حافظ
زمانی که رژیم جهالت و ظلمت، مکتبها را در افغانستان، به روی میلیونها ذهنها و استعدادهای مشتاق شکوفایی و تکامل بستند، برای بسیاری از خانوادههایی که هنوز دغدغهی آموزشی در جانشان شعله میکشید، آن سوی مرز، کویته، جغرافیای امیدشان بود. طی چهارسال گذشته، بسیاری در آنجا شمع آگاهی و آموختن را در جانشان روشن نگه داشتند. بنا به آماری که منابع محلی از کویته ارائه میکنند، بیش از ۵۰ مکتب برای مهاجرین در کویته وجود داشته است. از آنجمع، بیست مکتب آن فارسیزبان و عمدتاً در دو محلهی به شدت امینتی هزارهنشین؛ «مهری آباد/مری آباد» و «هزارهتاون» فعالیت میکرده است.
تعداد زیادی از دانشآموزان، بهخصوص دانشآموزان دختر که در کابل از سوی طالبان ممنوعالتحصیل بودند، برای ادامهی تحصیل به کویته رفته بودند. در کویته ممنوعیتی وجود نداشت و برخلاف کابلِ تحت حاکمیت طالبان، دختر و پسر میتوانستند درس بخوانند و برای تحقق اهداف و تأسیس آیندهشان، بشتابند.
تنها در بیست مکتب فارسی، که در دو محلهی هزارهنشین کویته موقعیت داشت، بیش از ۱۰ هزار دانشآموز مشغول تحصیل بودند. همین مکاتب فارسی هرسال بیش از ۵۰۰ دانشآموز فارغالتحصیل داشته که بیش از هشتاد درصد آن را دانشآموزان دختر تشکیل میدادهاند.
اما در روزهایی که هیچ آموزشگاه دخترانه در افغانستان باز نیست و رژیم طالبان همچنان بر همان لولای جهل، تبعیض و ظلم علیه زنان میچرخد، دولت پاکستان نیز در کویته مکاتب را به روی مهاجرین بست.
منابع محلی از کویته گزارش میدهند که در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۲۵، پولیس پاکستان به مکاتب فارسیزبان مهاجران در هزارهتاون آمده و تمامی مکاتب فارسیزبانِ مهاجران را بسته کردهاند.
بهگفتهی منابع، این مکاتب ثبت وزارت معارف افغانستان بوده و تمامی اسناد و مدارک تعلیمی آن از طریق قنسولگری کویته و اتشهی معارف، طی مراحل میشده است. همچنین این مکاتب، در ادارهی Baluchistan Foundation نیز ثبت بوده، که این اداره اکنون لغو شده است.
منابع میگویند طی چند روز اخیر، از ادارات مختلف پاکستان هیأت میآمده و پرسوجو میکرده که آیا این مکاتب ثبت و راجستر هستند، یا خیر. همچنین طبق گزارش منابع، از مسئولین مکاتب سؤال شده که مالیات را به کجا تحویل میدهند.
همزمان با این رویداد، روند اخراج مهاجرین افغانستان از پاکستان نیز بهصورت شدید و گسترده جریان دارد. در تاریخ ۸ سپتامبر، قنسولگری افغانستان در پاکستان، به منظور جلوگیری از اخراج مهاجرین، مکتوبی به مکاتب مهاجرین در کویته فرستاده و طی آن از مسئولین آن خواسته که برای چند روز، تمامی مکتبها را تعطیل کنند. اما سه روز بعد از این تعطیلی، پولیس پاکستان تمامی مکاتب را میبندد.
در حال حاضر تمامی مکاتب فارسیزبانِ مهاجرین در کویته، از سوی دولت پاکستان بسته شده است. مسئولین مدارس به هفتهنامهی جادهی ابریشم گفتهاند که تلاشها آنان برای بازگشایی مکاتب ادامه دارد.
بهگفتهی مسئولین، مکاتب کویته در نظام آموزشی و جامعهی افغانستان همواره نقش مثبت ایفا کرده و یک خلأ بزرگ آموزشی را پر کرده است. دانشآموزان مهاجران در کویته و هزارهتاون، طی سالها رتبههای برتر کانکور را از آن خود میکردند، بورسیههای تحصیلی مهم کسب مینمودند و در دانشگاههای داخل و خارج از کشور، درخشش چشمگیری داشتند. حتی تعدادی از دانشآموزان فارغالتحصیل از مکاتب مهاجرین در کویته، در دانشگاههای رتبه اول و رتبههای برتر جهان راه یافتهاند.
در کنار تعداد زیادی دانشآموزان، تعداد از تحصیلکردگان و معلمین جوان نیز در مکاتب مهاجرین در کویته مصروف کار و آموزش بودند. براساس آمار منابع محلی، حدود ۵۰۰ معلم در مکاتب مهاجرین در کویته مصروف آموزش بودند.
اما با بستهشدن این مکاتب، علاوه بر رهاشدن دانشآموزان در بلاتکلیفی و سرنوشت معلّق و نامعلوم، بسیاری از معلمن نیز بیکار و بیشغل شدهاند.
این اما درحالیاستکه یکی از مسئولین مکاتب میگوید در بحبوحهی که دولت پاکستان مکاتب مهاجرین را بسته است، حدود بیش از ۵۰۰ مدرسهی دینی در آنجا وجود دارد که توسط دولت افغانستان حمایت میشود و دولت افغانستان حتی هزینهی تحصیل طلاب و اساتید آن مدارس را پرداخت میکنند. بهگفتهی این منبع، مدارس دینی، درعینحالکه ثبت دولت پاکستان نیست، اما عملاً و بدون هیچ نگرانی از بستهشدن، دروسشان ادامه دارد.
برای خانوادههایی که به خاطر تحصیل دخترانشان به کویته رفته بودند، بستهشدن مکاتب مهاجرین، بار دیگر به معنای سقوط مجدّد و یک فاجعه محسوب میشود. آنان رفته بودند تا سالهای جوانی و نوجوانی دخترانشان، در کشوری که تحصیل در آن ممنوع شده بود، به هدر نرود و زندگی و سرنوشتشان تباه نگردد. اما با بستهشدن آموزشگاههای فرزندانشان در کشور دیگر، بار دیگر ناامید، بیپناه و سرگرداناند. وقتی در افغانستان آموزشگاهها بسته شدند، آنان داروندارشان را در چمدانی گذاشتند و به کویته عزیمت کردند. اکنون که آموزشگاههای آنها در کویته نیز بسته شدهاند، بهراستی باید کجا روند، به کدام فردا، به کدام جغرافیا و به کدام افق چشم بدوزند؟ وقتی رژیم جهل و جنایت در افغانستان بر مردم و سرنوشت آنها مستولی شد، توقع آن بود جامعهی جهانی تلاش کنند جلوی محدودیتهای مرگبارِ وضعشده از سوی رژیم را بکاهند. اما گویی این توقع در مناسبات کور و تاریک و ظالمانهی کنونی، خیال واهی و پوچ از آب درآمده است. آنچه در افغانستان و اینک در پاکستان رخ داده، سناریوی بسیار وحشتناکی است که تنها سرنوشت صدهاهزار دانشآموز را ویران نمیکند، بلکه آیندهی جامعهی جهانی، مدنیت و عدالت و امنیت اجتماعی در هر کجای جهان را به خطر خواهد انداخت. هراندازه و در هر کجا که دامن جهل و نادانی گسترده شود، جامعهی جهانی بیشتر به مخاطره خواهد افتاد. بذر تبعیض و ظلم و خشونت با هر ابزاری، توسط هر کسی و علیه هر کسی، کاشته شود، جانعهی بشری آن را درَو خواهد کرد و هیچ کسی از لطمات و آسیبهای آن در امان نخواهد بود. بسیار ناجوانمردانه است که طیف مهاجران و آوارگان، به دلیل بیدفاعبودن مطلق، همچنان مورد ظلم و تبعیض و حذف و انکار قرار گیرند.





نظر بدهید