است» و قلب تپنده‌ی آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی. زنان و مردان شریف جبرئیل هرات زندگی‌شان- این تنها گوهر گران‌بهای دست‌داشته‌شان‌ـ را به کف دست گرفتند و در برابر سلطه‌ی شب‌پرستان ایستادند. از مرگ و ریختن خون‌شان نهراسیدند، تفنگ و چوب و چماق و خشونت طالب را به جان خریدند تا بگویند که «تحصیل، کار، آزادی» حق زنان و مردان این سرزمین است و برخوردها و بازداشت‌های خلاف کرامت انسانی و ارزش‌های مدنی لشکر جهل و جنون،  در روزهای اخیر، غیرقابل قبول.

آری، این بود مشق معترضان هزاره‌ی جبرئیلِ هرات با قطره‌قطره خون‌شان، بر سنگ‌فرش کوچه‌ها و خیابان‌های این شهر و امیدوارم هر قطره خونی که بر خاک و سیمان جبرئیل ریخته شده است، تبدیل به سیل بنیان‌براندازی شود که طالبان و افراطیت و جهالت و خشونت و بدویت‌شان را از بنیاد برکند.

اما این نکته قابل یادآوری است که با تأسف، این حرکت دادخواهانه و این فریاد، هم‌گام، هم‌صدا و هم‌سرایی از میان دیگر هراتیان و از میان اقوام و گروه‌های نژادی دیگر پیدا نکرد تا باشد که صف نور و آگاهی و عدالت طولانی شده، هراسی در دل این شب‌پرستان بیافریند. انتظار می‌رفت، روشنفکران و فرهنگیان دیگر هرات، هم‌صدا و هم‌رکاب هم‌وطنان هزاره‌شان، پا به خیابان گذارند و سرود آزادی و آگاهی سر دهند و لرزه براندام فرسوده‌ی تفنگ‌به‌دوشان و جلادان طالب بیافرینند. با تأسف که خون سرخ قربانیان و زخمیان هزاره‌ی شهرک جبرئیل، با سکوت و بی‌تفاوتی پاسخ داده شد و کسی لب به حمایت نگشود، گام به پشتیبانی بر نداشت و کلام به همراهی، بر زبان جاری نکرد. چنین برخوردی، در کشتی اعتراض مردم کشور، شکافی خلق کرده و آن را به سرانجام نگران‌کننده‌ای خواهد کشید.

می‌دانم که همه‌ی مردم افغانستان به تنگ آمده‌ و از سلطه‌ی بنیادگرایانه‌ی طالب، به گلو رسیده‌اند. برای همین، امروز، امیدوار بودم که جبرئیل اگر نه در افغانستان، حداقل در هرات، تکثیر خواهد شد و صدای آزادی‌خواهی و عدالت‌طلبی آن‌ها در کوچه‌کوچه‌ی هرات طنین‌انداز خواهد گشت؛ اما متأسفانه تا اکنون، چنین اتفاقی نیفتاده و اگر، حرکت‌های اعتراض‌آمیز و دادخواهانه‌ی مردم افغانستان چنین پیش بروند، بدون شک، طالبان آن‌ها را سرکوب و معترضان را بازداشت خواهند کرد و این جای نگرانی است.

طالب به‌مثابه‌ی درد جمعی و اجتماعی، زمانی نابودشدنی است که همه‌ی آحاد جامعه، دوشادوش هم حرکت کنند و علیه ستم و ظلم طالبانی بایستند. در غیر این صورت، در هر گوشه‌ای این خاک، سرکوب شده و جرئت ایستادن و عدالت‌طلبی از آن‌ها سلب خواهد شد.

 

در مورد نویسنده

Avatar photo

مدیر وبسایت

نظر بدهید

برای ایجاد نظر اینجا کلیک کنید